به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 35 از 35 نخستنخست ... 5152526272829303132333435
نمایش نتایج: از شماره 341 تا 350 , از مجموع 351

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام دوستای خوبم

    فضای همدردی برای من انقدر آشنا و دوست داشتنی بود که دلم نیومد بی خداحافظی برم حتی اگه برای بیشترتون ناشناخته باشم.

    وقتی که توی تالار میومدم دوست داشتم بیشتر با جوش آشناشم و با بچه هاش صمیمی تر بشم ،نمیدونم شد یا نه .

    از همدردی درس های زیادی گرفتم که برام خیلی ارزش داره .بچه ها می خوام با یه خبر خوووووب این جمع صمیمی رو ترک کنم

    من با تمام سختگیری ها بالاخره همسر ایده آلم رو پیدا کردم و هفته پیش عقد کردیم...

    دعا میکنم برای همتون که زندگی خوب و سرشار از عشق داشته باشید و توی جاده زندگی مقصدتون خدایی باشه.

    خداحافظتون

  2. 10 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 20 دی 94), m.reza91 (شنبه 19 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), mohamad.reza164 (جمعه 11 دی 94), paiize (یکشنبه 20 دی 94), فرشته مهربان (دوشنبه 12 بهمن 94), مسافر زمان (دوشنبه 21 دی 94), zolal (شنبه 19 دی 94), باغبان (جمعه 11 دی 94), صبا_2009 (جمعه 11 دی 94)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 شهریور 04 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1393-6-31
    نوشته ها
    589
    امتیاز
    21,366
    سطح
    92
    Points: 21,366, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 984
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,314

    تشکرشده 1,494 در 483 پست

    Rep Power
    142
    Array
    سلام به همه دوستای گلم، بعد مدت ها اومدم سایت و این تاپیک رو دیدم. دلم برای خانم ارم، آقای فدایی یار و میشل جان تنگ شد.

    ارم جان خیلی برات خوشحال شدم، ان شاالله خوشبخت در کنار همسرت زندگی کنی.

    آقای فدایی یار و میشل جان براتون بهترین ها رو آرزو میکنم. با تصمیمی که گرفتید موافقم، چون اساسا ارزش لحظات زندگی اونقدر بالاست که هیچ چیزی جز زندگی کردن با تمام وجود در حال نمیتونه جایگزین اون باشه.

    گاهی لازمه خودمون رو از چیزهایی که بهشون عادت کردیم جدا کنیم. گاهی این فاصله ها ذهن رو خلوت میکنه و در ما تعادل ایجاد میکنه.
    موفق باشید.

    به نور نگاه کن ! سایه ها پشت سرت خواهند بود.

  4. 8 کاربر از پست مفید zolal تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 20 دی 94), m.reza91 (شنبه 19 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), mohamad.reza164 (شنبه 19 دی 94), paiize (یکشنبه 20 دی 94), فدایی یار (چهارشنبه 23 دی 94), مسافر زمان (دوشنبه 21 دی 94), باغبان (شنبه 19 دی 94)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    سلام دوستان عزیز همدردی

    متاسفانه صحبت هایی در تاپیک کل کل شد که از عقیده ای که من در خصوص اون تاپیک داشتم کاملا جداست. نیازی به اینکه بخوام چیزی رو ثابت کنم احساس نمی کنم. من فکر می کردم اگر تعامل اعضا بیشتر بشه به نفع سایته و بارها هدف از فعالیتم رو در اون تاپیک گفتم. حتی در این راستا تاپیک آخری که زدم : http://www.hamdardi.net/thread-40780.html ، هدف یاداوری لحظات کوچکی بود که اگه بهشون دقت کنیم و افکار منفی رو از ذهنمون خارج کنیم زندگیمون شاد میشه.
    نیازی به توضیح بیشتر نمیبینم، اگر گاهی در اون تاپیک از وضعیت رسمی خارج می شدیم دلیل بر سوءاستفاده نبود خیالمون راحت بود تاپیک عمومیه و همه دارند می بینند ؛ جناب مدیر این اختیار رو دارند که پیام های خصوصی بنده رو که با اعضای خانم داشتم ( مشروط به رضایت طرف دوم پیام) کامل روی سایت بگذارند تا مشخص بشه آیا من می خواستم ظلمی کنم یا نه ، در فضایی که کسی نمی بینه.
    هر چند که من از سوی کاربران بازخوردهای مثبتی ازون تاپیک دریافت می کردم اما اگر واقعا درصد قابل توجهی برداشتهای دیگه ای کردند باید بگم که به هدف نرسیدم و پیشنهاد انسداد تاپیک رو می دم.
    حضور من در این سایت از روی تفریح و خوشگذرونی نبود برای کمک به خودم و دیگران بود اونم در شرایطی که اخیرا به این فکر می کردم که چگونه تاپیک های تعاملی نظیر تاپیک آخرم بزنم.
    اگر کسی رو رنجوندم معذرت می خوام، به خصوص از مدیر همدردی چون احساس کردم باعث ناراحتیشون شدم. خود من بارها شده می خواستم یه محصول نرم افزاری مثل فیس بوک ( شبکه اجتماعی) ایجاد کنم و بفروشم ولی وقتی به این فکر کردم که چه سوءاستفاده هایی ممکنه ازش بشه پشیمون شدم و دیدم ارزشش رو نداره؛ واقعا مسئولیت سختی دارند و نگرانیشون برای من محترمه ولی نمیگم که ناراحت نشدم، البته ناراحت نه از بابت نسبتی که به من داده شد بلکه حس کسی که کاری رو فکر میکنه در جهت مثبت داره میکنه ولی بقیه یه چیز دیگه در جهت منفی در فکرشونه.

    در هر حال اصراری نیست.


    بازم از همه تشکر می کنم.


    به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی ؛ به صد دفتر نشاید گفت شرح حال مشتاقی


    به یاد داشته باشیم زندگی زیباست با افکارمون اونو خراب نکنیم

    بدرود.
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود




  6. 7 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 21 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), mohamad.reza164 (دوشنبه 21 دی 94), مدیرهمدردی (دوشنبه 21 دی 94), افسونگر (دوشنبه 21 دی 94), سرشار (دوشنبه 21 دی 94), شیدا. (دوشنبه 21 دی 94)

  7. #4
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    با سلام
    اینجا تالار همدردی بیشتر از اینکه مطالبش به درد کسی بخورد، فعل و انفعالاتی که به صورت تمرین در این محیط مجازی انجام می شود می تواند موجب تقویت ما بشود.

    چرا ما نسبت به نظرات دیگران تحمل پایینی داریم، مخصوصا وقتی که از روی علم و تخصصی و به طور کلی نکته هایی ارسال می شود.

    ما در یک تاپیک که دهها نفر پست می گذارند و بر اساس متد رایج در آن تاپیک با هم محاوره و شوخی دارند، یک نکته قرار دادیم. نکته ای که اتفاقا بازخورد خود شما عزیزان بوده است.

    این چرا باید منجر به واکنش اجتنابی، احساسی و قهر شود.
    به همدردی راحت می توان آمد و راحت می توان رفت، حتی بدون خداحافظی. اما این رویه نسبت به جاهایی که موافقم میلمان نیست، رویه صحیحی هست؟
    آیا هر نکته عمومی را خصوصی به خود نسبت می دهیم؟!
    آیا تا وقتی تعریف و تمجید از کارهای خوبمان بشود با انگیزه و اثربخش و سازنده ایم. اما اگر شرایط را به اشتباه ناموافق دیدیم. احساس بدی سراغمان می آید و بر اساس آن تصمیم هم می گیریم.

    من به عنوان مدیر همدردی، هرگز سعی نکرده حرفها و پستهایی را بزنم که تعداد کاربران تالار بیشتر شود. یا از من خوششان بیاید ، یا وابسته تالار شوند.
    همیشه معیار و ملاکهای همدردی کاملا در قالب قوانین و اطلاعیه ها و توصیه ها و پستهایمان ثابت و قوی بوده است.
    اگر گفتیم در دین شوخی مرد و زن را جایز ندانسته است. این مشکل مدیر همدردی نیست. و هیچ اهانتی به هیچ کاربری نیست.
    بنده خودم هم هرگز مصون از هیچ خطایی نبوده و نیستم.
    اینجا محیطی دوستان هست که البته تصور می کنم باید ظرفیتهایمان حداقل نسبت به دوستان و خیرخواهانمان بیشتر باشد.
    اینجا قصد تهمت به هیچ کسی نیست.

    در تالاری که همه داعیه کل کل دارند. چرا باید اگر کل کلی بر مبنای مسائل دینی نه لذت شخصی بیان می شود. افراد به خود بگیرند و رنجیده شوند و از همه بدتر قهر کنند.

    واقعا اگر روحیه امان اینقدر در زندگی واقعی حساس و آسیب پذیر باشد حتی اگر همه قرآن را حفظ باشیم. همه مبانی اعتقادی و اخلاقی را حفظ باشیم. و هزاران شعار بلد باشیم، حتی یک لحظه هم نمی توانیم سازگاری بر قرار کنیم.
    همکار، همسر، فرزند، والدین، فامیل و همسایه همه دقیق بر اساس آنچه ما صحیح می دانیم عمل نمی کنند. خب اگر طوری عمل کردند که تصور اهانت کردیم، از کوچه امان کوچ می کنیم. از منزلمان قهر می کنیم. و برای اینکه آنها بد برداشت کرده اند زانوی غم بغل می کنیم.

    باید تحمل و صبر و انتقادپذیری را تقویت کنیم. اعتماد به نفسمان را بالا ببریم تا بتوانیم در میادین حاضر بمانیم و تمرین های بیشتری روی خود انجام دهیم.

    =====
    دقت کنید ما حتی برای مدیر شدن در همدردی معیارهایی قرار دادیم که اکثر آنها روی صبر و تحمل و رفتار سازگارانه بوده است. نه حرفهای قشنگ قشنگ.
    کاربران محترم لینک ذیل را مطالعه بفرمایید:
    http://www.hamdardi.net/thread-6079.html

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  8. 8 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    m.reza91 (سه شنبه 22 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), mohamad.reza164 (سه شنبه 22 دی 94), فدایی یار (چهارشنبه 23 دی 94), گیسو کمند (سه شنبه 22 دی 94), اعجاز عشق (چهارشنبه 23 دی 94), سها** (سه شنبه 22 دی 94), عشق آفرین (شنبه 16 اردیبهشت 96)

  9. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 آبان 01 [ 10:33]
    تاریخ عضویت
    1393-7-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    8,639
    سطح
    62
    Points: 8,639, Level: 62
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    346

    تشکرشده 262 در 104 پست

    Rep Power
    37
    Array
    اقای ام رضا پست های شما چه اونایی که جدی بودن و قصد راهنمایی کردن داشتید و چه پست های طنز تون خیلی مفید و
    اموزنده بودن۰ امیدوارم خداحافظی تون موقتی باشه و هر چه زودتر به فعالیت تون ادامه بدین۰ با ارزوی لحظات شاد

  10. 6 کاربر از پست مفید محیا ناز تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 21 دی 94), m.reza91 (سه شنبه 22 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), mohamad.reza164 (دوشنبه 21 دی 94), گیسو کمند (سه شنبه 22 دی 94), شیدا. (دوشنبه 21 دی 94)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array
    سلام آقای رضای عزیز

    نمی دونم چرا خداحافظی برای من اینقدر سخته! تحمل رفتن ها اینقدر سخته! تک تک اشخاصی که در محیط پیرامون من هستن و قصد رفتن میکنن برای من سخته قبولش. تنها چیزی که آرام میکنه من رو اینه که این رفتن باعث پیشرفت و تعالی اون شخص میشه، اگر بخوام مثال همدردی برات بزنم، میشه خداحافظی فدایی یار که با رفتنش رفت که پیشرفت کنه.


    راستش من تو سوال و جواب صندلی داغ یه باز ازت بسیار ناراحت شدم. ولی در کسری از ثانیه یادم اومد که از ام رضا چه چیزهایی دیدم، شخصیتش چی بوده، ازش چه چیزهایی یاد گرفتم، یادم اومد یه تاپیک خوب و کاربردی زده بودی جدیدا( همون که خودت لینکش رو گذاشتی)، در کسری از ثانیه یادم اومد که من اومدم تو همدردی تا درکم بره بالا، ظرفیتم بره بالا، تحمل نظر و عقاید مخالف برام راحت باشه، و ناراحتی از تو جاش رو با ناراحتی از خودم عوض شد که چرا از تو به دل گرفتم.


    من تو تاپیک کل کل هیچ وقت نرفتم چون احساسم این بود کل کل تعلق به همدردی هایی داره که دل هاشون به هم نزدیک هست و از مطالب داخلش اگاهی ندارم. ولی هم آقای مدیر رو میشناسم و هم تو و باقی دوستان رو.


    ------
    خود من بارها شده می خواستم یه محصول نرم افزاری مثل فیس بوک ( شبکه اجتماعی) ایجاد کنم و بفروشم
    چه جالب منم خیلی وقت هست تو این فکر بودم، البته هنوزم هستم ولی یکم فرق داشت و بیشتر تخصصی بود.

    ----------

    امیدوارم به زودی ریکاوری بشی و برگردی .
    همدردی به امثال مثل تو نیاز داره.
    شاید همدیگر رو نشناسیم و الان تو دلت بگی یادم نمیاد با هات چایی خورده باشم ( یا به قول سرشار عزیز دل های ما از طریق همدردی به هم وصله و بگی دلمون به هم وصل نیست) ولی من تک تک چیزهایی که از تو به یادگار بردم رو یادم هست.

    ----------

    دوست داشتی به وبلاگ من سر بزن. خوشحال میشم. دوست جدید و عزیز من

    ویرایش توسط mohamad.reza164 : دوشنبه 21 دی 94 در ساعت 21:11

  12. 6 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 21 دی 94), m.reza91 (سه شنبه 22 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), فدایی یار (چهارشنبه 23 دی 94), گیسو کمند (سه شنبه 22 دی 94), سرشار (دوشنبه 21 دی 94)

  13. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    سلام جناب سنگتراشان
    امیدوارم حالتون خوب باشه
    اینجا تالار همدردی بیشتر از اینکه مطالبش به درد کسی بخورد، فعل و انفعالاتی که به صورت تمرین در این محیط مجازی انجام می شود می تواند موجب تقویت ما بشود.
    دقیقا ، به همین خاطره که دیشب وقتی این پستتونو دیدم؛ از یه طرف میگفتم برای من که دیگه اهمیتی نداره چرا باید تلاش بکنم ولی ازون طرف چون خودم به این فرمایشتون اعتقاد دارم گفتم بیام و بعضی از ابهاماتی که مطرح کردید رو توضیحاتی بدم؛ البته امیدوارم این بار دچار ذهن خوانی در مورد من نشید، چون من جز راست نمیگم البته اهمیتی نداره که بپذیرید یا نه. شاید یادگاری خوبی باشه.
    چرا ما نسبت به نظرات دیگران تحمل پایینی داریم
    این واقعا چیزی جز خطای شناختی ذهن خوانی نیست البته جسارت نمیکنم خدمت شما . من وقتی ببینم حضورم باعث آزار کسی میشه حداقل کاری که می تونم براش بکنم اینه خودم رو حذف میکنم تا حضور من باعث رنجشش نشه. اینجا خونه ی شماست و ما مهمون شماییم، اگه بدونیم نمی خواید اصراری به موندن نیست؛ یادمه می گفتید خوشحال می شید تمام کاربرا برند و اینجا رو ببندید. پست آخرتونو تو کل کل دیدم؛ حسن نیتتونو درک کردم اما بازم نتونستم به خودم بقبولونم که منظور شما کس خاصی نبوده چون پیش بینیشو کرده بودید :
    ببخشید اینقدر رک می گویم. اما اینکه کسی از من ناراحت بشه را ترجیح می دهم به اینکه به خطا و لغزش بیفته.
    و اینکه افراد حاضر در کل کل این اواخر مشخص بودند؛ متاسفانه این رو یه مغالطه می دونم و نتونستم بپذیرم. شجاعت شما رو در عذر خواهی کردن تحسین میکنم هر چند من ناراحت نشدم که بخوام بپذیرمش یا ردش کنم.

    این چرا باید منجر به واکنش اجتنابی، احساسی و قهر شود.

    ازونجایی که پست بنده رو دیشب نقل قول گرفته بودید و الان دیدم برش داشتید من همون دیشبی رو ملاک میگیرم! :)
    من صراحتا ناراحتیم رو صرفا از باب تاسف و نه رنجش مطرح کردم و فکر می کنم خیلی واضح این کار رو کردم و شما با نوشتن این کلمات نشون دادید چیزی رو از من فهمیدید که دوست دارید؛ یعنی انسان ضعیفی که قهر کرد و رفت؛ آیا طبق اصول ارتباطی این درک فرد مقابله؟ آیا می تونه گفتگو رو ادامه بده؟ با این حال من دارم ادامه میدم. در ادامه در این خصوص باز هم نکاتی رو اشاره می کنم

    آیا تا وقتی تعریف و تمجید از کارهای خوبمان بشود با انگیزه و اثربخش و سازنده ایم. اما اگر شرایط را به اشتباه ناموافق دیدیم. احساس بدی سراغمان می آید و بر اساس آن تصمیم هم می گیریم.
    هم وجدانم میدونه هم خداوند شاهده که از اولین پستی که اینجا زدم قصدم خیرخواهی نسبت به مراجعین بوده؛ دلم می سوخت کاربری رو میدیدم که از یه رابطه شکست خورده ناراحت می شدم می دیدم فردی از افسردگی رنج می بره، زنی که از بی توجهی شوهرش رنج میبره و ... . خدا رو شاکرم که حتی همین پست رو دارم در همین راستا می نویسم شاید افرادی بخونند و نکاتی رو ازش بتونند استخراج کنند. بنابراین نه برای تشویق شما نه برای ثواب و نه برای هچ چیز فقط برای مراجع پستی رو زدم. متاسفانه این حرفتونم خودش مصداقی از ذهن خوانیست.

    ضمن اینکه بنده ناراحتیم رو طبق اصول ارتباطی مشخصا ابراز کردم ولی نگفتم بهم برخورده یا شرایط رو نابسمان دیدم احساس بدی سراغم اومد(جناب مدیر دقت دارید که این والد سرزنشگره). خیلی تعجب کردم که پست منو درست نخوندید.
    افراد به خود بگیرند و رنجیده شوند و از همه بدتر قهر کنند.
    حداقل در خصوص من چینین چیزی صادق نیست ( اصراری به اثباتش ندارم چون به احوال خودم اشراف دارم)ولی رنجش دوستانم رو حس کردم. جناب مدیر، آیا در دین ما رنجوندن مردم گناه نیست؟ ایا درسته که افراد رو برنجونیم بعد بگیم تقصیر خودشونه که اعتماد به نفس ندارن، شما به عنوان یک روانشناس اگر مراجعی داشته باشید زود رنج،اگر نتونید او رو در راه مشاوره بیارید، ضعف از مهارت ارتباطی شماست یا اینکه اون اعتماد به نفس نداره؟ ایا شما باید از خودتون انتظار داشته باشید که به عنوان یک حرفه ای ارتباط برقرار کنید یا مراجع بره اعتماد به نفسش رو افزایش بده تا شما بتونید باهاش ارتباط بگیرید؟
    البته اینکه بگیم افراد باید عزت نفس بتنی داشته باشند غلطه، بعضی وقتا یه سری موارد سنگین هستند؛ بنظرتون رنجش خانم ها از شوخی هایی ازین قبیل:
    شما ضعیفه ها رو فقط باید گرفت زیر کمربند و شلاق تا
    به خاطر چیه ؛ پایین بودن عزت نفسشون؟
    هر چیزی حدی جناب مدیر؛ طاقت ها متفاوته و اشتباه بزرگ سرزنش کردنشون به خاطر اینه که بلندای عزت نفسشون تا آسمون نیست؛ اصلا آیا نیازه که تا این حد هم ناراحت نشیم؟
    واقعا اگر روحیه امان اینقدر در زندگی واقعی حساس و آسیب پذیر باشد حتی اگر همه قرآن را حفظ باشیم. همه مبانی اعتقادی و اخلاقی را حفظ باشیم. و هزاران شعار بلد باشیم، حتی یک لحظه هم نمی توانیم سازگاری بر قرار کنیم.
    جناب مدیر من یه مهندسم، اول تحقیق می کنم بعد طرح میریزم بعد هم می سازم ، هر مطلبی که در این سایت گذاشتم بارها و بارها خودم ازش استفاده کردم و در خودم بهینشون کردم ، زیر و بمشو میدونم ، جاهایی که فرد می تونه دچار مشکل بشه رو میدونم ؛و در نهایت به مراجعی انتقالش دادم، اهل شعار و حرف زدن نیستم اهل عملم؛ البته ای کاش این حرف رو در فضای عمومی نمیزدید . آیا منطقتون اینه که کاربران زیادی بیان این شعار ها رو در سایت اشاعه بدند شاید از هر 100 نفر 1 نفر اون حرفها رو بپذیره و عمل کنه؟ احترام شما برای کاربران سایت دراین حده ؟ مرز عزت نفس خودمون و احترام به دیگران کجاست؟

    باید تحمل و صبر و انتقادپذیری را تقویت کنیم. اعتماد به نفسمان را بالا ببریم تا بتوانیم در میادین حاضر بمانیم و تمرین های بیشتری روی خود انجام دهیم.
    دقیقا موافقم؛ منتها اگر نتونیم انتقادمون رو با اصول صحیح ارتباطی منتقل کنیم قطعا به بی راهه می ریم.

    نه حرفهای قشنگ قشنگ.
    منظورتونو اصلا نفهمیدم؛ هر چند خودش یه نمونه ی دیگه از والد سرزنشگره البته حدود 40 درصد مفاهیم پستتون والده.
    ضمنا علاقه ای به مدیر شدن نداشتم.
    اگر جایی اشتباه کرده بودم ممنون میشم مطرح کنید.

    به هر حال تمرین دیروز تمرین خوبی بود برای یکی دو دقیقه حس سنگینی کردم ولی خیلی زود برام عادی شد و یه بار دیگه به همون حرفی که در تاپیک صندلی داغ زدم رسیدم، اینکه نباید از آدما انتظار داشت. اما برای دوستان و رنجششون ناراحت شدم. الانم اینجام تا شفاف بشه همه چیز چون پست شما زیر پست من می تونه کاربران رو دچار اشتباه کنه.

    تاکید میکنم من ابدا علی رغم اتفاقی که افتاد سایت رو نفی نمی کنم و اگر چیزی میگم از روی دلسوزیه؛ هرچند کنارگیریم از کلیه ی فعالیت های عمومی قطعیه.

    با احترام
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود




  14. 5 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 22 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 23 دی 94), گیسو کمند (چهارشنبه 23 دی 94), افسونگر (چهارشنبه 23 دی 94)

  15. #8
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    [FONT="Tahoma"][SIZE="2"]
    نقل قول نوشته اصلی توسط m.reza91 نمایش پست ها
    سلام جناب مدیر همدردی
    امیدوارم حالتون خوب باشه

    دقیقا ، به همین خاطره که دیشب وقتی این پستتونو دیدم؛ از یه طرف میگفتم برای من که دیگه اهمیتی نداره چرا باید تلاش بکنم ولی ازون طرف چون خودم به این فرمایشتون اعتقاد دارم گفتم بیام و بعضی از ابهاماتی که مطرح کردید رو توضیحاتی بدم؛ البته امیدوارم این بار دچار ذهن خوانی در مورد من نشید، چون من جز راست نمیگم البته اهمیتی نداره که بپذیرید یا نه. شاید یادگاری خوبی باشه.

    این واقعا چیزی جز خطای شناختی ذهن خوانی نیست البته جسارت نمیکنم خدمت شما . من وقتی ببینم حضورم باعث آزار کسی میشه حداقل کاری که می تونم براش بکنم اینه خودم رو حذف میکنم تا حضور من باعث رنجشش نشه. اینجا خونه ی شماست و ما مهمون شماییم، اگه بدونیم نمی خواید اصراری به موندن نیست؛ یادمه می گفتید خوشحال می شید تمام کاربرا برند و اینجا رو ببندید. پست آخرتونو تو کل کل دیدم؛ حسن نیتتونو درک کردم اما بازم نتونستم به خودم بقبولونم که منظور شما کس خاصی نبوده چون پیش بینیشو کرده بودید :

    و اینکه افراد حاضر در کل کل این اواخر مشخص بودند؛ متاسفانه این رو یه مغالطه می دونم و نتونستم بپذیرم. شجاعت شما رو در عذر خواهی کردن تحسین میکنم هر چند من ناراحت نشدم که بخوام بپذیرمش یا ردش کنم.



    ازونجایی که پست بنده رو دیشب نقل قول گرفته بودید و الان دیدم برش داشتید من همون دیشبی رو ملاک میگیرم! :)
    من صراحتا ناراحتیم رو صرفا از باب تاسف و نه رنجش مطرح کردم و فکر می کنم خیلی واضح این کار رو کردم و شما با نوشتن این کلمات نشون دادید چیزی رو از من فهمیدید که دوست دارید؛ یعنی انسان ضعیفی که قهر کرد و رفت؛ آیا طبق اصول ارتباطی این درک فرد مقابله؟ آیا می تونه گفتگو رو ادامه بده؟ با این حال من دارم ادامه میدم. در ادامه در این خصوص باز هم نکاتی رو اشاره می کنم


    هم وجدانم میدونه هم خداوند شاهده که از اولین پستی که اینجا زدم قصدم خیرخواهی نسبت به مراجعین بوده؛ دلم می سوخت کاربری رو میدیدم که از یه رابطه شکست خورده ناراحت می شدم می دیدم فردی از افسردگی رنج می بره، زنی که از بی توجهی شوهرش رنج میبره و ... . خدا رو شاکرم که حتی همین پست رو دارم در همین راستا می نویسم شاید افرادی بخونند و نکاتی رو ازش بتونند استخراج کنند. بنابراین نه برای تشویق شما نه برای ثواب و نه برای هچ چیز فقط برای مراجع پستی رو زدم. متاسفانه این حرفتونم خودش مصداقی از ذهن خوانیست.

    ضمن اینکه بنده ناراحتیم رو طبق اصول ارتباطی مشخصا ابراز کردم ولی نگفتم بهم برخورده یا شرایط رو نابسمان دیدم احساس بدی سراغم اومد(جناب مدیر دقت دارید که این والد سرزنشگره). خیلی تعجب کردم که پست منو درست نخوندید.

    حداقل در خصوص من چینین چیزی صادق نیست ( اصراری به اثباتش ندارم چون به احوال خودم اشراف دارم)ولی رنجش دوستانم رو حس کردم. جناب مدیر، آیا در دین ما رنجوندن مردم گناه نیست؟ ایا درسته که افراد رو برنجونیم بعد بگیم تقصیر خودشونه که اعتماد به نفس ندارن، شما به عنوان یک روانشناس اگر مراجعی داشته باشید زود رنج،اگر نتونید او رو در راه مشاوره بیارید، ضعف از مهارت ارتباطی شماست یا اینکه اون اعتماد به نفس نداره؟ ایا شما باید از خودتون انتظار داشته باشید که به عنوان یک حرفه ای ارتباط برقرار کنید یا مراجع بره اعتماد به نفسش رو افزایش بده تا شما بتونید باهاش ارتباط بگیرید؟
    البته اینکه بگیم افراد باید عزت نفس بتنی داشته باشند غلطه، بعضی وقتا یه سری موارد سنگین هستند؛ بنظرتون رنجش خانم ها از شوخی هایی ازین قبیل:

    به خاطر چیه ؛ پایین بودن عزت نفسشون؟
    هر چیزی حدی جناب مدیر؛ طاقت ها متفاوته و اشتباه بزرگ سرزنش کردنشون به خاطر اینه که بلندای عزت نفسشون تا آسمون نیست؛ اصلا آیا نیازه که تا این حد هم ناراحت نشیم؟

    جناب مدیر من یه مهندسم، اول تحقیق می کنم بعد طرح میریزم بعد هم می سازم ، هر مطلبی که در این سایت گذاشتم بارها و بارها خودم ازش استفاده کردم و در خودم بهینشون کردم ، زیر و بمشو میدونم ، جاهایی که فرد می تونه دچار مشکل بشه رو میدونم ؛و در نهایت به مراجعی انتقالش دادم، اهل شعار و حرف زدن نیستم اهل عملم؛ البته ای کاش این حرف رو در فضای عمومی نمیزدید . آیا منطقتون اینه که کاربران زیادی بیان این شعار ها رو در سایت اشاعه بدند شاید از هر 100 نفر 1 نفر اون حرفها رو بپذیره و عمل کنه؟ احترام شما برای کاربران سایت دراین حده ؟ مرز عزت نفس خودمون و احترام به دیگران کجاست؟


    دقیقا موافقم؛ منتها اگر نتونیم انتقادمون رو با اصول صحیح ارتباطی منتقل کنیم قطعا به بی راهه می ریم.


    منظورتونو اصلا نفهمیدم؛ هر چند خودش یه نمونه ی دیگه از والد سرزنشگره البته حدود 40 درصد مفاهیم پستتون والده.
    ضمنا علاقه ای به مدیر شدن نداشتم.
    اگر جایی اشتباه کرده بودم ممنون میشم مطرح کنید.

    به هر حال تمرین دیروز تمرین خوبی بود برای یکی دو دقیقه حس سنگینی کردم ولی خیلی زود برام عادی شد و یه بار دیگه به همون حرفی که در تاپیک صندلی داغ زدم رسیدم، اینکه نباید از آدما انتظار داشت. اما برای دوستان و رنجششون ناراحت شدم. الانم اینجام تا شفاف بشه همه چیز چون پست شما زیر پست من می تونه کاربران رو دچار اشتباه کنه.

    تاکید میکنم من ابدا علی رغم اتفاقی که افتاد سایت رو نفی نمی کنم و اگر چیزی میگم از روی دلسوزیه؛ هرچند کنارگیریم از کلیه ی فعالیت های عمومی قطعیه.

    با احترام





    با سلام و احترام
    m.reza91 گرامی
    بنده پس از اینکه پست شما را مطالعه کردم (پستی که ریز به ریز بخشهایی از مطالب بنده انتخاب شده و تفسیر نموده و پاسخ داده بودید)
    مجددا پستهای خودم را به دقت و همه محتوای آن را با هم مورد بازخوانی قرار دادم.
    خطاب بنده کلی و پست های مدیریتی بود در تاپیک کل کل قرار داده ام:
    1- پست مدیریتی و مشــاوره ای: در مورد خطا بودن شوخی زن و مرد نامحرم با هم
    2--ست مدیریتی و مشــاوره ای : در مورد تقویت تحمل و سعه صدر در خصوص نظرات ناموافق یا احتمالا اشتباه دیگران
    3 - پست مدیریتی و مشــاوره ای : در خصوص رفع ابهام که توصیه ها عمومی هست و شفاف کردن اصطلاح کمالگرایی و نحوه توجه به احساسات
    اگرچه ممکن است افرادی با دقت ویژه، بعضی از قسمتها را منطبق بر خود ببینند و بعضی را نبینند.
    شما آن پست را مجددا بخوانید. آن قسمت هایی که دقیقا شما را توضیح می دهد، حتما برای شما هم کمک کننده هست. اما اگر بخشهایی از آن بر شما منطبق نیست. خیالتان راحت باشد، حتما آن مورد به درد کسان دیگری می خورد. تصور نفرمایید که دقیقا همه آنها بر شما منطبق باشد. چون عمومی نگاشته شده است.

    بنده اگر بخواهم به شما نکاتی را بگویم حتما به صورت خصوصی بیان خواهم کرد.
    صدها یا هزارها کاربر سایت از بنده پیام خصوصی که شامل توصیه ، راهنمایی یا نظر مشاوره ای بوده است دریافت کرده اند. و الان هنگام خواندن این پست بر صدق این مدعا، در دلشان شهادت می دهند.
    اصلا لازم نیست بنده یک انتقاد خصوصی به یک نفر را بین دهها هزار نفر منتشر کنم.

    بنده فقط پست مدیریتی و کلی که لازم هست کاربران مد نظر داشته باشد، خطاب به عموم مطرح می کنم.
    اینکه وقایع کلی را شخصی سازی کنیم و بعد متوجه شویم بر ما مصداق ندارد و صحیح نیست و بعد پاسخ دهیم، آن چیزی هست که به ما آسیب می زند.


    ===========
    پاورقی:
    اگر تصور می کنید هنوز مسئله شخصی شماست و برایتان هنوز ابهام هست، لطفا از طریق خصوصی تماس با ما پیگیری کنیـد.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  16. 3 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 23 دی 94), m.reza91 (چهارشنبه 23 دی 94), عشق آفرین (شنبه 16 اردیبهشت 96)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array

    با سلام و احترام



    من به صورت كلي و خطاب به يكي از اعضاي محترمي كه واقعا در تالار سابقه ي خوبي دارند كه در صورت تمايل ايشان خواستم گفتگويي داشته باشم كه متاسفانه مقصود اينجانب ميسر نشد .

    نقل قول نوشته اصلی توسط اعجاز عشق نمایش پست ها
    سلام

    ببخشيد يكباره ميرم سر اصل مطلب :



    گاهي فكر مي كردم پستهاي تاپيك كل كل در تضاد كامل با فرهنگ و شان رسالت همدردي هست.


    بعضي صحبتها واقعا توهين آميز به نظر مي آمد و من با خواندن بعضي نوشته ها دلگير مي شدم .



    بعضي اوقات حضور اعضا در امثال اين تاپيكها به حدي افراطي بوده كه انگار رسالت اصلي سايت نه تنها به فراموشي سپرده شده بلكه پيامدهاي منفي با خودش داشته و دارد .




    من هم از راه اندازي صندلي داغ از جو صميمانه براي به جريان انداختن انديشه ها و استفاده از ديدگاه دوستانم در اينجا احساس خوبي دارم .




    احساس مسرت و شادماني بي حد و حصري از دسترسي كمرنگها در وجودم هست كه قابل توصيف نيست:) اما .... نكته اي در مورد صندلي داغ و نكته اي در مورد تاپيك كل كل بگم و خواهش كنم رسالت سايت كه مشاوره و كمك به همنوع هست در اولويت قرار بگيرد.




    يك نگاه مقايسه اي به تاپيكهاي مشاوره اي و صندلي داغ گفته هاي مرا تاييد خواهد كرد.




    ضمن اينكه لطفا و حداقل پست خودتون را در تاپيكهايي كه به عنوان فرهنگ سازي در فضاي مجازي توسط آقاي مدير ايجاد شد برگرديد آن را بخوانيد و كمي در مورد مطالبي كه نوشتيد فكر كنيد.

    از شخص خاصي اسم نمي برم اما كه كاملا به خاطر دارم ايشان نكته اي را عنوان كردند كه در تاپيكهاي مذكور خلاف موردي كه به عنوان فرهنگ برشمرده اند عمل كرده اند.




    وقتي در تاپيكي زنها را ضعيفه آب زير كاه و موزمار خطاب مي كنيم يا لايك و تشكر قرار مي دهيم به عنوان مثال براي زني دلگير از همسر خود كه او را با چنين الفاظي مي خواند چه جوابي خواهيم داشت؟


    به قول اقاي مدير و پيشكسوتان همدردي اينجا مكان خوبي است جهت تمرين ارتباطات موثرتر و مهم تر براي زندگي بهتر پس لطفا بياييد احترام به يكديگر را بيش از پيش رعايت كنيم .... با تشكر


  18. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    سلام

    (میخواستم در تاپیک کل کل بنویسم ولی چون کمرنگم و نمیتونم اینجا مینویسم) ، من به عنوان نه سر پیاز و نه ته پیاز (چی شد) میخوام حرف بزنم ، به عنوان یه کاربری که گاهی در کل کل فعال بود میخوام نظرمو بگم . فعالیتم رو در تاپیک بوستان کل کل و آرامش دوست دارم ، هم به خاطر تشویق یکسری از کاربران هم بخاطر حس خوب نوشتن .

    نکته 1- صحبت های عشق آفرین که گفتن شوخی قشنگه ولی زیادی ادامه دار که میشه بی مزه میشه (قافیه که تنگ آید ...شاعر به جفنگ آید) و شاید برای هممون پیش اومده (و شاید برای من هم در همین همدردی)

    نکته 2- بارها افرادی که اعتقادات دینی ندارن رو دیدیم که یه دستور اسلام یا توصیه روانشناسان رو به سخره گرفتن ، در صورتی که ما دقیقا توی اون مورد تجربه داشتیم که چقدر حکم دینی یا توصیه روانشناسیه ،به جایی هست. مثلا : خانومی که براش مسخره بود اگه حجاب نداشته باشه حق دیگری ضایع میشه یا کسی رو که در جمع حجاب داره اذیت میکنه و.. میاد همدردی ، میره تاپیک کاربری رو میخونه که شدیدا بهم ریخته است چون هر هفته مجبورن برن مهمونی ای که یه دختر خاله بی حجاب زیادی اوپن نشسته و این خانوم بر اساس شواهدی خیلی حساس شده ..... حالا این خانومی که اصلا اعتقادی بر رعایت حقوق در زمینه حجاب نداشت به این نتیجه میرسه که اتفاقا خیلی هم ضروریه.)

    تجربه من: کسی که میگه یعنی اگه من توی فضای مجازی با یه آقا صحبت کنم اسلام به خطر می افته؟ چه حرفا... یعنی اگه من برای کمک به آقایی باید بهش نزدیک شم بعدش اسلام به خطر می افته؟ چه حرفا... ولی اومدم دیدم اینجا تعداد خانمها و آقایونی که دارن از ارتباط همسرشون با یه جنس مخالف در فضای مجازی در حد 2تا پیام 2تا پست 2تا لایک عذاب میکشن و راضی نیستن و این ارتباطی که از نظرمن چیزی نبوده اینها خیانت میدونن و تازه دوزاریش میافته

    (کاری با اون همسرایی که اتفاقا با منظور ، در مجازی با جنس مخالف دل و قلوه میگیرن نداریم چون اصلا موضوع این بحث نیست) بلکه به نظر من موضوع اینه "به گناه (اشتباه) نزدیک نشوید" همون چیزی که خدا توی قرآن ازمون میخواد ،خواهش میکنم اینطور برداشت نکنید که یعنی ما داشتیم نزدیک میشدیم و.. بلکه منظور اینه که ما با اون تعبیر فاجعه بار کاری نداریم ، از بزرگان انتظار بزرگی میره و بحث فاجعه ها نیست بلکه نیمچه خطاهاست که میتونه بزرگ هم بشه.

    منم اواخر در اون تاپیک فعالیت داشتم ولی وقتی پست مدیر رو خوندم (علی رغم بعضی مخالفتم با بعضی سیاستهاشون) ولی اصلا ناراحت نشدم و بهم بر نخورد و اصلا به اون منظور فاجعه بار برداشتش نکردم ، دقیقا به خاطر همین توضیحات خط بالا . اتفاقا تعجب کردم از واکنش دوستان به این شکل .

    نکته 3- که به خاطر همین نکته اتفاقا این پستو میزنم.

    بعضی از کاربران اینجا هستند که خیلی زیاد محترم هستن و بی نهایت سخت گیر هستند. و من شخصا دلیل اینهمه سخت گیری رو نمیفهمم !! این عزیزان تحصیلاتشون چیه ؟ زیر دست چهطور پدر مادری بزرگ شدن ؟ چهطور شخصیت هایی اطرافشونه که اینقدر سفیدن !! اینها خارج از اعتدالن، این عزیزان متوجه نیستن که 99.9 درصد از کاربران همدردی باید حذف شن یا پستی نزنن تا یه وقت بدآموزی نداشته باشه ، باید حرفای دلمونو که نوشتیم کلا پاک کنیم و صفحه خالی ارسال کنیم . خیلی کلمات هستن میتونیم به چشم فحش ببینیمشون ولی معنی های دیگه ای هم دارن من شخصا نمیتونم شوخی که میکنم اسم چند تا حیوان رو چاشنی جملاتم نکنم در غیر اینصورت که طنز نداره میشه تیتر روزنامه .

    از نظر این دوستان اشعاری چون شعر زیر، توهین به حقیقت جهان و فطرت انسانی محسوب میشه !! (هر چند شعر زیر هم چندان خارج از بحث من نیست)

    در میان رتبه و کاپ و مدال رنگ رنگزود باید داد بعضی را نشان گوسفند در فضاهای مجازی هم قشون سایبری
    سوژه می سازند از جام جهان گوسفند!
    این دوستان نمیتونن این جملات رو هضم کنن و اینها همون هایی هستن که غیر از نوع خودشون رو نمیتونن جذب کنن چون به شدت نچسب هستن ، و آدمهای نچسب هیچ وقت نمیتونن آمران به معروف و ناهیان از منکر باشن.

    من هم با کاربرایی که همه نوع شوخی میکنن یا بهتر بگیم به هر قیمتی شوخی میکنن مخالفم ، منم کاملا موافقم باید یه برنامه ریزی کنیم برای بهتر صحبت کردن برای بدون اشتباه و آموزنده و گزیده صحبت کردن ، و مهمتر برای اعتدال داشتن ، اما اینجا بحث اعتدال نیست بلکه بعضی دوستان ، سخت گیری هاشون واقعا افراطی هست و خارج از اعتدالن.
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  19. 2 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 23 دی 94), miss seven (چهارشنبه 23 دی 94)


 
صفحه 35 از 35 نخستنخست ... 5152526272829303132333435

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.