به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 37 , از مجموع 37

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    169
    Array
    سلام دوستان عزیزی که لطف میکنین وقت میذارین تا به من کمک میکنین.
    زندگی موفق عزیزم.
    من واقعا نمیدونم چرا درس نمیگیرم؟چرا وقتی میدونم نباید روی حرفش حرفی بزنم یادم میره؟ چی کار کنم یادم نره؟باور کن حتی مینویسم که با نگاه کردن به خطم یادم بمونه که وقتی نظری درباره چیزی داره من نظر مخالف ندم،اما ... یعنی ایکیو پایینی دارم؟علتش چیه؟به خدا از خودم خسته شدم که یک اشتباهو هی تکرار میکنم.
    چی کار کنم که هیچ چیز جز نظر اون تو ذهنم نباشه(اینکه نظر درست چیه،یا عابروی خودمون...)لطفا اگه خودت تجربه ای داری بهم بگو تا انجام بدم.

    خوشخبر عزیز
    همونطور که من به تنهایی با مشاور حرفامو زدم،همسرم هم تنها حرف میزد و من پشت در اتاق بودمو اصلا ازش نپرسیدم چون میخواستم حرفاشو راحت همیشه به مشاور بگه و فکر نکنه باید به من حواب پس بده.
    مشاوره بهمون گفت که چهارتا تکلیف انجام بدیم و به هم چیزی دربارش نگیم
    1_چه کارهای همسرم انجام دهد مرا ناراحت می کند؟
    2_چه کارهایی همسرم انجام دهد مرا خوشحال میکند؟
    3_چه کارهایی من انجام دهم همسرم را ناراحت می کند؟
    4_چه کارهایی من انجام دهم همسرم را خوشحال می کند؟
    ما رابطه ج ن س ی خیلی خوبی داریم و فکر میکنم هردو الحمدلله راضی هستیم(البته به جز بعد دعواها!)

    بله خوشبختانه خیلی عاطفی هستن و این خیلیییی عالیه.
    جوانه عزیز
    متاسفانه من به شدت از عصبانی شدنش میترسم و همین باعث شده اون از این حربه سو استفاده کنه.
    به خاطر کمبود اعتماد به نفس،ترس از ترد شدن از طرف اون... یا دلایل دیگه من از اول با این برخورداش خیلی ساختم.و دقیقا برعکس ظاهر مغروری که داره منم فکر میکنم احساس حقارت میکنه و سعی داره با تلاش برای کمک گرفتن از خانواده من(قبلا گفته بودم که دائم تحقیرم میکرد که بابات چرا واسه تو خونه نگرفت؟بابات ماله عصر هجره که بین دخترو پسر فرق میذاره و واسه پسراش خونه میگیره واسه تو نمیگیره...) این احساسشو کم کنه که البته فکر کنم بیشتر شده ولی این خواسته هاش تمومی نداره .
    گل ارای عزیز
    شما اگر کسی باشی که از همه چیت گذشتی از کلاس های مذهبی مورد علاقت از خیلی کارهای مذهبیت(مراسمات، مستحبات...) گذشتی که نکنه همسرت ناراحت شه(با اینکه قبل ازدواج اون منو میشناخت و قبول کرده بود)،تو فامیل به شوهر ذلیل معروف باشی و خلاصه فقط و فقط از درون ناراضی باشی و اینهمه مدارا کنی ، بعد مانند جواب شما رو افراد مختلفی که نمیشناسنم بهم بدن وقتی که دوباره این نظرو شما دادی خیلی دلم شکست که من دیگه باید چی کار کنم که تاثیر بد اعتقادی نذارم؟دیگه از این بیشتر نزول کنم؟
    حتی ظاهرم خیلی عوض شده که اون جلو دیگران احساس حقارت نکنه... راستش فکر نمیکنم دیگه اعتقاد زیادی ازم مونده باشه که به خاطرش اون ناراضی باشه.
    حتی گاهی فامیل به خاطر تغییراتم بهم تیکه میندازن.

    به هر حال ممنونم که برام دعا میکنی دوستم.البته در صفحه اول هم اشاره ای به این که دیگه البته شاید به قول شما ظاهرا مشکلی درین زمینه نداریم کرده بودم.
    دوست دوم فرموده بودند که تایپیک اول من با نام تفاوت های اعتقادی من و همسرم ایا حل شده؟ نه متاسفانه اصلا حل نشده اما با گذشت این مدت من پذیرفتم که حرفهای همسرم قبل ازدواج و رفتارهاشونو فراموش کنم و بپذیرم که اعتقادات فعلی ایشون همینه و من باید باهاش کنار بیام.البته در این بین من به ایشون نسبت به اوایل ازدواج خیلی شبیه تر شدم اما ایشون تغییری نکردند(بنده کمتر به مسائل عتقادی الان بها میدم متاسفانه)
    اما ممکنه همین اختلاف باعث بشه به قول جوانه عزیز احساس حقارت کنه.مثلا حس کنه پایینتره و بخواد جبران کنه. در این صورت من چطوری باید بهش بگم اینطوری که فکر میکنه نیست؟من سعی میکنم که همیشه در این زمینه(نمیدونم کار درستیه یا نه)خودمو خیلی جلوش بشکنم.یعنی بهش میگم که من از بدترین بنهد های خدام،منی که همسرم ازم ناراضیه هیچ جایی پیش خدا ندارم...
    ولی فکر میکنم مشکل ما این نیست که اون فکر کنه من خودمو بالاتر میدونم،چون نه هستم و نه اون این فکرو میکنه.فکر میکنم همه چی برگرده به همون احساس حقارت...
    نمیدونم شاید هم هیچ ربطی نداره اما مهم اینه من باید چی کار کنم؟خیلی خستم

    - - - Updated - - -

    کل مردها و بهتره بگم کل انسانها از تعصب و دفاع کردن و موضع گرفتن بدشون میاد و تحریک میشن میخواد سر هرررر موضوعی باشه از خونواده گرفته تا دین و حتی یه برنامه تلوزیون!!! و هرچی.... عصبی و غیر عصبی هم نداره.
    د
    دقیقا... خوب من چطوری تشخیص بدم که این حرفی که میزنم الان دفاع از چیزی با تعصبه یا دارم نظرمو میگم؟
    گاهی فکر میکنم کاش لال بودم...

  2. کاربر روبرو از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده است .

    Aram_577 (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    در متون نوشته شده توسط شما پررنگترین کلماتی که به چشم میاد عباراتند از : "نمیدونم" "نمیتونم" "چی کار کنم" "اشتباه" و .... به نظر میاد شما اصلیترین موضوع براتون دونستن حرف و افکار همسرتون هست اونهم به جزئیات! و این یعنی ایجاد یاس و ناتوانی روزافزون برای شما. به شما توصیه میکنم کمی به خودتون و فکرتون ایست بدید.
    مهم نیست آدمها در مورد ما چی فکر کنند مهم این هست که خودمون پیش وجدان و خدامون از کارمون راضی باشیم. بقیش دست ما نیست که برداشتهای آدم ها رو تصحیح و کنترل کنیم.
    شما دائما دارید از اصولتون که همسرتون با اون شرایط شما رو پذیرفتند کوتاه میایید این نهایتنا به ضعف شخصیتی شما منجر خواهد شد. البته انسان باید اشتباهات کارهای خودرا تصحیح کنه اما به شرط منطقی بودن اون اشتباه نه اینکه برای رضای دل دیگری!!!
    شما برای غلبه بر این موضوع باید کارهایی را که موجب شادابیتون میشه رو ترک نکنید (طبق گفته خودتون شرکت در مراسمات و انجام مستحبات و ...) البته نه به صورت افراطی ولی به میزان کم به آنها نیاز دارید چون در چنین فضاهایی راحتتر هستید پس باید ارتباط خود را با امور مورد رضایتتون قطع نکنید. چون شادابی شما باعث خواهد شد که روحیه سختگیری همسرتون تعدیل بشه.
    ضمنا یکی از آفت روابط زوجین تقلید از رفتار بد طرف مقابل هست که زندگی رو به پیچهای بدی میبره از این کار پرهیز کنید.
    جهاد یک زن خوب همسرداری هست اما این رو هم در نظر داشته باشید که هر کس مسوول اعمال خودش هست
    وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ
    (وکسانی که در راه ما جهاد کنند قطعا ما یه راه خودمان هدایتشان خواهیم کرد. و همانا خداوند همراه همیشگی نیکوکاران هست.)
    در پناه حق.

  4. کاربر روبرو از پست مفید Aram_577 تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 اردیبهشت 93 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1389-6-08
    نوشته ها
    231
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    227

    تشکرشده 409 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    یه کم صبر کنین و به مشاورتون فرصت بدین ، با توجه به اینکه ایشون بهتر از همه ما رو در رو در حال صحبت با هردو شما هستند بهتر از همه کاربران این سایت میتونن بهتون کمک کنند.

  6. کاربر روبرو از پست مفید samanis تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    ببین عزیزم خیلی دوست دارم کمکت کنم و منظورم رو واضح بگم. اما شاید کلمات کمکم نمیکنن.
    آدما همه دو تا دنیا دارن. یکی اون چیزیه که در درونشونه یکی اون چیزیه که بیرونشونه. همه آدما بیرون ما رو میبینن ولی اون کسی که به لحاظ عاطفی به ما نزدیک تره درون ما رو هم میبینه و درک میکنه. دفاع و موضع گیری و تعصب فقط تو کلام نیست. گاهی هیییچ حرفی نمیزنی اما نگاهت پیام قلب ناراضیت رو به همسرت میرسونه و این هزار بار بدتر از کلامته. من اصلا موافق این نیستم که آدم به خاطر شوهرش کلا بشه یه انسان دیگه! و از کلیه اعتقاداتش بگذره! ولی وقتی به خاطر کسی خودت رو تغییر میدی اما از درون نابود میشی خیلی فرقی با این نداره که تغییری تو رویه ات ندی! چون طرف مقابلت احساس داره دوستت داره و میفهمه...من حدس زدم که شاید صورت مسئله شما این اختلاف عقیده باشه اونم از رو نوشته های خودت! اگر اینه، اگر در جهت رضایت همسرت از یه سری از علایقت نه عقایدت!!!گذشتی قلبا بگذر.
    ویرایش توسط گل آرا : یکشنبه 15 اردیبهشت 92 در ساعت 18:23

  8. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    من این قسمتی که شما نوشتی رو تو ویرایش حذف کردم که نکنه سوتفاهم بشه! ولی انگار خوندیش:d
    در جواب سؤالت باید بگم ...هیچی!!!....همسر بیچاره من گناهی نداشت که نماز میخوند من دلم از جای دیگه پر بود و همه کاراش رو بد میدیدم...الان هم اوضاع زندگی شما یکم به هم ریخته. این جو ناآروم اگه یه روزی آرامش بگیره که انشاالله میگیره؛ همسرت خودش کارهایی رو انجام میده که شما دوست داری.
    به نکته خوبی اشاره کردی. خودتو دوست داشته باش. عذاب وجدان رو از خودت دور کن. چرا فکر میکنی اعتقاداتت ته کشیده؟
    تا جایی که من میدونم عقیده تو قلب آدمه نه کارهایی که انجام میده و حالا بنا به هر مصلحتی مدتی نمیخواد انجام بده. همین.
    وقتی همسرت عصبانیه احساسش رو تأیید کن و درکش کن بدون اینکه عذرخواهی کنی! مگر اینکه واقعا مقصر باشی. من با این گفته بی دل خیلی خیلی موافقم. هیییییییچ لزومی نداره همسرت بفهمه تو به کی چی کادو دادی؟؟؟ مطمئن باش تا وقتی خودت در جریان میذاریش پیگیر میشه. اگه نگی اونم حرفی نمیزنه.

  10. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    به نام خدا و سلام
    این اولین پست منه اما چند ماهیه با همدردی آشنا هستم و خیلی هم از تجربیات بقیه استفاده کردم.
    تصمیم گرفتم برای شما بنویسم چون حس میکنم شباهت های زیادی با من داری.
    من فکر میکنم مشکل همسر شما تقریبا ربطی به مسائل دینی نداره چون اون شما رو همینطور پسندیده و از اول در جریان اعتقادات شما بوده.عزیزم،خیلی سخته که شما بعد از عقد متوجه این همه تفاوت اعتقادی شدی.واقعا درکت میکنم.چون برای افرادی مثل ما مهمترین مسائل در انتخاب همسر میزان اعتقادات طرف مقابله اما مطمئنا این یک امتحان الهی برای شماست.شما ماموری همسرت رو به راه خدا بیاری نه اینکه خودت از اعتقاداتت بگذری.و البته از راهش.تا زمانی که همسر ایده الی براش نشدی هیچ تاثیری نمیتونی رو همسرت داشته باشی.نیاز به صبر و زمان داری.الان شما حتما به واجباتت عمل کن.زیاده روی نکن .اما به مسائل پایه حتما عمل کن. اما با اون در این مورد فعلا صحبتی نکن و هیچ واکنش منفی هم نشون نده.همین عملت به لطف خدا تاثیرگذار خواهد بود .بازم میگم به شرط حل شدن سایر مشکلات.
    اما میخوام بگم این مشکلاتت و دعواهاتون واقعا چیزی نیست که نتونی حلشون کنی.این زنه که قدرت مدیریت رابطه دو نفره رو داره.تو با رفتارت میتونی از همین شوهرت مردی رو بسازی که رو حرفت حرف نزنه و کمترین بی احترامی رو بهت نکنه.واقعا این شدنیه چون من تونستم و خیلیای دیگه هم تونستن.باید انرژی بذاری برا زندگیت.شوهرت زود عصبی میشه ،این یه واقعیته،شما نباید بذاری عصبی بشه نه اینکه بشینی فکر کنی حالا که عصبی شد چیکار کنم؟چطور خودمو نجات بدم؟خودمو بزنم به بی خیالی درست میشه؟ به جای این همه سوال فقط به دنبال یک چیز باش.چیکار کنی که شوهرت عصبانی نشه؟
    ببخشید که اینطوری میگم.درسته که اون زود از کوره در میره اما شما حتما یه کاری میکنی که اینطور میشه.شاید به نظرت دلایل عصبانی شدنش غیرمنطقی باشه اما شما سعی کن همون دلایل غیرمنطقیو هم از بین ببری.
    وقتی شوهرت یه روی خوب داره چرا این روی خوبشو همیشه حفظ نمیکنی؟
    پس فکر کن.به تک تک حرکاتت و تک تک حرفات فکر کن و ببین چی ناراحتش میکنه.
    امیدوارم حرفام کمکی برات باشن.
    یا علی،التماس دعا

  12. 2 کاربر از پست مفید reyhan تشکرکرده اند .

    zendegiye movafagh (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), شمیم الزهرا (یکشنبه 05 خرداد 92)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. کاش خانواده هم انتخابی بود ،ازین همه درگیری خانوادم به ستوه اومدم
    توسط Banoye sorkh. در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 خرداد 96, 10:39
  2. از رفتارهای خودخواهانه خانواده همسرم به ستوه آمدم
    توسط kesmaeili در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 مرداد 94, 12:46
  3. ازدواج با یک فرد کلستومی
    توسط alirezaalireza در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 خرداد 93, 00:36
  4. یه کاری کردم کارستون
    توسط هاله نو در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 آذر 90, 22:57
  5. به ستوه امدم!
    توسط النا61 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 08 اردیبهشت 88, 23:31

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.