به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 129
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    122
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهام20 نمایش پست ها
    اصن نمیدونم چرا اینجوریه.واسه همینه که خیلی وقتا به سلامتیش شک می کنم.مثلا این همه میرفتیم سفر.همیشه مامانمینا به گوشیه اون ز میزدن حالمونو بپرسن.اما ور نمیداشت.میگفت بابای خودته خودت حرف بزن.یا مامانم همیشه از خونه که ز میزد بهش ج نمیداد وقتی ش خونه میفتاد!! بعدش ز میزد به گوشیم که کاری داشتین ز زدین؟؟

    دوست من من این رفتار رو زیاد دیدم در اقایون! شوهرتون کاملا سالم هستن! شما یه توقعتون خ بالاست. به نظر من این حق رو ادم داره که تعیین کنه با ه کسی صحبت کنه! من بی احترام ی ی تو این رفتار ندیدم. ایا شما به حق و حقوق خودتون و شوهرتون واقف هستین؟
    در ضمن سعی کنین تفاوتهای هم رو بشناسین و بپذیرین و بهش احترام بزارین! اینها صرفا تفاوتها هستن نه کینه نه نفرت!
    شوهر شما روی هم رفته یه سری خصوصیات دارین که برگرفته از شخصیت و تربیتشون هست کماکان که شما هم دارین. من مطمینم شوهر شما هم از برونگرایی شما متعجبه !

    (من اصن با خونوادش اینجوری نبودم اوایل.میگفتم.میخندیدم.میرف �م به مامانش سر میزدم.به خواهرش ز میزدم حالشو بپرسم.اما بعد که رفتارای خودش و از یه طرف خونوادشو دیدم باهاشون مثه خودش رفتار کردم)
    ببینید محبت کردن مثل ریختن اب توی یه رودخانه است! نباید منتظر بازگتش باشی. اگه محبت می کنی که برات جبران شه مطمین باش که حتما دلخور میشی پس اولا محبت بیش از حد نکن بعد واسه دل خودت یا رضای خدا محبت کن! باید مطمین باشی که بالاخره این خودت هستی که از این فواید این رودخونه لذت می بری.

    پاسخت رو الان دیدم. نه سعی نکن با تکرار رفتار اون زندگیت رو سر وسامان بدی. این یه اصل تجربه شده است مطمین باش اوضاع بدتر میشه که بهتر نمیشه. زندگی میدون لج و لجبازی نیست!

    من باز خاهرانه بهت توصیه می کنم فوکوست رو از شوهرت برداری و متمرکز شی رو خودت. چون خ کم سن هستی و امادگی انچانی واسه زندگی متاهلی نداشتی احتمال به خطا رفتنت خ زیاده!
    تو این روزا اصلا به شوهرت فکر نکن و فقط بچسب به ارتقا فکری خودت! خوداگاهیت رو زیاد کن! بعد برو سراغ شوهرت!
    خفته را خفته کی کند بیداررررررررررررررر

    از من نرنج! می دونم تند نوشتم! اما خ مهربونم باااور کن

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331

    ویرایش توسط مهرااد : پنجشنبه 25 مهر 92 در ساعت 15:45

  2. کاربر روبرو از پست مفید مهرااد تشکرکرده است .

    الهام20 (پنجشنبه 25 مهر 92)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    اره.اونم همیشه همینو میگه.میگه تو چرا دوس داری واسه من تصمیم بگیری کیو دوس داشته باشم کیو نه؟
    شایدم به قول شما همین توقعات زیاد من که با خصوصیات اخلاقی شوهرم سازگار نبود کار بدتر کرده و روابطو سیاهتر.شاید اگه انقد ززوورر نمیزدم که رابطه شو با خونوادم بهتر کنم الان انقد خرابترش نمیکردم.
    همین که میگین ررفتارش طبیعیه واقعا خوشحالم.اخه خیلی نگرانو ناامید بودم از همچین ادمی.
    حالا شما میگین برای اینکه دوباره بخواد با خونوادم رابطه برقرار کنه هم از دست من کاری ساخته نیس یعنی؟؟
    هیچ کاری نیس که به ترمیم این رابطه کمک کنم؟؟
    فقط یه کنار وایسم نیگا کنم تا تصمیم بگیره درستش کنه؟

  4. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    122
    Array
    نه من می گم اول اشتباهات خودت رو متوجه باش . اول یه شناخت کلی نسبت به اقایون پیدا کن بعد شروع کن عمل کردن. کتابهایی هستن تو این زمینه می تونی بخونی. الان متاسفانه اسم دقیق کتاب یادم نیست
    حرف من این بود. خ از چیزایی که شاید شما در شوهرت میبینی و واست عجیبه در اقایون دیگه هم هست!

    شما نباید شوهرت رو بی اعتبار کنی ! نباید اعتمادبنفسش رو با انتقادات زیاد و کنترل گریهاتون از بین ببری! نباید جوری رفتار کنی که حس کنه شما ریسش هستی! ببین خودش هم تو حرفاش داره میگه انتظاراتش رو!

    غرور واسه اقایون خ مهمه! اینکه بدونن مدیر خوبی هستن خ مهمه. شما با اعتماد بنفس دادن با محبت بیشتر کردن با همراهی بیشتر با برچسب نزدن به رفتاراشون که حتما این قصد و منظور رو داشه خیلی کارها یم تونی انجام بدی!

    همیشه راحت ترین راه بهترین راه نیست!
    ======================================

    می دونی چرا اسم کاربری من مهرااده؟ علی رغم اینکه خانمم

    چون من خودم همیشه اعتقاد به صداقت و صریح بیان کردن خاسته و.. داشتم هنوز هم دارم . اما این نام یه همکلاسی من بود که خاطرم هست

    هیچ وقت تمرین حل نمی کرد و استاد ما از اون استادهای سطح بالا بود ولی همیشه جوری پاسخ استاد رومی داد که اوضاع رو 180 درجه به نفع خودش
    تغییر می داد! چنان اوضاع رو با ارامش سر و سامان می داد که نگو!
    حالا من همیشه سخت ترین تمرینای سر کلاس رو حل یم کردم. موظف بودم که هر جلسه چند بار برم پای تخته! همیشه با استاد کل کل داشتم! اگه یکبار تمرین حل نمی کردم باید تشریف می بردم بیرون! یکبار 45 دقیقه همین استاد با من برخورد کرد که چرا فلان در حالیکه همه می دونستن اونیکه همیشه حل می کنه منم. البته من این استاد رو علی رغم اخلاقهای تندشون بسیار دوست داشتم! از اون موقع تصمیم گرفتم یه مقدار اصول ارتباطات رو یاد بگیرم! خ هم به من کمک کرد این قضیه!

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331

    ویرایش توسط مهرااد : پنجشنبه 25 مهر 92 در ساعت 16:08

  5. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    چقد زندگی سخته

    - - - Updated - - -

    اصن روزی که شروع میکردم نمیدونستم یه روزی لازمه هم مادرشوهر داری یاد بگیرم هم شوهرداری هم....

    فک میکردم هرروز همدیگه رو دوس داریم.همیشه همه باهم خوبن.هرچی بگم شوهرم میگه چشم و ت میشه.
    فک میکردم اگه یه شب تا صب گریه کنم و ازش بخوام با خونوادم خوب شه میگه باشه(واقعا این کارو کردم اما نتیجه نداشت!!!)
    اصن فک نمیکردم یه روز اینجوری شه.تنها ارزوم اینه یه روز برسه ه همه این مشکلارو حل کرده باشم.
    خیلی ناامیدم.و دلم برای خونوادم خیلی خیلی میسوزه و حتی از رفتارای شوهرم جلوشون خجالت میکشم

    - - - Updated - - -

    کتاب "رازهایی درباره مردان" نیس احیانا؟؟؟

  6. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    122
    Array
    شما مسول رفتارهای شوهرتون در جلو خانوادتون نیستین!

    شما مسول سازمان صلح بین الملل نیستین! یه خورده وظایفت رو کم کن تا ارامش بیشتری داشته باشی! اگه ایشون سرد برخورد م یکنه خودش دوستاش کمتر میشن!

    من تو ارسالم به اقای مهدی 1360 یه سری لینک معرفی کردم. شما با خوندن اینا خ به خودت کمک می کنی. مخصوصا با خوندن مطالبی که اقا یدکتر اس سی ای واشه شی و ستایش نوشتن.
    این تاپیک رو بخون ببین چقدر خطاهات با این خانم مشترکه
    http://www.hamdardi.net/thread-17233.html

    قرار نیست تو ازدواج همه چی اکی باشه ! کلا تو این دنیا این مدلیه دیگه! ناامید نباش ولی تلاشت رو بکن
    الهام جان اشتباهی دادم اول این رو بخون
    http://www.hamdardi.net/thread-16523.html

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331

    ویرایش توسط مهرااد : پنجشنبه 25 مهر 92 در ساعت 16:28

  7. 2 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    del (شنبه 27 مهر 92), الهام20 (پنجشنبه 25 مهر 92)

  8. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    اینوام میخونم

    من فک کنم با تمام کاربرای اینجا همدردم. مشکل زندگی همه رو دارم تو زندگیم. همه تاپیکارو هم بخونم کمه.

  9. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام دوستان.من کلی از تاپیکها مخصوصا اونایی که سفارش شده بود و خوندم.فهمیدم همه میدونن از چی ناراحتن بعد میخوان اونو از سر راهشون وردارن.اما من هنوز نمیدونم چی داره عذابم میده.فقط میدونم ناراحتم.هرروزم با یکی از مشکلام دچار مشکل میشم.تصمیم گرفتم همه چیزایی که اذیتم میکنه این جا بنویسم.بعد با کمک شما و فک کردن خودم ببینم چند تاشون قابل حله و واسه هرکدوم یه راه حلی پیدا کنم.شایدم دیدم خیلیااش ارزش ناراحتی نداره.
    1.وقتی به خاطرات این دو سال فک میکنم و بلاهایی که شوهرمو مادرش به سرم اوردن خیلی عصبی و افسرده میشم.
    2.شوهرم ااصن به من توجه نمیکنه.تو هیچ زمینه ای.مثلا من مشت مشت جلوش قرص میخورم اما اون تاحالا حتی یه بارم نپرسیده اینا چیه؟چرا میخوری؟
    یا اینکه هیچوقت به گریه کردن من اهمیت نمیده.
    کلا یه عالمه چیز مهمتر از من داره تو زندگیش.
    3.هیچ ذوق و علاقه ای واسه زندگیمون نداره.مثلا اصن واسش مهم نیس درسشو ت کنه یا فکر یه کار باشه که زودتر بریم خونمون.
    4.ما این روزا خیلی کم همو میبینیم.هروقتم باهمیم اون هیچ وقت راجع به خودمون حرف نمیزنه(مثه همیشه).اما من خیلی ناراحتم که همین فرصتی ام که باهمیم همش باید راجع به خواهرزاده ش حرف بزنیم.(دیگه دارم به این بچه حساس میشم.انگار داره بهش حسودیم میشه نمیدونم چرا.من تا حالا ندیدم شوهرم واسه چیزی انقد ذوق کنه یا کسیو انقد دوس داشته باشه.از خودم بدم میاد وقتی راجع به بچه اینجوری فک میکنم.اما انگار برام عقده شده یه سری چیزا.بازم از خودم بدم میاد.فک میکنم این بچه یه دردسر بزرگ تو زندگیم خواهد بود)
    5.همه پولاشو میره خرج گوشیو ماشین میکنه منم هرچقد باهاش صحبت کردم بی فایده بوده و میگه علاقه دارم از علایقمم نمیگذرم.
    6.من مسافرت خیلی دوس داشتم.اما اون میگه من اصن از مسافرت خوشم نمیاد.تو هرجا دوس داری باهرکی دوس داری برو من ناراحت نمیشم.اما من دوس داشتم باهم بریم.(اونم دوس داره با خونوادش بره).به هرحال الان واسم مهم نیس دیگه سفر رفتن.فقط همین که واسه اون علایق من مهم نبود ناراحتم میکنه.
    7.ههممیشه اونو خونوادش حق دارن.هممیشه اونارو به من ترجیح میده و به خاطرشون دلمو میشکنه.
    8.وقتی باهام بحث میکنیم تو روی من میگه از خونوادت متنفرم.هزار بار گفتم میدونم اما نمیخوام بشنوم ازت.اما باز میگه و به خونوادم توهین میکنه.
    9.همیشه تو دعوا حرفایی و میزنه که نباید بزنه.هرچقدم میگم اینجوری نباش.این حرفو نزن فایده نداره.خیلی وقتا گوشامو میگیرم.
    مثلا اون روز با دوساتش میخواستن برن سفر (اول قرار بود باهم بریم.یعنی منم برم)بعد که گفت تو جا نمیشی راستش من یکمی ناراحت شدم اولشواونم عصبانی شد و گفت: اقا جان با تو بهم خوش نمیگذره مگه زوره؟؟؟؟ من هیچی ج ندادم.اما اون بعدش یه عذرم نخواست.کلا همیشه همیییینه.بعد من حرفاش یادم میمونه و غصه میخورم
    10.فک میکنم به جز وقتی که پای نیاز جنسی ش وسط باشه اصن دلش نمیخواد وقتشو با من بگذرونه.یعنی واسش مهم نیس.
    11.من همیشه تنهام.همه جا.همه مردم با حالت طعنه ازم سراغشو میگیرن.
    12.سال به سال بهم نمیگه دوسم داره.کلا به لحاظ عاطفی خلا شدیدی دارم از سمتش.
    13.رابطه مون با خونواده ها و برخوردا و بی احترامی هاش (مثلا اینکه هرجا کسیو میبینه سلامم نمیده!!!)شدیدا اذیتم میکنه.(که راجع بهش دوستان صحبت کردن البته و باید روش کار کنم)
    14.از همه بدتر اینکه هیچ تغییری نمیخواد تو خودش بده.هروقتم راجع به خودمو نیازام حرف میزنم قاطی میکنه و اصرارم داره دوسم داره و میگه هیچ مردی دیگه پیدا نمیشه که انقد دوسم داشته باشه.همیشه فک میکنه منو خونوادم در حقش ظلم کردیم و اون یه مظلومه بیچاره س.

    (اگه چیزی یادم اومد اضافه میکنم)

    - - - Updated - - -

    شاید وقتشه طلاقو یه گزینه در نظر بگیرم به جای اینکه با سماجت به این زندگی بچسبم و ذره ذره خودمو اب کنم.

  10. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    دوستان نظزتون چیه باهاش صحبت کنم خیلی جدی و بگم حالم خوب نیس و احساس تنهایی میکنم و کلا احساسمو بگم؟؟
    هرچند میدونم واسش مهم نیس

  11. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    عزیزم درمورد خواهرزاده ی همسرت چندباری گفتی

    حس شما رو من با تمام وجودم درکش کردم اما بجای دوری کردن با همسرم همراه شدم . چندباری رفتیم براش کادو خریدیم میریم بهشون سر میزنیم و حتی زودتر از شوهرم به اون کوچولوی بامزه ابراز احساسات میکنم و حتی دلتنگی . چرا برای خودت یه پیله ی تنگ درست کردی که انقدر زندگی برات سخت باشه؟ دایی شدن حس خیلی قشنگیه که هیچ وقت نمیتونی تجربه اش کنی چرا سعی نمیکنی بجای حسودی یه زندایی خوب و مهربون باشی تا همسرت موقع یاداوری خاطرات تولد خواهر زادش تو رو هم همه جا همراهش داشته باشه؟

    گفتی قرص میخوری اونم مشت مشت! مردا بعضی چیزا براشون عادیه و اهل پرسیدن درموردش نیستن شایدم واقعا متوجه نمیشه . شما که الان سر خونه زندگیتون نیستین که اون بدونه شما دکتر نرفته داری قرص مصرف میکنه یا هر چیز دیگه . این انتظارات دوران عقد خیلی بده و خطرناک

    چرا سعی نمیکنی بهترین لحظات رو داشته باشید باهم؟بدون غر زدن بدون انتظار بدون حسودی فقط آرامش . مگه چی میشه؟

    همه مردا عشق ماشین و گوشی هستن . همسر خودم منم همینطوره . تا یه پولی دستش میاد خرج ماشین میکنه که البته کار بدی هم نیست چون این خرجا جلوی خرجای بزرگتر رو میگیره .

    چرا یه مدت وقتی باهمین ارومش نمیذاری؟ نه بهش غر بزن نه سعی کن خواسته هات رو بهش تحمیل کنی . ازش بخواه درمورد افکارش باهات صحبت کنه . درمورد نظراتش و هرچیزی

    فکر میکنم هر دوتون به آرامش احتیاج دارین . یه سفر دوروزه یا حتی یه روزه به یه شهر کوچیک کنارتون ترتیب بده یا حتی گردش تمام تلاشتو بکن برای اینکه بشه . همه کاراشو مقدماتشو خودت انجام بده

    اون وقتی میتونه بهت ابراز علاقه کنه که ازت مطمئن باشه . بدونه با رفتارت بهمش نمیریزی و آرامشش رو سلب نمیکنی

    - - - Updated - - -

    عزیزم درمورد خواهرزاده ی همسرت چندباری گفتی

    حس شما رو من با تمام وجودم درکش کردم اما بجای دوری کردن با همسرم همراه شدم . چندباری رفتیم براش کادو خریدیم میریم بهشون سر میزنیم و حتی زودتر از شوهرم به اون کوچولوی بامزه ابراز احساسات میکنم و حتی دلتنگی . چرا برای خودت یه پیله ی تنگ درست کردی که انقدر زندگی برات سخت باشه؟ دایی شدن حس خیلی قشنگیه که هیچ وقت نمیتونی تجربه اش کنی چرا سعی نمیکنی بجای حسودی یه زندایی خوب و مهربون باشی تا همسرت موقع یاداوری خاطرات تولد خواهر زادش تو رو هم همه جا همراهش داشته باشه؟

    گفتی قرص میخوری اونم مشت مشت! مردا بعضی چیزا براشون عادیه و اهل پرسیدن درموردش نیستن شایدم واقعا متوجه نمیشه . شما که الان سر خونه زندگیتون نیستین که اون بدونه شما دکتر نرفته داری قرص مصرف میکنه یا هر چیز دیگه . این انتظارات دوران عقد خیلی بده و خطرناک

    چرا سعی نمیکنی بهترین لحظات رو داشته باشید باهم؟بدون غر زدن بدون انتظار بدون حسودی فقط آرامش . مگه چی میشه؟

    همه مردا عشق ماشین و گوشی هستن . همسر خودم منم همینطوره . تا یه پولی دستش میاد خرج ماشین میکنه که البته کار بدی هم نیست چون این خرجا جلوی خرجای بزرگتر رو میگیره .

    چرا یه مدت وقتی باهمین ارومش نمیذاری؟ نه بهش غر بزن نه سعی کن خواسته هات رو بهش تحمیل کنی . ازش بخواه درمورد افکارش باهات صحبت کنه . درمورد نظراتش و هرچیزی

    فکر میکنم هر دوتون به آرامش احتیاج دارین . یه سفر دوروزه یا حتی یه روزه به یه شهر کوچیک کنارتون ترتیب بده یا حتی گردش تمام تلاشتو بکن برای اینکه بشه . همه کاراشو مقدماتشو خودت انجام بده

    اون وقتی میتونه بهت ابراز علاقه کنه که ازت مطمئن باشه . بدونه با رفتارت بهمش نمیریزی و آرامشش رو سلب نمیکنی

  12. کاربر روبرو از پست مفید ساحل75 تشکرکرده است .

    الهام20 (شنبه 27 مهر 92)

  13. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    ساحل جان.من نمیگم دایی شدن بده.میگم چرا واسه من هیچ وقت اینقد ذوق به خرج نداده؟؟دوس دارم به منم توجه کنه.
    من که این حرفارو پیش اون نمیگم.من جلو اون دایم دارم لبخند میزنم.به حرفاش میخندم.تایید میکنم.به خدا من هیچ صدایی ازم در نمیا که ارامششو بهم بزنم.با اینکه هیچوقت محبتی ازش دریافت نمیکنم.اما هیچی ام نمیخوام ازش دیگه

    - - - Updated - - -

    ساحل جان.من نمیگم دایی شدن بده.میگم چرا واسه من هیچ وقت اینقد ذوق به خرج نداده؟؟دوس دارم به منم توجه کنه.
    من که این حرفارو پیش اون نمیگم.من جلو اون دایم دارم لبخند میزنم.به حرفاش میخندم.تایید میکنم.به خدا من هیچ صدایی ازم در نمیا که ارامششو بهم بزنم.با اینکه هیچوقت محبتی ازش دریافت نمیکنم.اما هیچی ام نمیخوام ازش دیگه

    - - - Updated - - -

    همین چند دقیقه پیش یه اتفاقی افتاد.باز حالم بد شدش.
    نامزدم گفت من خونه تنهام.طبقه پایین.بیا یه فیلم قشنگ گرفتم نیگا کنیم.
    منم رفتم.فک کردم جریان فیلمه فقط.اما اوون....
    تقریبا به زور بقلم کرد و بردم تو اتاقشو...
    از خودم متنفرم.از خودم متنفرم.از خودم متنفرم که داره ازم سو استفاده میکنه.از خودم بدم میاد که نمیتوم جلوش واستم.ااز خودم بدم میاد که اینکار وظیفه م شده.که این وظیفه رو نمیتونم از رو دوشم وردارم/


 
صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 14 آذر 94, 14:57
  3. نامزدم عصبیه..روز به روز مشکلاتومن بیشتر میشه
    توسط dokhtare_asemoon در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 92, 18:39
  4. یک ماه پس از جدایی،هنوز مثل روز اول جدایی
    توسط bahar_N در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 06 مرداد 91, 10:17
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 88, 08:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.