به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 61
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 30 شهریور 98 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1390-10-26
    نوشته ها
    711
    امتیاز
    11,022
    سطح
    69
    Points: 11,022, Level: 69
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,196

    تشکرشده 1,600 در 571 پست

    Rep Power
    106
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tanhaye93 نمایش پست ها
    دیروز رفتم پیش مشاور خانواده که 7-8 ماهی هستش ازش مشاوره می گیرم و در جریان کامل مسائل ما هست. حتی خانومم چند بار پیشش رفته و ازش شناخت داره. مشاور بهم گفت:
    تو تمام تلاشت رو تو این چند ماه کردی و شش دانگ زحمت کشیدی تا این خانوم رو برگردونی و اصلا منفعل عمل نکردی.
    گفت رفتارهات کاملا منطقی و هوشیارانه بوده و از این بابت تحسینم کرد.
    گفت خانومت دچار حس قربانی بودن داره و الان هر چی به سمتش بری این حس در اون بیشتر می شه. اون الان فکر می کنه حقش بیشتر از این ها بوده ولی مطمئنا پشیمون می شه.
    بهم گفت احساسات الانت طبیعی هست و سعی کن در خلوت خودت رو تخلیه روانی بکنی با گریه ولی گفت عجز و ناله ممنوع.
    بهم گفت باید رهاش کنی و امیدی هم به بازگشتش نداشته باشی.
    بهم گفت اشتباهات تو آنقدر فاحش نبوده که این خانم این بازی ها رو در آورد. در ضمن تو سعی کردی جبران کنی.
    گفت لیاقت تو خیلی بیشتر از این هاست و به خدا توکل کن.
    بهم گفت تحسینت می کنم که جسارت خوب تموم کردن این رابطه را داشتی.
    گفت رهاش کن بره و با اطمینان و خیال راحت رضایت به جدایی بده.
    ..................
    دو نکته پایانی مشاور این بود:
    1-این خانم حقی از شما طلب کار نیست ولی برای دلت و آروم شدن خودت هم که شده 4-5 میلیون تومان جور کن بهش بده. نه به خاطر خانمت بلکه به خاطر خاطر جمعی دل خودت.

    2-گفت دقیقه آخر بازم بهش بگو من به اجبار تو قبول کردم توافقی جدا شیم و اگر الان هم روزنه ای واسه درست شدن زندگی می بینی و یا شرط خاصی داری، بهم بگو روشون فکر می کنم جواب می دم. گفت با این حرفت آخرین تلاشت رو هم انجام دادی تا بعدا پیش وجدان خودت خیالت راحت باشه هر چند الان هم اون باید وجدانش اذیت بشه نه تو.

    3-اول بهم گفت اگر می شد یک فرد بی طرفی با وساطت خودش به خانومت زنگ می زد نه از طرف من. تا پادرمیانی کنه خوبه. بعدش خود مشاور هم مردد شد و گفت بعید می دونم فایده داشته باشه.
    ..................
    از دوستان خواهش می کنم نظر بدن که نظرشون چیه؟ من مطمئنم اون دیگه به درد این زندگی نمی خوره و این تلاش ها هم بی فایده است. ولی تو دلم آشوبه. همش منتظر بودم تلاش های شبانه روزیم و صبرم نتیجه بده. ولی عاقبت به جدایی راضی شدم تا بعدا اتفاق بدی نیفته. به خدا جدایی سخته.
    ببین کسی بودم که همه گفتن بی خیال شو گفتم بجنگ
    ولی باج نده
    الان وقت گوش دادن به وکیله نه مشاور
    هنوز تو فاز قبلی خودت هستی
    به نظر من کل خانه رو بده ، ماشین رو هم بهش برگردان
    این تاپیکت هم بسته می شه چون یه طرفه شده
    شما هر کس هر چیزی بگه آخر سر کار خودتو می کنی
    به قول معروف بای

  2. کاربر روبرو از پست مفید داود.ت تشکرکرده است .

    کمال (دوشنبه 02 شهریور 94)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tanhaye93 نمایش پست ها
    مشاور گفت خانومت دچار حس قربانی بودن داره و الان هر چی به سمتش بری این حس در اون بیشتر می شه. اون الان فکر می کنه حقش بیشتر از این ها بوده ولی مطمئنا پشیمون می شه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط داود.ت نمایش پست ها
    الان وقت گوش دادن به وکیله نه مشاور
    به نظرم مشاورتون درست گفته احتمال دوست شدن خانمتون با کس دیگه 10درصده و احتمال درست بودن حرف مذکور مشاور 80 درصده همون پارسال هم بهتون گفتم خانمتون حس قربانی شدن دارن.

    با وکیلتون صحبت کردید که طلاق رو طوری تموم کنید که بعدا براتون دردسر درست نشه؟ اگه نه چرا؟ میخواهید مثل احمقها خودتون مال باختگی رو تجربه کنید؟

    بعدا ممکنه خانمتون پشیمون بشه ولی روی برگشتن به زندگی رو هم نداشته باشه یا نخواد کلا با شما زندگی جدیدی تجربه کنه ،

    ممکنه پشیمون بشه که چرا اینقدر کم حس قربانی شدن داشته و حقش بوده پول بیشتری ازتون بگیره و پرونده هاشو در جریان بندازه ،پس پرونده هاتونو کلا ببندیدنش ، لطفا حرف گوش بدید دیگه.
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  4. کاربر روبرو از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده است .

    tanhaye93 (دوشنبه 02 شهریور 94)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 25 مهر 94 [ 20:51]
    تاریخ عضویت
    1394-1-26
    نوشته ها
    249
    امتیاز
    2,867
    سطح
    32
    Points: 2,867, Level: 32
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 327 در 165 پست

    Rep Power
    52
    Array
    بازهم تکرار مکررات
    من هم نمیگم خانومتون با کسی دوست شده امااااا میگم یهو این خودشیفتگی واحساس برتر بودن وحروم شدن نیمده سراغش اون چند تا دوست داشت که تازه طلاق گرفته بودن
    گفته بودیم که ممکنه اونا ترغیبش کرده باشن خداروشکر زن پرکاهی هم داشتید هرکی,هرچی بگه میره به اون سمت وممکنه اونا جلوه غلطی از زندگی بعد طلاق نشونش داده باشن که مثلا وای ما خیلی ازادیم راحت زندگی میکنیم یا مثلا مرداهای پولدار وخوش گذرون بهش نشون داده باشن وبگن اره اینا دمبال ماهستن تو زرنگ باشی میتونی فلان کنی بسار کنی یا مثلا فلانی خیلی عاشقت شده یعنی با کسی دوست نشده باشه اما براش تعریف کردند وبوش رو شنیده

    اما اینا اصلا مهم نیست چون اون دیگه خانومتون نیست بلکه اون یک خانم غریبه است که فقط تا چندوقت دیگه محرمتونه همین باید باورش کنید اما اگر فکر میکنید با پنج میلیون واینا کمی دلتون اروم میشه بهش بدید اون نامردی کرد دلیل نداره شمامردونگی نکنید این پول رو بهش بدید اما دیگه رهاش کنید

    نمیگم این اتفاق میفته اما روزی تصور کنید که اونو در کنار مرد دیگه ببینید اونروز دلتون واسه این عذاب کشیدنا میسوزه

    واقعا چرا برلی شما واقای کاوه وسایر مردهایی که مشکل مشترک با شما دارند این اتفاقات افتاده چیزی که بین شماها مشترکه مشکلتون نیست بلکه رفتارهای غلط وشخصیت های ضعیف وغیر مقتدر در مقابل خانم هاست نمیشه گقت شما خوب بودین خانومهاتون بد بوده که

  6. 2 کاربر از پست مفید دختر جوان تشکرکرده اند .

    tanhaye93 (دوشنبه 02 شهریور 94), رنگین (سه شنبه 03 شهریور 94)

  7. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 15:13]
    تاریخ عضویت
    1393-9-16
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    1,959
    سطح
    26
    Points: 1,959, Level: 26
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    149

    تشکرشده 136 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز،

    واقعیتی که شما باید بپذیرید این است که مدت ها پیش از آنکه این ناراحتی ها علنی شود و به این شدت و حدت ظاهر شود از دنیای ذهنی همسر فعلی خود کنار گذاشته شده اید .
    باید بپذیرید که این اصرار مکرر شما برای ورود در این دنیا برای شما حکم یک بازی را دارد که حاضر نیستید در آن بازنده شوید.
    همسر شما به فراست میداند در پس این پرده دیگر نمی تواند سعادتی را تجربه کند، چون بزرگترین مسئله ای که باید تغییر می کرد همین است که حریم هر کس محفوظ بماند . اگر من اشتباه میکنم یا تو گناه خودمان است لازم نیست دیگری با جسم و روان خود تاوان پس دهد .
    شما حتی نمیتوانید اورا در منجلاب خودش اگر چه فکر میکند سعادت است تنها بگذارید با این که هیچ از آن نمی دانید.
    برگرد به دنیای ذهنی خودت ، به حریم خودت، بودن خودت را تجربه کن، باش تا با تو باشند.
    بازی را ببر ، چطور ؟! نشان بده هستی،! آرمانهایی داری که با آمد و رفت و کم و زیاد شدنها تغیر نمی پذیرند.
    مردانگی بزرگترین سرمایه ات بوده و هست؛ خیال نکن با رذالت هایی که برشمردی مرد موفق تری میشدی و میتوانستی خانه و زندگی خود را مدیریت کنی ، آیا به زندگی با مرده ای که جسمش اسیر گور خانه توست تفاخر میکردی؟!!!
    خیال نکن نصیحتی هنوز وجود دارد که می تواند از این مثله برای تو زندگی بسازد، اما همین مختصر را اگر بر خلاف عادت معمول خودت بگیری و بکار ببندی بی شک زندگی آینده تو را نجات خواهد داد.
    با بزرگواری و کرامت با عزت نفس و شهامت با مهربانی و صلابت او را که روزی قراری با هم داشتید همراهی کن تا از آنجا که دیگر پیش تو نیست هیچ چیز دیگرهم پیش تو نداشته باشد. یعنی شرط امانت را با او هر طور که میدانی تمام کن.
    و حالا بیا دنیای خود را بچین با هر چه زیباتر و تمام و کمال ترش می کند. یعنی شرط صداقت را باخود تا میتوانی تمام کن.

    و علی الله فلیتوکل المومنون






  8. 4 کاربر از پست مفید تروولث تشکرکرده اند .

    anisa (دوشنبه 02 شهریور 94), danger (دوشنبه 02 شهریور 94), Kaveh_r (دوشنبه 02 شهریور 94), tanhaye93 (دوشنبه 02 شهریور 94)

  9. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 آذر 01 [ 11:57]
    تاریخ عضویت
    1393-11-19
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    9,758
    سطح
    66
    Points: 9,758, Level: 66
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    20

    تشکرشده 104 در 58 پست

    Rep Power
    33
    Array
    می خوام با جدیت کار رو تموم کنم و بسپارمش به خدا. درسته مجبور شدم چنین تصمیمی بگیرم ولی باید این شکست رو قطعا بپذیرم. تقدیر من هم این بود. خدایا راضی ام به رضایت تو. دعا کنیداین یک هفته هم بگذره و کم نیارم

  10. 3 کاربر از پست مفید tanhaye93 تشکرکرده اند .

    anisa (دوشنبه 02 شهریور 94), danger (دوشنبه 02 شهریور 94), رنگین (دوشنبه 02 شهریور 94)

  11. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 تیر 96 [ 08:10]
    تاریخ عضویت
    1393-6-06
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    5,221
    سطح
    46
    Points: 5,221, Level: 46
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    149

    تشکرشده 449 در 170 پست

    Rep Power
    52
    Array
    شخصیت ضعیف و رفتارهای غیر مقتدرانه.
    خوب اینارو که اول همین تاپیک گفتم.
    ولی از نظر شما کسی که داره زندگیشو میگردونه و کار میکنه و هزینه هاشو میده و زنشو دوست داره و... شخصیت ضعیف داره یا پسری که خونشو از باباش گرفته یا هزینه های زندگیشو از اینو اون میگیره ولی زنش هم براش میمیره.به نظر شما کدوم ضعف شخصیتی دارن؟
    به نظر من موضوع چیزه دیگه ای هست.تو حوصله جمع نمیگنجه.بحث شخصیت ضعیف و...نیست.
    به هر حال هر آدمی مزایا و معایب خودشو داره.
    ولی خانوما از یه شخصیت هایی خوششون میاد.مثلن دیدم تو جمه از کسی که زیاد حرف میزنه یا بقیرو میخندونه.یا آدمایی که خالی زیاد میبندن.حتی با اینکه میدونن طرف خالیبنده ولی بازم جذبش میشن.
    کلن خانوما از یه تیپای خاصی عمومن خوششون میاد.
    بحث زیاده
    نوع عاشق شدن زن و مرد فرق میکنه.

  12. 3 کاربر از پست مفید Mr DaNi تشکرکرده اند .

    anisa (دوشنبه 02 شهریور 94), Kaveh_r (دوشنبه 02 شهریور 94), اثر راشومون (پنجشنبه 05 شهریور 94)

  13. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 آذر 01 [ 11:57]
    تاریخ عضویت
    1393-11-19
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    9,758
    سطح
    66
    Points: 9,758, Level: 66
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    20

    تشکرشده 104 در 58 پست

    Rep Power
    33
    Array
    عقل و منطق من واقعیت رو پذیرفتن که این زندگی دیگه تموم شدست. اینکه خانومم با این راهی که رفت هم خیال خودش رو راحت کرد و هم راهی واسه درست شدن نذاشته. ولی قبول کنید این شرایط هضم کردنش خیلی سخته. چند روزه دارم مدام توی کتاب ها و سایت ها می چرخم تا خودم رو آروم کنم و با این شرایط کنار بیام. ولی هر کاری می کنم آروم نمی شم. اول صبح که از خوب پا می شم حالم خیلی گرفتست. نماز که می خونم آروم می شم ولی خیلی سخت می گذره.
    چندتا جمله بود که خیلی به دلم نشست و دارم مرتب مرورشون می کنم:

    1. امیرالمومنین می فرمایند: اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
    2. هیچ وقت به رابطه ای که برهم خورده است به چشم یک شکست در زندگی نگاه نکنید. شکست به این معنی نیست که کار برای شما تمام شده، شکست یعنی شما یک فرصت دیگر دارید. شکست به این معنی نیست که خدا شما را فراموش کرده، شکست یعنی خدا فکر بهتری برای شما دارد. همیشه شکست های گذشته یا کنونی است که شما را به سمت موفقیتی که همیشه آرزویش را داشتید، راهنمایی میکند.
    3. گذشته همیشه همراه ما است. گذشته‌ی هر آدمی در هوای اطرافش پراکنده است و هر لحظه آن را استشمام می‌کند. گذشته بی‌مهابا می‌آید و دست‌های ما را می‌گیرد و ما را به رقص وا می‌دارد. اما گذشته نه همراه خوبی برای رقص است و نه صحنه‌ی رقصیدن. برای رهایی از گذشته‌ی دردناک باید آینده‌ای ایده‌آل‌تر را طرح‌ریزی کرد.
    4. فراموش کردن گذشته یعنی قبول کنید که برای تغییر گذشته کاری از دستتان برنمی آید: در مواجهه با شکستتان شما هرچه از دستتان برمی آمده، کرده اید. باید بدانید که تا جاییکه می توانسته اید خوب، مهربان و مؤثر بوده اید. اگر قرار بود به عقب برگردید مطمئناً نمی توانستید کاری بیش از آن انجام دهید. پس باید گذشته را فراموش کنید.
    5. دوست عزیزی مدام به من یادآوری می‌کرد که این موقعیت طبیعی است و اجازه بده که زمان بگذره. این بهترین همدلی بود که در این شرایط دریافت کردم و هربار با شنیدن این جمله آرام‌تر می‌شدم.


    سعی می کنم خیلی زود خودم رو بازیابی کنم و از این شرایط سخت بیرون بیام. برام دعا کنید که دلم آروم بشه و از این حال خارج بشم.
    ویرایش توسط tanhaye93 : دوشنبه 02 شهریور 94 در ساعت 14:56

  14. 2 کاربر از پست مفید tanhaye93 تشکرکرده اند .

    سرشار (دوشنبه 02 شهریور 94), شمیم الزهرا (سه شنبه 03 شهریور 94)

  15. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 آذر 01 [ 11:57]
    تاریخ عضویت
    1393-11-19
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    9,758
    سطح
    66
    Points: 9,758, Level: 66
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    20

    تشکرشده 104 در 58 پست

    Rep Power
    33
    Array
    رفتیم رای دادگاه رو واسه طلاق گرفتیم. توی همین 2- 3 روز می ریم محضر واسه طلاق. خیلی استرس دارم و اعصابم خورده.

    منه احمق رو باش که هنوز از خواب بیدار نشدم. هنوز توی خوابم و چشمام رو بستم و نمی خوام ببینم با چه زنی روبرو هستم.

    منه بدبخت تو دادگاه بازم بهش اصرار کردم اگه راهی هست برگرد زندگیمون رو از صفر درست کنیم. گفتم بخدا مشکلات ما اونقدر نیست که حل نشه. من حاضرم از صفر شروع کنیم و تو هم کوتاه بیا. گفتم الانم به احترام خواستت و اینکه باور کنی نمی خوام اذیتت کنم اومدم دادگاه.

    ولی انگار نه انگار . این خانم اصلا گوشش بدهکار نبود و اصلا حاضر نبود که یک ذره اشتباهاتش رو بپذیره. فقط اشتباهات من رو دیده که مثلا چرا رفتی خونه بدی کرایه کردی. بهش گفتم من بهت گفتم بیا بریم خونه اجاره کنیم ولی تو گفتی مهم نیست و نمی خوام باهات زندگی کنم. بعدشم گفتی هر جا خونه بگیری باهات میام. خب چه کار می کردم. اگه مشکلت خونه هست بیا بریم بهترین خونه رو با هم کرایه کنیم. اصلا تکلیفش با خودش مشخص نیست و نمی دونه داره چه کار می کنه و چی می گه.
    برای اولین بار از خودم بدم اومد. از همه چیز بدم اومد. به خودم گفتم چرا خودت رو کوچیک کردی؟ چرا با واقعیت کنار نمی یای؟ اصلا چنین آدمی ارزش داره؟ ولی تو دلم آشوبه.

    تور روخدا سرزنش نکنید منو. من دارم محکم می رم جلو و نمی خوام اشتباه کنم دیگه. نیاز دارم حرف بزنم. نیاز دارم درد و دل کنم تا اعصابم آروم بشه. لطفا نظری که بتونه تو این شرایط آرومم کنه رو برام بذارید.

  16. 3 کاربر از پست مفید tanhaye93 تشکرکرده اند .

    داود.ت (چهارشنبه 04 شهریور 94), رنگین (سه شنبه 03 شهریور 94), شمیم الزهرا (سه شنبه 03 شهریور 94)

  17. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اردیبهشت 96 [ 12:40]
    تاریخ عضویت
    1393-11-18
    نوشته ها
    60
    امتیاز
    2,800
    سطح
    32
    Points: 2,800, Level: 32
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 100
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 52 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [سلام آقای tanhai انقدر نگران نباشید این روزها هم میگذره منم 3 ماهه طلاق گرفتم و شرایط شمارو درک میکنم انقدر خودتونو سرزنش نکنید این هم قسمتی از زندگی و سرنوشت شما بوده و باید باهاش کنار بیایید و یادتون باشه شما اولین ادمی نیستید که طلاق میگیری آخریش هم نخواهید بود و زنا و مردای زیادی شرایط شما رو داشتن سعی کنید گذشته رو فراموش کنید و محکم جلو برید من موقعی که از محضر اومدم بیرون به خودم گفتم باید قوی و محکم باشم و با شرایطم کنار بیام الانم کلی برنامه برای زندگی و آینده ام دارم شماهم سعی کنید از گذشتتون عبرت بگیرید خدارو شکر بچه هم ندارید و خودتونید و خودتون زندگی بدون اون خانوم هم همچنان جریان داره سعی کنید زندگی کنید و برای آینده برانامه ریزی کنید و محکم باشید.

  18. کاربر روبرو از پست مفید مینا 66 تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (سه شنبه 03 شهریور 94)

  19. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 آذر 94 [ 19:51]
    تاریخ عضویت
    1394-5-04
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    553
    سطح
    11
    Points: 553, Level: 11
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 30 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز من با تمام وجود وضعیتت را درک میکنم
    باور کن تو هیچ اشکال بارزی نداشتی که خانمت بخاطر اون بخواد از شما طلاق بگیره. اینها همش بهانه هست. هر کدام را رفع کنی بهانه دیگری میگیرد. برای همین هم تکلیفش با خودش معلوم نیست چون اصلا مشکلی نیست.

    برو خدارو شکر کن که 1- بچه نداری 2- دارید به سرعت و راحت جدا میشید
    اگر طلاق طولانی میشد و کش پیدا میکرد دوران سختیت طولانی میشد

    من نه تنها سرزنشت نمیکنم بلکه بهت حق میدم که تا این حد رنجیده خاطر بشی. میدونم روز و شب به جواب این سوال فکر میکنی که چرا اینجوری شد؟!
    اما من بهت میگم برای اینکه بعضی از انسانها چه مرد چه زن برای زندگی مشترک آفریده نشده اند. تمام.

    میدونم خیلی نیاز داری حرف بزنی و درد دل کنی برادر. من هم که شرایط شمارو دارم همش دوست دارم حرف بزنم راجع بهش.
    دوست داشتم شمارمو برات میذاشتم که بتونی حرف بزنیم اما خلاف مقررات هست. ولی یه ایمیل میذارم androgal1979@yahoo.com اگر دوست داشتی بهم ایمیل بزن.
    من کسی رو نداشتم که باهاش حرف بزنم و خیلی اذیت شدم، دلم میخواد تو بتونی حرف بزنی و آروم بشی.

    حرف زدن راجع بهش تخلیه ت میکنه البته نباید عادت بشه برای طولانی مدت. در عرض یکی دو ماه هرچقدر دوست داری حرف بزن بذار همه چیز رو از دلت بیاری بیرون. بعد کلا بذاریش کنار
    سعی هم نکن الکی قوی باشی، اگر لازمه اشک بریز بذار سبک بشی. بعد از یه جایی تصمیم بگیر کمتر و کمتر بهش فکر کنی
    برات دعا میکنم


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  2. توجه توجه، سریعا صندوق پیامهای خصوصی خود را تخلیه فرمایید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 تیر 90, 16:22
  3. توجه توجه :نكات بسیار مهم در رویكرد جدید تالار همدردی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 16 خرداد 88, 22:57
  4. تجربه نيست ولي نظريه است ( توجه ، توجه ، توجه )
    توسط honarmand در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 25 اسفند 86, 18:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.