به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 51
  1. #31
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    سلام
    امروز یه سری مطالب در مورد هوش هیجانی eq خوندم. برای اینکه مطمئن بشم هوش هیجانیم پایین نیست خیلی دقیق شدم روی مطالب و با خودم مقایسه کردم. دیدم اتفاقا هوش هیجانیم بالاست فقط توی قسمت اقدام و عمل شاید کمی کند باشم. که اونم باید تمرین کنم. راهش رو هم پیدا کردم. اینکه یه مقداری باید موقعیت ها رو پیش بینی کنم و توی عکس العمل هام هوشیارانه عمل کنم. مثلا اگه قراره با شخصی در مورد موضوعی صحبت کنم تمام حالتهای گفتگو رو در نظر بگیرم و براشون واکنش مناسبی داشته باشم. یا خودمو برای یه سری سوالایی که اطرافیان ممکنه ازم بپرسن آماده کنم.
    کلا یه مقداری باید دید لحظه ای هوشمندانه تری داشته باشم و موقعیت رو به اصطلاح پایش کنم. حتی اگه شده سه ثانیه قبل از یه رویداد من بتونم پیش بینی کنم و عکس العمل مناسبی رو اتخاذ کنم. اگر هم نتونم موقعیتی رو پیش بینی کنم و اون موقعیت اتفاق بیفته، حداقل توی سه ثانیه بتونم خودمو جمع و جور کنم. چرا سه ثانیه؟ یه ثانیه برای درک احساس خودم. یه ثانیه برای درک احساس طرف مقابل و یه ثانیه هم برای انتخاب واکنش. اگه مواقعی که احساساتی میشم اینگارو بکنم فکر می کنم این کار کمک کنه که دیگه گریه هم نکنم.

    تمرین اول رو هم امروز انجام دادم. قرار بود یه عده رو ببینم که می دونستم در مورد بعضی چیزا حتما ازم سوال می پرسن. منم قبلش فکر کردم به سوالات و رفتاری که باید داشته باشم و وقتی دقیقا همون چیزارو ازم پرسیدن من بدون اینکه هول و دستپاچه بشم جواب مناسبی بهشون دادم. احساس خوبی داشتم.

    یه چیز دیگه هم فهمیدم. اینکه من یه مقدار افسردگی دارم چون خیلی از علائم افسردگی رو دارم. انگیزه ام برای خیلی از کارها کم شده. تقریبا چیزی خوشحالم نمی کنه.چند تا کار دارم که هیچکدومو انگیزه ای ندارم شروع کنم یا تموم کنم و ... (خیلی وقته این علائم رو دارم)
    برای این مشکل هم با مطالعه و جستجو بالاخره یه راهی پیدا کردم. اینکه اهداف خیلی خیلی کوچیکی برای خودم تعریف کنم و اونارو کم کم انجام بدم. مثلا 10 دقیقه ورزش یا پیاده روی توی روز. یا بقیه کارهامم به واحدهای کوچیک تقسیم کنم و اونارو شروع کنم انجام بدم. این کارهای کوچیک خوبیش اینکه که آدم نمی ترسه طرفشون بره چون زیاد انرژی نمیخوان. (من واقعا انرژی ام کم شده)

    یه مشکل بزرگ هم دارم. اینکه کمال گرا هستم. اینو دیگه مطمئنم چون می تونم صدها مثال از این مورد بگم که برام پیش اومده. یه مثالش اینه که وقتی میرم چیزی بخرم یا بهترین گرونترین چیز رو می خرم یا مثلا جنسی می خرم که ارزون و بدردنخور باشه!! یا وقتی می خوام کاری رو انجام بدم می خوام کاملا بی نقص باشه.. فعلا دنبال راه حلش نرفتم ولی حتما برای این مورد هم باید فکری بکنم. البته این کمالگرایی باعث شده توی بعضی کارها واقعا موفق باشم. ولی باید جنبه های منفیش رو از بین ببرم.

    راستی دخترکوچولوی درونم رو هم هواشو دارم. بعضی وقتها که مضطرب میشه باهاش صحبت می کنم و بهش محبت می کنم. و اینکار خیلی خیلی آرومم می کنه.

    همسرم هم تماسی نگرفته.

  2. کاربر روبرو از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده است .

    زن ایرانی (پنجشنبه 02 خرداد 98)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 01 مهر 04 [ 18:40]
    تاریخ عضویت
    1393-2-30
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    10,896
    سطح
    69
    Points: 10,896, Level: 69
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 354
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 337 در 127 پست

    Rep Power
    45
    Array
    سلام خانم فرزانه. خوشحالم که کارتان خوب پیش می رود. در زمینه افسردگی و کمبود انرژی خوب تا حدودی طبیعی است. چون استرس زیادی داشته اید جسم خسته می شود. تزریق آمپول نروبیون به شما می تواند کمک کند. معمولا التهاب هایی در بدن وجود دارد که باعث چنین علایمی می شود. استفاده از ضد التهاب های ملایم مثل آلوئه ورا ، خاکشیر با آب گرم و سه چهار قاشق غذاخوری عرق کاسنی ( با شکم خالی) را می توانید امتحان کنید. بادکش درمانی هم خوب است . خرفه سبزی خوردن خوبی است که خواص بی شماری دارد. ضد التهاب و ضد افسردگی. خدا بیامرزد مادربزرگم با خرفه حالش بهتر شد. هلیم گندم و پودر قاووت را هم می توانید امتحان کنید.
    مطمئن شوید که دندان پوسیده یا سینوزیت ندارید. آنفولانزا یا هر نوع عفونت دیگری ، ناراحتی های معده و روده چنین علایمی ایجاد می کند. ناراحتی معده بسیار شایع است و سرمنشاء همه بیماری ها حتی افسردگی. مثلا مادرم سالها افت فشار خون داشت به خصوص بعد از غذا خوردن بی حال می شد. به دلیل اینکه ناراحتی معده داشت و ترشح مقدار زیادی شیره گوارشی باعث کاهش حجم مایعات خونش می شد.
    برادرم مدت زیادی انسولینش دوبرابر حد عادی بود ولی قند خونش عادی بود و دیابت نداشت. آخر معلوم شد التهاب و زخم اثناعشر دارد که باعث مقاومت به انسولین می شود. و خیلی وقت ها در آندوسکوپی هم دیده نمی شود چون ممکن درست زیر دریچه اثنی عشر باشد و باز شدن دریچه هنگام آندوسکوپی زخم را می پوشاند.

    آزمایش خون و ادرار و تست قند خون هم بده. تست قند دو ساعته را در درمانگاه ها با دستگاه برایت انجام می دهند.

    موفق باشید.

  4. #33
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    سلام پرنیان عزیز
    از راهنمایی های دوستانه و دلسوزانه شما واقعا ممنونم. اتفاقا دو تا منبع التهاب در حال حاضر دارم. یکی تاندون مچ پام که کشیده و ملتهب شده و یکی هم دندونم که ریشه اش عفونت کرده و همش امروز و فردا می کنم برای درست کردنش.
    آزمایش قند رو هم حتما پیگیری می کنم. چون با دستگاه خانگی که داریم یه مقدار بالا نشون میده قند خونمو.

    گفتم که اصلا به سلامتیم هم نمیرسم. انقد روحیه ام داغونه. هفته قبل دکتر رفتم و یه سری مولتی ویتامین و قرص آهن اینا داده ولی هنوز هیچکدومو نخوردم!

    همسرم امروز ظهر زنگ زد. دفعه اول کشیده شد به دعوا و من قاطعانه گفتم که این زندگی که ما داریم قابل ادامه دادن نیست و باید برای حل مشکلاتمون صدرصد پیش مشاور بریم. اون مخالفت کرد و گفت من هیچ مشکلی ندارم که بیام پیش مشاور و همون حرفای همیشگی و بعد با عصبانیت گوشی رو قطع کرد. ( نکته مثبت این بود که گریه ام نگرفت.)
    بعد از دو ساعت دوباره زنگ زد و یه کم که حرف زد گفت وقت بگیر بریم پیش مشاور. ولی انگار خیلی مستاصل شده بود که اینو گفت. منم گفتم بهت خبر میدم.

    احساس میکنم یه کمی از مواضعش پایین اومده و این کار کردن من روی خودم یه کوچولو نتیجه داشته. هرچند به قول پرنیان عزیز باید خودمو برای یه مبارزه حسابی آماده کنم. ولی فکر می کنم یه قسمت کوچکی از مبارزه رو این چند روز انجام دادم. با تماس نگرفتنم، مصمم بودنم و ارزش دادن به خودم.

  5. کاربر روبرو از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده است .

    رنگین (یکشنبه 05 خرداد 98)

  6. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 99 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1398-2-31
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام افرین فرزانه خانم عزیز امیدورارم که موفق باشین
    منم فکر میکنم تا حدودی مشکلات شما رو دارم اینک ه اعتماد به نفس ندارم سسریع گریه میکنم فکر کنم افسردگی دارم تند و تند زنگ میزنم و پیام میدم حتی اگه صد بار گوشیم رو قطع کنه اما من یه مشکل دیگه ای هم دارم اینکه مثل شما اراده ندارم دنبالشش رو نمیگیرم حقیقتش وقتش هم ندارم سر کار میرم و دوتا بچه کوچیک دارم .
    در هر صورت انشالله موفق باشی اگه تونستی به تاپیک من هم یه سر بززن

  7. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 خرداد 98 [ 07:15]
    تاریخ عضویت
    1398-2-05
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    118
    سطح
    2
    Points: 118, Level: 2
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سوالت خیلی کلیه عزیز
    ولی بنظر من تامیتونی تلاش کن
    کتاب روانشناسی مشاوره خلاصه هرکاری از دستت برمیاد انجام بده

  8. #36
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ♡_دختر_خردادی_♡ نمایش پست ها
    سوالت خیلی کلیه عزیز
    ولی بنظر من تامیتونی تلاش کن
    کتاب روانشناسی مشاوره خلاصه هرکاری از دستت برمیاد انجام بده
    ممنون. دارم همینکارو می کنم. ولی کاش این تلاش دوطرفه بود. کاش همسرم هم یه تکونی به خودش می داد.

  9. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 خرداد 98 [ 07:15]
    تاریخ عضویت
    1398-2-05
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    118
    سطح
    2
    Points: 118, Level: 2
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرزانه 123 نمایش پست ها
    ممنون. دارم همینکارو می کنم. ولی کاش این تلاش دوطرفه بود. کاش همسرم هم یه تکونی به خودش می داد.
    آفرین بهت
    ببین تو زندگیت یاد بگیر فقط از خودت توقع داشته باشی ولا غیر
    کاشکی و اما و اگرم هیچیرو درست نمیکنه
    تو تلاشتو بکن از خدا هم کمک بخواه؛؛ ببین چطوری کمکت کنه

  10. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    نمی دونم چرا روزبروز بیشتر به این نکته فکر میکنم که من چقدر خودمو له کردم. آخه شما تا حالا دیدین شوهر بزنه صورت زنشو کبود کنه بعد عین خیالشم نباشه. معذرت خواهی هم نکنه. بعد زن پاشه غذا هم برای شوهرش درست کنه و تازه سعی کنه ناراحتی رو از دل شوهرش دربیاره؟!!!!!!!!! من تا این حد .... بودم. جای خالی رو خودتون به سلیقه خودتون پر کنید. البته یه توضیح صادقانه بدم. دلیل اینکه من سعی می کردم هیچکس از دعواهامون خبر نداشته باشه فکر می کنم یه مقدار برمی گرده به کمال پرستی من. یعنی دوس داشتم زندگیم در نظر خودم و پدر و مادرم و اطرافیانم بی عیب و نقص جلوه کنه. فکر می کردم کوچکترین تنشی که به بیرون رخنه کنه معادل با فروپاشی زندگیمه. البته یه مقداری هم بخاطر علاقه به شوهرم بود و تمایل به انکار ماجراها داشتم و دوس داشتم زود ببخشم تا قهر و دعوا تموم بشه و زندگیمون برگرده به روال عادی. اشتباه می کردم. بهتر بود از همون اول بعضی چیزارو با خانواده ها در جریان می ذاشتم.

    خوشحالم که دارم کم کم متوجه خیلی چیزا میشم. درسته دیره ولی بازم خوبه. دیگه واقعا اجازه نمی دم اذیت بشم. درسته که الان حالم خوب نیست ولی اشکال نداره. عوضش امیدوارم بالاخره زندگیم به یه آرامشی برسه. چه با شوهرم چه بی اون.

  11. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 خرداد 98 [ 07:15]
    تاریخ عضویت
    1398-2-05
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    118
    سطح
    2
    Points: 118, Level: 2
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم گل من فک میکنم موضوع اصلی ک شما ازش رنج میبری عدم عزته نفسته! یعنی عزت نفست پایینه و خودتو خیلی دست کم گرفتی!! بنظر من برو یه مقدار رو عزت نفست کار کن و بالا ببرش.. بعدش خودت شاهد نتایج شگفت انگیزش هستی.

  12. #40
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ♡_دختر_خردادی_♡ نمایش پست ها
    خانم گل من فک میکنم موضوع اصلی ک شما ازش رنج میبری عدم عزته نفسته! یعنی عزت نفست پایینه و خودتو خیلی دست کم گرفتی!! بنظر من برو یه مقدار رو عزت نفست کار کن و بالا ببرش.. بعدش خودت شاهد نتایج شگفت انگیزش هستی.
    بله. اگه همه پستهای منو خونده باشین، خودمم توی پستهای قبلیم اشاره کردم که موضوع و مسأله اصلی من نداشتن عزت نفس بود. خدا خودش بهم کمک کرد که تونستم این مشکل رو تشخیص بدم.
    و با دعای خیر شما دوستان همراه، انشالله بتونم کم کم این مشکل رو رفع کنم.

    گفتم که کتاب شش ستون عزت نفس رو دارم برای چندمین بار مطالعه می کنم و این مشکل زندگی مشترکم رو هم به عنوان یه آزمونی می بینم که در راستای مطالعه این کتاب باید بصورت عملی انجامش بدم.

    راستش من انگیزه کافی برای طلاق و بهونه کافی برای پشیمون نشدن بعد از طلاق دارم. ولی میخوام اگه امکانش باشه فقط یه بار دیگه تلاش کنم. این بار با عزت نفس بالا.

  13. کاربر روبرو از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده است .

    میشل (پنجشنبه 16 خرداد 98)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.