Upppppppppppppppppp
تشکرشده 2,261 در 917 پست
Upppppppppppppppppp
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام به همگی.
تاپیک جالبیه.
دوستان نکات خوبی رو گفتن.
من تجربه انتخاب و ازدواج ندارم. ولی فکر میکنم تمام انتخاب نکردنهام و جواب رد دادنهام درست و منطقی بوده. حتی در مورد پسرخالم که خیلی دوستش داشتم، سعی کردم منطقی تصمیم بگیرم حتی به قیمت خفه کردن خودم. چون خانواده ها افتاده بودن روی لجبازی با هم، و اگه ما میخواستیم هم زندگی کنیم دل هر دومون رو خون میکردن.
الان گاهی فکر میکنم که اونقدر از خودم گذشتن درست نبود و خودم خیلی اذیت شدم. ولی حداقل از بین ما دو نفر، یکیمون الان زندگی خوب و با ارامش و موفقی داره. و اون یکی هم بالاخره کج دار و مریز داره طی میکنه و تلاش خودش رو میکنه.
اما من کاری که خودم کردم رو به مجردها توصیه نمیکنم. مقابل مخالفتهای غیرمنطقی و بی دلیل خانواده هاتون شهامت داشته باشید و تسلیم نشید.
gholam1234 (پنجشنبه 21 فروردین 99), m.varna (سه شنبه 26 آذر 98), محمد89 (یکشنبه 19 آبان 98), الهه زیبایی ها (جمعه 17 آبان 98), زن ایرانی (جمعه 17 آبان 98), شمیم الزهرا (یکشنبه 19 آبان 98)
تشکرشده 1,106 در 598 پست
من یک درس گرفتم جواب های هوی
اگه میخوای فرد سالمی باشی حداقل از نظر روانی با دیگران مثل خودشون برخورد کن
رفتار قاطع نه منفعل
بدون ذره ای عذاب وجدان
gholam1234 (جمعه 17 آبان 98)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
خادم رضا(جمعه 17 آبان 98)
تشکرشده 1,106 در 598 پست
اگر آنقدر آدم بیشعوری بدون هیچ دلیلی اهانت میکنه به شعور خودت شک کن که چطور خودت انتخابش کردی. اگر واقعا همه کار براش کردی ولی اون باز بدی کرد اونوقت باید به شعور خودت شک کنی که چرا با این فرد اصلا موندی
مگه آدم قراره چقدر زندگی کنه
چند بار زندگی کنه
اونم همش به تحقیر چه عملی چه رفتاری
آدم تنها بمونه شرف داره بنظرم تا با بیشعور زندگی کنه حداقل حرص دیگه ناراحت نمیشه
جالب اگر شما بمونید با ایشون یعنی شما یه نقصی دارید
مثلا دوست دارید قربانی باشید و یه ستمگر بالا سرتون باشه جالبه اینجور مواقع شما میایید و چون مریضی دنبال یه ناجی میگردید که شما رو از دست اون نجات بده همانطور که هنوز با ستمگر در ارتباطید که البته اون ناجی خودش قربانیه از دست یک به قول خودش ستمگری و شما ناجیش میشید معمولا افراد اینجوری افراد ستمگر ناجی رو دوست دارن شاید چون خانوادشون خیلی ازارشون میدادن و محدودیت براشون تعیین میکردن توی همه چی معمولا این افراد اگر زن باشن نقش پدر خیلی براشون پر رنگ بوده پدری یا مادری که سراسر محدودیت آزار بوده
اینا همش بر میگرده به کودکی و البته نوجوانی
ستمگر که اسمشم روشه کسی که روح شمارو شکنجه میده
اگر سکوت کنید یا وارد رابطه دیگه بشید یعنی دارید لذت میبرید ازاهانتهایی که بهتون میشه
قربانی نباشید در همه جای زندگی
و البته نقشتون تغییر میکنه به عنوان ستمگر حالا اون که توهین میکنه که امیدوارم بیدلیل باشه قربانی میشه و دنبال یه ناجی میگرده تا از چنگال شما رها بشه
همش روابط مریض گون همتون که توی این مثلث هستید
همینجوری نقشا عوض میشه
همش یا با والد تصمیم میگیرید یا با کودک درونتون همتون
اصلا بالغ درونتون کشتید
بالغ میگه من اصلا با کسی که مورد داره چه حالا توهین چه کارهای زشت دیگه اصلا وارد ارتباط نمیشم که این اتفاقا بیفته برام
ویرایش توسط خادم رضا : جمعه 17 آبان 98 در ساعت 11:20
gholam1234 (جمعه 17 آبان 98)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
تشکرشده 2,355 در 760 پست
با سلام
من منظورم از مثال خانواده و دوست این بود که ایا میشه
اینو به همسر هم تعمیم داد؟؟؟
یعنی اگه کسی تو این دنیا پیدا میشه که من با نمازش مشکل ندارم
یا با بد قولیش مشکلی ندارم و از اون طرف
زندگی خوبی هم کنارش دارم پس با همسر هم میتونم.؟؟
نمیدونم شاید............امیدوارم همینطوری باشه که شما میگید..
ممنونم هم از شما هم از بقیه که تو تاپیک حال و احوال ....تو اون روز کذایی ...که برام کامنت گذاشتید.
لطفا برام دعا کنید.
فک میکنم دلیلش اینه که
نوع تعامل و اصلا شروع ارتباطی که با خانواده داریم کلهم با همسر فرق میکنه....مثلا
من چشم باز کردم برادرم رو کنار خودم دیدم قبل از اینکه متوجه اختلاف نظراتمون بشیم
ناخوداگاه کلی در جهت جذب و وابستگی هم کار انجام دادیم.....یعنی قبل از اینکه من متوجه بشم
چیزهایی تو این دنیا هست که اون لذت میبره و من اصلا نمیبرم....با چشمم دیدم که چقدر به من محبت میکنه و من هم محبت ام رو برای اون خرج کردم و تو خاطره های خوبمون حضور همدیگرو دیدیم.....
ولی همسر از وسط کار به زندگی ما ملحق میشه و طبیعیه که ما اول ببینیم ایا نقطه نظرات مشترکی داریم یا نه؟
خانواده رو با همه انتقادی که به رفتارشون داریم بازهم دوست داریم ولی ایا این اتفاق با همسر هم میافته؟؟؟سوال من الان اینه.
من که فک میکنم با خودم روراستم.......خانواده هم اتفاقا نه سختگیرن نه وسواس دارن....اینجوری بگم که من مذهبی ام و اونها نه....پس نمیشه نتیجه گرفت که با اونها تو رودربایستی ام....و به خاطر اونها نمیتونم نظرمو علنی کنم.......
ولی ی بحث دیگه هست اونم اینکه
باشه شخص رو اعتقادات خودش بمونه و اصلا اعتقاداتش اصالت دارن و قرار هم نیست که بعدها نظر خودش عوض شه... ولی میتونه با همسری هم باشه که اعتقادات اونو نداره.
تست روانشناسی خاصی سراغ ندارم....شما تاحالا امتحان کردید؟
تا ببینیم خدا چی می خواد. ولی دارم با اطرافیان و دوستام هم بحث میکنم.....به قول شما ی نگاه بیرونی.....و فعلا به این مرحله رسیدیم که تحت شرط و شروطی میشه موسی به دین خود عیسی هم به دین خود......ولی من گفتم رسیدن به همون شرط هم میشه نگاه صفرو صدی.....گذشته از اینکه تو عمل سخت میشه بهش رسید.....تازه ی جور ریسکه.
کتابهای روانشناسی خارجی هم میگه اگه یکی از طرفین پیرو سفت و سخت ی مذهبی نباشه پس اختلاف اعتقادات مشکلی پیش نمیاره.
خبرندارن تو جامعه ما که بعضیها ملاک رو همین اشتراک اعتقادات میذارن و با همین مدل میگن خب بقیه اش هم حل میشه!! :)
چیزی هم هست که خیلی نمیشه روش اندازه زد ......تنوع اش هم زیاده....که فرشته اردیبهشت هم اینو رد کرد و ما رو سرگردان تر:)
ببخشید خیلی پرحرفی شد ولی لازم دارم ذهنمو بتکونم لطفا هم تحملم کنید هم اگه میتونید کمک.
ممنونم![]()
ویرایش توسط الهه زیبایی ها : شنبه 18 آبان 98 در ساعت 11:19
gholam1234 (شنبه 18 آبان 98), Pooh (سه شنبه 21 آبان 98), محمد89 (یکشنبه 19 آبان 98), شمیم الزهرا (یکشنبه 19 آبان 98)
تشکرشده 342 در 91 پست
سلام خانم الهه.
امیدوارم خوب باشید.
متوجه مثالتون شدم.برای همین عرض کردم خانواده و دوست رو نمیشه قیاس کرد با همسر.یعنی یه ویژگیدر یکفرد خانواده با حتی یکدوست ممکنه باشه و اینویژگیهممورد تنفر شما باشه اما نه شما از خانواده خودتون دست می کشید و نه از دوستی با اون شخص اما همین ویژگیمیتونه زندگی مشترک رو به شدت تحت تاثیر قرار بده.
این در مورد ویژگی های اخلاقی و صفات به نظرم صادقه.
اما در مورد اعتقادات دینی مساله متفاوته. چیزهایی مثل نماز روزه .. در کل مناسک و اصول اعتقادی مثل معاد، امامت در تشیع،... اگر نسبت بهش انعطاف دارید به نظرم درباره همسر هم همین طوره.
یعنی اگر شخص منعطفی هستید احتمالا درباره این بخش از دین با همسر اینده تون به مشکل نمیخورید.
ولی بخش هایی از دین که دستورات اخلاقی هستن یا خط قرمز دینی هستن و حتی در جاهایی با اخلاق سکولار مشترکن رو به شدت باید با احتیاط بهشون نگاه کنید
مثلا میزان اهمیت شما به شیوه درامد همسر، حساسیت شما به ارتباط همسر با خانم های دیگه، خوردن مشروبات الکلی و در کل مسائل اخلاقی به معنای عامش.
این دسته دوم هم باز بستگی به میزان تقید شما داره. فقط خواستم بگم اگر در مناسک انعطاف پذیر هستید اصلا دلیل بر این نمیشه که در این دسته دوم هم انعطاف پذیر باشید. این دسته دوم رو باید برای خودتون اولویت بندی کنید و اونهایی که براتون خیلی مهم هستن رو کاملا جدی بگیرید.
تست های روانشناسی رو در اینترنت میتونید پیدا کنید. من اسم خاصی رو در ذهن ندارم. فارغ از نتیجه تست، به خود سوالها دقت کنید. گاهی سوالهایی در این تست ها هست که کاملا حس میکنید دنبال شناخت یه بخشی از ویژگی های شماست اما خودتون پیش از اون بهش فکر نکرده بودید.
Pooh (سه شنبه 21 آبان 98), الهه زیبایی ها (یکشنبه 19 آبان 98)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
Uppppppppppppppppppppppppp
تشکرشده 1,106 در 598 پست
ازدواج نکردن بهتر از ازدواج غلط
البته به دید خودت بستگی داره که ازدواج چجوری ببینی
یادمه یه مدت یه مدرسه کار میکردم
یدفعه مدیرش گفت خانوم فلانی یه چشتو ببند انگشتت بگیر سمت آلبالو وصل شده به دیوار
ما گفتیم آقا آقای مدیر آیا دیوانه شده
گفت حالا اون یکی چشتو ببندند این یکی چشم رو باز کن
گفتیم چشم
گفت میبینی چقدر دستت با تغییر چشمات تغییر کرد
تازه جفت چشات مال خودته
از این چشم تا اون چشم چقدر تفاوته
آنقدر من ازش بخاطره این نکته تشکر کردم خوشش اومد هرکی میدید میگفت یه چشتو ببند دستتو دراز کن و یه هدف مشخص کن
بعد من تا اینو میگفت میگفتم وای میخواید اون تکنیک مهم بگید
اونم با یه احساس پروفسوری این نکته رو به دیگران بیان میکرد
مدیونید اگر فکر کنید ما رو سیبل کرده بود![]()
gholam1234 (جمعه 02 اسفند 98)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)