به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 42 از 70 نخستنخست ... 2122232333435363738394041424344454647484950515262 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 411 تا 420 , از مجموع 691

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام امیرخان
    تاپاسخ پست بالا روندادید خواستم این روهم بگم:
    دوستان زیادی علاقه دارن شمادرتاپیک صندلی داغ شرکت کنید.
    به نظرم بدنیست خودتون رومحک بزنید.فضای مناسبی هست برای پرسش وپاسخ وتحلیل وبررسی خودتون.(همیشه که اینطوربوده)
    هم فضای شادی هست وهم خیلی محیط خوبی هست برای تفکردرباره خودتون.میتونیدتاپیک های سری قبل رونگاه کنیدتاآشنابشیدباسبک وسیاقش...
    آقاامیرمثل اینکه بچه های همدردی بهتون ارادت خاصی پیداکردن.
    البته باید اشتراک بگیرید.وآبی پررنگ بشید.
    امیدوارم دعوت دوستان روقبول کنید
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  2. 4 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Amir A (دوشنبه 23 بهمن 96), tavalode arezoo (یکشنبه 22 بهمن 96), گیسو کمند (یکشنبه 22 بهمن 96), صبا_2009 (دوشنبه 23 بهمن 96)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط paiize نمایش پست ها
    سلام امیرخان
    البته باید اشتراک بگیرید.وآبی پررنگ بشید.
    نیازی به اشتراک نیست و دوستان کمرنگ هم می توانند شرکت کنند .

    خانم الهه زیبایی ها ، خانم تولد آرزو ، فکور ، فرشته و جناب m.reza91 ، Glut.tiny سرشار
    Eram Erica esm ، omid12 ، مونا ، داود .ت ، اثر راشمون ، Quality میشل و سایر دوستان

    باعث افتخاره در خدمتتون باشیم .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !


    ویرایش توسط گیسو کمند : یکشنبه 22 بهمن 96 در ساعت 23:58

  4. 9 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    Amir A (دوشنبه 23 بهمن 96), Erica (دوشنبه 23 بهمن 96), miss seven (دوشنبه 23 بهمن 96), mohamad.reza164 (دوشنبه 23 بهمن 96), paiize (دوشنبه 23 بهمن 96), tavalode arezoo (چهارشنبه 25 بهمن 96), الهه زیبایی ها (چهارشنبه 25 بهمن 96), اثر راشومون (چهارشنبه 25 بهمن 96), صبا_2009 (دوشنبه 23 بهمن 96)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مرداد 05 [ 19:43]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    849
    امتیاز
    28,473
    سطح
    99
    Points: 28,473, Level: 99
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 1,527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    نیازی به اشتراک نیست و دوستان کمرنگ هم می توانند شرکت کنند .

    خانم الهه زیبایی ها ، خانم تولد آرزو ، فکور ، فرشته و جناب m.reza91 ، Glut.tiny سرشار
    Eram Erica esm ، omid12 ، مونا ، داود .ت ، اثر راشمون ، Quality میشل و سایر دوستان

    باعث افتخاره در خدمتتون باشیم .

    بودن کنار شما افتخار منم هست

    تاپیک رو خوندم .....خیلی خوب و فرح بخش بود.....

    از دعوتتون متشکرم...........ولی اگه اجازه بدید بگم من نمیتونم خدمتتون باشم

    امیدوارم لحظات خوشی داشته باشید

  6. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 05 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    15,085
    سطح
    79
    Points: 15,085, Level: 79
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 265
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,423

    تشکرشده 552 در 189 پست

    Rep Power
    57
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    نیازی به اشتراک نیست و دوستان کمرنگ هم می توانند شرکت کنند .

    خانم الهه زیبایی ها ، خانم تولد آرزو ، فکور ، فرشته و جناب m.reza91 ، Glut.tiny سرشار
    Eram Erica esm ، omid12 ، مونا ، داود .ت ، اثر راشمون ، Quality میشل و سایر دوستان

    باعث افتخاره در خدمتتون باشیم .
    سلام و ممنون از دعوتتون.
    اگر لیستتون تکمیل شده که خب من دیگه مزاحم نمیشم ولی اگر لیست تکمیل نشده و سبک و سیاق صندلی هم مثل گذشته هاست و واسطه ای بین سوال کننده اصلی و پرسش شونده قرار نمیگیره(مثل پرسشگر یا تجمیع کننده و ...)، من هم خوشحال میشم روی صندلی بشینم.
    تنها باید حقیقت را بیان کرد، نه دروغی را که حقیقی انگاشتنش خوب است.

    "بخشی از پیام برتراند راسل برای آیندگان"

  7. 5 کاربر از پست مفید اثر راشومون تشکرکرده اند .

    tavalode arezoo (چهارشنبه 25 بهمن 96), محیا ناز (چهارشنبه 25 بهمن 96), سرشار (چهارشنبه 25 بهمن 96), صبا_2009 (چهارشنبه 25 بهمن 96)

  8. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط اثر راشومون نمایش پست ها
    سلام و ممنون از دعوتتون.
    اگر لیستتون تکمیل شده که خب من دیگه مزاحم نمیشم ولی اگر لیست تکمیل نشده و سبک و سیاق صندلی هم مثل گذشته هاست و واسطه ای بین سوال کننده اصلی و پرسش شونده قرار نمیگیره(مثل پرسشگر یا تجمیع کننده و ...)، من هم خوشحال میشم روی صندلی بشینم.
    سلام راشمون عزير.

    فكرش رو بكن خانم گيسوكمند بخواد تا آخر فروردين بالاسر تاپيك وايسته.


    مورد داشتيم تو صندلي داغ قبلي مديرش وسطاي كار، تفويض اختيار كرده.


  9. 4 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    paiize (چهارشنبه 25 بهمن 96), گیسو کمند (چهارشنبه 25 بهمن 96), باغبان (پنجشنبه 26 بهمن 96), سرشار (چهارشنبه 25 بهمن 96)

  10. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    145
    Array
    سلام به همه دوستان

    از صمیم قلب امیدوارم حال هممون بهتر بشه. از شنیدن مشکلات بهضی دوستان در اینجا خیلی متاسف شدم.

    آقا امیر.من میخواستم توی تاپیکتون بنویسم ولی ترسیدم نتونم راهنمایی خوبی و درستی براتون داشته باشم. فقط میخواستم بهتون بگم فکر می کنم بیشترین دلیل عصبانیت های شما

    ریشه در گذشته سختتون داره. وگرنه خوشبختانه شما با سعی و تلاش خودتون تونستید پیشرفت چشمگیری داشته باشید چه در درس و چه در کار.

    همسری هم دارید که علیرغم تفاوت ها و مشکلات همدیگه رو دوست دارید. پس دلیلی برای این حجم زیاد از ناامیدی و عصبانیت وجود نداره.

    ویژگی خیلی مهمی که در شما وجود داره میل به تغییر و انتقاد پذیری هست.فقط مواظب باشید تعادل رو رعایت کنید.شما در بعضی زمینه ها مشکلاتی دارید.ولی دلیل نداره

    همه چیز رو در مورد خودتون زیر سوال ببرید.شما خیلی ویژگیهای خوب هم دارید که بعضی هاشون از روی نوشته هاتون پیدا هستن.مثل شوخ طبعی جالبی که در خیلی از نوشته هاتون

    هست و همینطور هوش بالاتون.

    به نظر من چیزی که برای شما لازمه اینه که زندگی رو یه کم راحت تر بگیرید. شاید اینجوری اینقدر از کارهای خانمتون اذیت نشید.هر چند بعضی جاها بهتون حق میدم از کارهاشون

    ناراحت بشین.ولی به نظرم لازم نیست پشت سر هم به فکر راهکار باشین و بخواین خیلی سریع همه چیز رو درست کنید و زود ناامید بشید.اینجوری اون هم کلافه میشه.

    ببینید شما توی زندگی خیلی سختی کشیدید و خانمتون زندگی راحت و بدون دغدغه ای داشته.شاید بهتر بود به این مساله زمان آشنایی دقت می کردین.ولی الان که عقد کردید بهتره

    قسمت مثبت ماجرا رو ببینید.شاید بد نباشه یه کم از ایشون تاثیر بگیرید.راحت تر زندگی کنید یه کم بیخیال تر و شاد تر باشید.به هر حال براتون آرزوی بهترین ها رو دارم.

  11. 4 کاربر از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده اند .

    Amir A (پنجشنبه 26 بهمن 96), Glut.tiny (چهارشنبه 25 بهمن 96), paiize (دوشنبه 23 بهمن 96), صبا_2009 (دوشنبه 23 بهمن 96)

  12. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام من خیلی وقته میخوام بیام ازحال واحوالم بگم اماخب نمیشه.امروزمیگم بعدمیرم سراغ پست امیرخان...
    ..........
    دلم نیومداین حال خوبوباشمادوستان تقسیم نکنم چون سهم زیادی داریدوخیلی خوب کمکم کردید.
    چندبارمیخواستم بیام واسه تاپیک آخرم جمع بندی کنم وبنویسم اماخب نشدوفکرکردم دیگه دیرشده واسه بالاآوردن اون تاپیک فوق العاده...فوق العاده بودواسم چون اونقدربهم انرژی وانگیزه داد که واسه اولین بارتوی این چندسال عضوهمدردی بودن تونستم حدودچهارماه فعالیتها وتمرینهاوانگیزه ها و...ثابت نگه دارم.
    علاقه ام به خودم زیادشده،مغرورنشدم اماواسه خودم دوست داشتنی ام.واقعا تاثیرش رودارم میگیرم.
    رابطه ام بااطرافیانم خیلی خیلی بهترشده.احساس لذت میکنم حتی باخانواده همسرم که کلی همیشه ازشون گله داشتم.نه اینکه الان ندارم امافهمیدم که این چیزها باعث نمیشدزندگیم جهنم بشه بلکه خودم بودم.
    اون موقع روزهایی که باهمسرم دعوام میشد چندروززندگیم داغون میشداماالان نه!!به یه نیم روزهم نمیرسه.میگم خب طبیعیه دیگه اگه دعوانباشه که یعنی همه ی مابی عیب ونقصیم!بعدش میگم ولش کن بابا!!!دقیقا همینومیگم ولش کن بابا.(پوست کلفت شدم)

    راستش تقریبا فهمیدم اشتباهاتم کجاست وحتی وقتی اشتباه میکنم واوضاع روخراب پیش خودم میدونم که تقصیرخودم کجاست وچی بوده این میشه که زودآروم میگیرم.
    آدمهای اطرافم روبیشتردوست دارم وبه وضوح میبینم که اونهاهم بهم علاقه دارن.باورتون میشه چندنفرکه فکرشونمیکردم بهم مستقیم ابرازعلاقه ومحبت داشتن.وواقعا من باورم نمیشدکه تااین حدمنودوست دارن فقط یه مرزبینمون بودوفقط من خودموحبس کرده بودم میدونم که هفسردگی داشتم به خاطرمشکلات زیاد اماالان برطرف شده چشمام بازشده.
    تفریح هام زیادشده.به خودم خیلی خیلی خوب میرسم.مراقب سلامتیم هستم.مراقب پوستم،موهام،لباسم وهمینطورحال درونیم.توی این یکی دوماه آخرزیاداین جمله روشنیدم که چقدرجوونترشدی.یاهرکی سنموپرسیده بهش گفتم چشماش گردمیشدکه دروغ میگی وچرادوست داری سنت روببری بالا ولی من واقعا28 سالمه!
    همه اینهابه خاطرلطف پروردگارمهربونمه،خدای نازنینم.خدایی که نزدیکترازهمیشه هست بهم.دوستش دارم بیشترازهرچیزوهرکسی...
    وهمینطورکمک های دوستان اینجا وحال خوبی که باراهنمایی هاتون وحتی دعاهاتون بهم دادین.ازهمگی ممنونم.
    .............
    خب واما امیرخان:
    آقاامیراگه خسته هستین وفکرمیکنیدکم آوردید یه مدت استراحت کنید وبه جاش کارهایی کنیدکه حالتون روخوب میکنه.امااینقدرگوشه گیری نکنید چون فکرهای بدمیادسراغتون بهتونوغلبه میکنه حیف نیست حالا که متوجه شدید کجای کارایراد داره اینجوری بخواید رها کنیدهمه چی رو.
    آقاامیرشماباید به خودتون توجه کنید به ثانیه ثانیه زندگیتون.اصلا به قول خودتون فکرکنیدهنوزمجردید.یعنی هیچ ارزشی واسه خودتون قائل نیستید؟؟!!!! حیفه این همه عطوفت وازخودگذشتگیتون توی زندگی این همه سخت کوشی.شماتاالان فقط زحمت وکاروکارو....الان فهمیدین زندگی یه روی دیگه هم داره پس طبیعیه که اینجوری مستاصل بشید.سخت نگیریدبه خودتون وبه خانمتون همه داریم زندگی میکنیم باکم وکاستی ها.
    توی صندلی داغ هم اگه شرکت کنیدهم خودتون روحیه تون عوض میشه هم دوستان روخوشحال میکنید البته هرجورخودتون میدونید.
    اصلا هم فلسفی نیست هیالتون راحت.حتی میتونیدپرسش هایی که دارید روازدوستان بپرسید تاازتجربه هاشون استفاده کنید.
    خوشحال میشیم حضورداشته باشی.
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  13. 7 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Amir A (پنجشنبه 26 بهمن 96), Erica (دوشنبه 23 بهمن 96), Glut.tiny (چهارشنبه 25 بهمن 96), tavalode arezoo (چهارشنبه 25 بهمن 96), گیسو کمند (دوشنبه 23 بهمن 96), صبا_2009 (دوشنبه 23 بهمن 96)

  14. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آنیتا123 نمایش پست ها
    به نظر من چیزی که برای شما لازمه اینه که زندگی رو یه کم راحت تر بگیرید.
    ممنونم خانم آنیتا از صحبت های دلگرم کننده تون. من همین یک نکته ای که اشاره فرمودین رو هم قاب بگیرم بزنم جلوی چشمم یادم بمونه و بتونم عملیش کنم جلوی خیلی از ناراحتی هامو میتونه بگیره. متاسفانه عادت به راحتی ندارم و بلد نیستم راحت باشم اصلا. مثل اسب مسابقه کل زندگیمو دویدم جز اینکه مانع دیدی باید بتونی ازش رد بشی طرز فکر دیگه ای یاد نگرفتم. حتی خوابمم سبکه تو اوج خستگی هم خوابم ببره یه انگشت بهم بزنن مثل فنر از جام میپرم یعنی کاملا غیرارادی همیشه تو یه حالت آماده باش و وضعیت آماده جنگیدن هستم. عادت کردم برای مسائلم دنبال راه حل باشم و هیچی رو بیخیال نشم. راهنمایی شما کاملا خوب و درسته. فقط من نمیدونم چطوری باید اجراییش کنم هیچ وقت بلد نبودم خونسرد باشم. همینجا تاحالا با حرف دوستان چهار پنج بار تصمیم گرفتم بیخیالی طی کنم ولش کنم بذارم کلا هرکاری خواست بکنه ولی نتونستم.
    خداروشکر ناامیدی و افسردگی من به کل از بین رفت. جواب نامه م رو بالاخره خیلی خوشگل برام نوشت البته سر و ته حرفاش یک جمله مفید یا یک راه حل پیدا نمیشه و همش شعر و حرف های احساسی و عاشقانه ست برداشته واسم گل و بلبل نقاشی کرده ولی همین حد هم خوبه یعنی بیشتر از اینم فکر نکنم دیگه ازش بتونم انتظار داشته باشم. همین کارشم تمام ناراحتی و عصبانیت این چند روزه منو از بین برد نافرمانی هاش در یک لحظه کلا فراموشم شد. صبر کرده بوده بذاره ولنتاین جواب نامه مو بده و حالا کاری ندارم که متوجه نشده باید به خودش یه تکونی بده و فکر کرده همین که بگه منو دوست داره و نمیخواد منو ناراحت کنه کافیه ولی روحیه منو برگردوند و الان در حالت ماکزیمم اراده و انگیزه هستم برای تلاش مجدد. این دفعه حس کنم داره ناامیدم میکنه میندازمش رو کولم میبرمش مشاوره.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    امیرخان من از پاییزه خواهش کردم که شما رو دعوت کنه ، راستش خودم جرات نکردم
    چون مطمئنم گفتگوی خیلی خیلی خوبی میشه و البته جذاب اجازه بدید بیشتر اصرار کنم .
    خانم گیسو کمند شعرهای قشنگ و جالبی بلدین. واقعا یه الف بچه هیبت مارو برده زیر سوال.

    خواهش میکنم اصرار چیه.
    پس اینطور. این نقشه شما بوده من فکر میکردم ایده از خانم پاییزه بوده. اگر کار شماست پس نیت کردین حسابی اذیتم کنین. شما یکم روحیه مزاح دارید. من با آقا/خانم اثر راشومون موافقم اگر بدون واسطه سوال ها مطرح میشن چشم در خدمتتون هستم.
    یک مسئله ای هم که هست و خودتونم اشاره فرمودین من وقت نمیکنم هر روز بیام اینجا پاسخ بدم اگر نرسم به سوالاتتون جواب بدم مقصر خودتون هستین با این زمان بندی کوتاهتون. اون موقعی که زیادتر می اومدم بخاطر راهنمایی های خوبی بود که مرتب اینجا برای زندگیم میگرفتم و همینطور حرفایی که بهم میزدن که حس میکردم داره روم اثر میکنه و منو از دوران توحش به تمدن نزدیک میکرد. الان که من هر دو سه روز یه بار شاید بیست دقیقه نیم ساعت هم بیشتر اینجا نیام. اگر بازه زمانیتون رو یکم بتونید بزرگتر کنید برای من راحت تر هست. البته منم سعی میکنم اگر تاریخ دقیق بهم اعلام کنید از قبل برنامه ریزی کنم.
    سیبیل های کوردی قشنگی هم در اون لینک برای من انتخاب کرده بودین دستتون درد نکنه فقط من انقدرم گیج و ویج نیستم دیگه. در مورد خانمها گیج میزنم اونم چون اطرافم زن نبوده که شناخت پیدا کنم هرکس دیگه ای به سبک من زندگی کرده بود قادر نبود اصلا زن بگیره.

    نقل قول نوشته اصلی توسط paiize نمایش پست ها
    حیف نیست حالا که متوجه شدید کجای کارایراد داره اینجوری بخواید رها کنیدهمه چی رو.
    آقاامیرشماباید به خودتون توجه کنید به ثانیه ثانیه زندگیتون.اصلا به قول خودتون فکرکنیدهنوزمجردید.یعنی هیچ ارزشی واسه خودتون قائل نیستید؟؟!!!!
    ممنون خانم پاییزه.
    نه رها نمیکنم دیگه زنگ میزنم دوباره مشاوره وقت میگیرم برای خودم. مطالعه و یادگیری رو هم دوباره میخوام شروع کنم. چندتا کتاب ناتموم و دوتا کلا نخونده دارم. از فردا هم هر راه جدیدی از هرجا بتونم پیدا کنم باز امتحان میکنم همین که تا اینجا فهمیدم چه چیزهایی جواب نمیده خودش پیشرفت محسوب میشه. میخوام این دفعه یه لیست درست کنم هر راهی رو امتحان کردم و جواب نگرفتم ثبت کنم تحلیل کنم ایرادهاشو دربیارم شاید از تو دل همونا بتونم یه راه جدید و بهتر پیدا کنم این راه حل ها سخت به دست میان خودم که کلی فسفر میسوزونم تا یه راه پیدا کنم با این وجودم راه حل هام اثر عکس میذارن معمولا به درد نمیخورن. هم باید مهارت ارتباط باهاشو یه جوری یاد بگیرم هم روی کنترل خشمم کار کنم این دوتا مسئله اولویت دارن به نظرم. شاید حتی لازم باشه نتونستم از دوران بربریت دربیام برای یکی از مسائل یه تاپیک دیگه هم اینجا بزنم اخلاقم خیلی بد شده باهاش و اونم نمیدونم چرا قهر نمیکنه دیگه که من به خودم بیام. نمیدونم قهر نکردنش نشانه خوبیه یا بد. اگه ازم قطع امید کرده باشه بده که قهر نمیکنه. رفتاراش عجیب شدن نمیگیرم چشه. هلشم میدم هرچی فحشم بهش میدم هیچی نمیگه فقط گریه میکنه تازه از اولشم دیگه گریه نمیکنه اولش فقط ساکت نگام میکنه هیچی نمیگه میذاره من ولش کنم یکم که آروم میشم بعد زار زار میزنه زیر گریه دوباره همون گریه ش منو از اول عصبی میکنه و مثلا تو یه شب ممکنه دو سه بار هی این چرخه عصبانیت من و گریه اون تکرار بشه که به جفتمون خیلی فشار میاره. دیگه وقتی تموم میشه نمیدونم چرا گریه میکنه. قبلا تو دعوا من یکی میگفتم اونم دوتا جواب میداد کم پیش می اومد اینجوری مظلوم بشه.
    بهم گفت میترسیده جواب نامه مو بده و نمیدونسته چی باید بگه که من عصبانی نشم گذاشته ولنتاین جوابمو بده که اگرم عصبانی شدم کاریش نداشته باشم. جز ابراز عشق و علاقه و حرفای نامفهوم و احساسی هم هیچی تو نامه ش نیست. این مدت اعصابم خیلی خورد بود خودم میدونم خیلی تندی کردم باهاش چپ و راست تهدیدش کردم یه چند دفعه دستم بلند شد نزدیک بود بزنمش فکر میکنم ترسیده. حالا هرچی محبت میکنم نمیبینه ها همین که یه کاری از روی عصبانیت کنم ده کیلومتر ازم فرار میکنه و میترسه. همینم به من انگیزه مجدد داد که اصلا بیخود ازم انقدر میترسه که یه جواب نامه نمیتونه بده. باید یه راهی پیدا کنم انقدر نترسه پیشم راحت باشه یه جوری مجبورش کنم حرفاشو رک بیاد بهم بزنه یا حداقل بنویسه. مواقع عادی حاضرجوابه خوبم بلده عصبیم کنه فقط وقتی من خیلی بی اعصاب میشم الکی مظلوم بازی درمیاره حرفشو نمیزنه. واسه بچه دار شدن هم میگه واسه این مخالفه که میترسه من توجهم به خودش کم بشه. فکر میکنه الانم علاقه من بهش کم شده که باهاش بیشتر بداخلاقی میکنم.
    برای خودم ارزش قائل هستم ولی ارزش خودمو در کارهایی که انجام میدم و پیشرفت هایی که بتونم به دست بیارم میدونم نه اینکه دست به سینه بشینم یه جا خودمو الکی باد کنم. مثلا اگه تو رابطه با خانمم شکست بخورم احساس نالایق بودن بهم دست میده حس خیلی بدی نسبت به خودم پیدا میکنم نمیتونم با خودم کنار بیام حتما باید یه راهی پیدا کنم تو کارام موفق بشم. رضایت اونم خیلی برام مهمه و خودش هدفه برام.
    من فکر نمیکنم غیر از همین شما چند نفری که دعوت میکنید بیام صندلی داغ کسی از حضور من اونجا خوشحال بشه ولی چشم من خیلی اذیتتون کردم عادلانه ست شما هم حق داشته باشین منو اذیت کنید. فقط هروقت نوبتم بود لطفا همینجا یکم جلوتر بهم خبر بدین.
    برای آرامش زندگیتون هم خوشحال شدم خانم پاییزه. چقدر خوب و عالی که تونستین این همه تغییرات مثبت بوجود بیارید. موفق باشید همیشه به همین سبک.

  15. 4 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    miss seven (پنجشنبه 26 بهمن 96), tavalode arezoo (پنجشنبه 26 بهمن 96), آنیتا123 (پنجشنبه 26 بهمن 96), صبا_2009 (پنجشنبه 26 بهمن 96)

  16. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 07:36]
    تاریخ عضویت
    1394-10-27
    نوشته ها
    436
    امتیاز
    18,255
    سطح
    85
    Points: 18,255, Level: 85
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    1,913

    تشکرشده 953 در 325 پست

    Rep Power
    101
    Array
    شرمنده گیسوکمندجان.الان شدیدا سرم شلوغه خیلی کم میتونم بیام همدردی.ضمنا من نه بلدم مثل بقیه دوستان خوب سوال کنم ونه بلدم خوب جواب بدم

  17. 3 کاربر از پست مفید tavalode arezoo تشکرکرده اند .

    سرشار (چهارشنبه 25 بهمن 96), صبا_2009 (چهارشنبه 25 بهمن 96)

  18. #10
    تمنای عشق
    مهمان
    سلام دوستان نازنینم

    بچه ها قصدم غر زدن نیست ، ولی خب منم کم میارم گاهی اومدم باهاتون درد و دل کنم.

    هر بار یا از طرف مادر و یا از طرف پدر روی من فشار هست

    میخوام با خانواده پدریم تعاونی باز کنیم برای دور هم بودن و روحیه مون شاداب بشه! مامانم مخالفه خودش نمیاد به منم میگه تو هم نرو
    (پیشنهادش با من بود)

    خدا نکنه تنها برم جایی زنگ میزنه ناراحت و حق به جانب تو بدون من کجا رفتی؟

    من اگه یه کمی اطلاعاتم بالا باشه (البته همیشه سعی می کنم در برابرش زیاد خودمو همه چیز دان نشون ندم) مادر ناراحت میشه

    تعاونی با خانواده همسرم تشکیل دادیم مادر گفت منم میام گفتم چشم قدمت روی چشم بیا!
    ولی از وقتی که اومد این چه تعاونیه؟! خواهرشوهرت اله مادرشوهرت فلانه . فلانی خنگه و ....

    یعنی توی خونه ی مردم جلوی چشم شون داره حرف بد میزنه

    یا مدام میگه دخترای من هیچی نشدند و دخترای فلانی الن بلند!

    خیلی موضوعات دیگه هم هست که گفتنش از حوصله خارجه

    بچه ها من خیلی پدر و مادرمو دوست دارم با تمام سختی هایی که وجود داره اما واقعا خسته میشم

    دیشب ناخنمامو از ته جویدم انقدر دچار فشار روحی عصبی شدم

    خداشاهده بازم خدا رو شکر می کنم که سایه شون بالای سر منه.چون روزهای خوشی هم باهم دیگه داریم

    ولی گاهی ناتوان میشم اما تقریبا یاد گرفتم چه کار کنم ناراحتی بین مون پیش نیاد ولی خب بیشتر از درون آسیب می بینم.

    دوست دارم انقدر یاد بگیرم که بتونم کمک شون کنم.تا الآنش که همه جوره کمک شون بودم.منتی نیست وظیفه منه . ای کاش پدر و مادرای ما هم همدردی داشتند و یاد می گرفتند

    درد و دلم تموم شد.الآنم خوبم.سبک شدم
    ویرایش توسط تمنای عشق : چهارشنبه 25 بهمن 96 در ساعت 08:54

  19. 2 کاربر از پست مفید تمنای عشق تشکرکرده اند .

    سرشار (چهارشنبه 25 بهمن 96), صبا_2009 (چهارشنبه 25 بهمن 96)


 
صفحه 42 از 70 نخستنخست ... 2122232333435363738394041424344454647484950515262 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.