چه جوری حس خوبشو تحریک کنم؟![]()
تشکرشده 73 در 46 پست
چه جوری حس خوبشو تحریک کنم؟![]()
تشکرشده 793 در 374 پست
دیشب واسه شوهرم اس دادم من اخرش میمیرم{عادت دارم اینجوری براش خودمو لوس کنم}
_چیه باز
_1ساعت جواب ندادم.بعد 1 ساعت اس دادم حالم اصلا خوب نیست.چه کار میکنی؟
_تلویزیون میبینم
_جام تو خونه خیلی خالیه؟
_اگه واست مهم بود نمیذاشتی بری....
میدونی باید در ادامه این چی مینوشتی ؟ به جای یادآوری گذشته باید میگفتی آره راست میگی ( میدونی اون فقط دنبال همین حرفه؟پس وقتی راضیش میکنه چرا نمیزنی؟ ) خودم هم پشیمونم که خونه و تو رو ترک کردم. من باید یه کم محکم باشم و با هر بیدی نلرزم. باید یه کم بیشتر روی خودم تمرین کنم. دلم برای تو و خونه خیلی تنگ شده. دلم برای بغل کردن هات و خنده هات تنگ شده . برای اینکه 2 تایی بازم یشینیم سر یه سفره و غذا بخوریم و . ..
اینا حرفای تحریک کننده مرده نه اونایی که تو نوشتی. خودت کتک زدنش رو یادش میندازی و بعد میگی من از گذشته چی گفتم؟
ویرایش توسط kamr : چهارشنبه 17 مهر 92 در ساعت 13:14
malakeh (چهارشنبه 17 مهر 92), tannaz joon (چهارشنبه 17 مهر 92)
تشکرشده 73 در 46 پست
kmr به خدا شوهر منو نمیشناسین شما..من میدونم با این حرفا خییییلی پررو میشه
- - - Updated - - -
سعی میکنم ملکه عزیز..
خواهش میکنم تو این شرایط تنهام نذارین..من به همتون نیاز دارم..
از یه طرفم ملکه جان شوهرم خیلی لوسو مغروره..اینجوری بگم میترسم بعدا نتونم جمعش کنم
- - - Updated - - -
اگه بابام بفهمه من دارم بهش اس میدم پوستمو میکنه..شوخی کردم ولی میدونم خیلی عصبانی و ناراحت میشه![]()
تشکرشده 656 در 231 پست
پدرتون الان خیلی خوشحال نیست که شما زندگیتون رو هواست بعدش هم درسته ممکنه ناراحت بشن چون دلسوز شما هستند و نتیجه همین دلسوزی هاست که شما الان خونه پدرتون هستید ... من حق رو کاملا به پدرتون میدم شاید اگه من هم جای ایشون بودم همین کار رو میکردم ولی از اون طرف باید به شما هم توجه کنن
همه را دوست میدارم و همه دوستم میدارند
او که به ظاهر دشمن است، از در دوستی در می آید، بسان حلقه ای طلائی در زنجیر خیر و صلاح من
فلورانس اسکاول شین
kamr (چهارشنبه 17 مهر 92)
تشکرشده 793 در 374 پست
عزیزم فعلا ما با پر رو شدنش کار نداریم . بذار بشه فعلا هدف ما اینه که با حرفات کاری کنی زودتر برگردی خونه ات . فعلا خونه رفتنت باید از پر رو شدن شوهرت برات تو الویت باشه
تشکرشده 656 در 231 پست
طناز جان عزیزم اگه پست های آقای sci رو دنبال کرده باشی یا خونده باشی ایشون خیلی تاکید دارن که اس ام اس وسیله خوبی برای بر قراری هیچ نوع ارتباطی نیست مخصوصا برای این مرحله از زندگی شما که تقریبا نزدیک به یک ماه میشه شما از خونه خودتون دور هستید ...
اس ام اس نمیتونه راه ارتباطی خوب و مفیدی باشه و بیشتر دچار سوء تفاهم میشوید بهتر بود در اس ام اس با هم بحث نمیکردید و یه جورائی وقتی بهتون گفت اگه برات مهم بود نمیزاشتی بری یه جور دیگه ادامه میدادی که کاشکی بهم یه زنگ بزنی دلت واسه من تنگ نشده دلت واسه صدام تنگ نشده دلت واسه بغل کردنم تنگ نشده تحریکش میکردی که بهت زنگ بزنه یه قرار حضوری میزاشتین این صحبت ها رو حضوری انجام میدادید و اینکه بهت میگه فکر کردم آدم شدی تو نباید جوابش رو بدی من فکر کردم تو آدم شدی ...
اینها همه به نظر من میتونه شروع یه بحث و دعوا و ناراحتی های بیشتر باشه ... بهتره اینجور مواقع یا سکوت کنی یا از همسرت بخواهی حرمت همدیگه رو نگه دارید ...
عزیزم خواهش میکنم احساسی بر خورد نکن
همه را دوست میدارم و همه دوستم میدارند
او که به ظاهر دشمن است، از در دوستی در می آید، بسان حلقه ای طلائی در زنجیر خیر و صلاح من
فلورانس اسکاول شین
kamr (چهارشنبه 17 مهر 92), tannaz joon (چهارشنبه 17 مهر 92)
تشکرشده 656 در 231 پست
نترس عزیزم این چیه که یاد گرفتیم تا هر مردی بخواد به همسرش محبت کنه یا یه زن بخواد به شوهرش محبت کنه یا گذشت تو زندگیمون بکنیم میگیم طرفمون پر رو میشه ؟
عیب نداره بزار این سری پر رو بشه ولی وقتی بری سر خونه زندگیت این دفعه باشناخت و آگاهی بیشتر مسائل زندگیت رو حل میکنی این دفعه تا تقی به توقی خورد از کوره در نمیری ایندفعه اگه از دست همسرت ناراحت شدی جبهه نمیگیری خودت رو کنارش میبنی و مشکلت رو حل میکنی ایندفعه با سیاست و مهربونی و خودت رو به همسرت اثبات کردن همسرت رو به سمت خودت میکشی که دیگه واسه زندگیش از خانواده اش کمک نخواد و خودتون دوتا افسار زندگیتون رو به دست بگیرید.
این دفعه میدونی اگه مشکلی پیش اومد تو به خانواده ات ارجاع نمیدی و یواش یواش همسرت هم آموزش میدی که این کار رو نکنه
سعی میکنی واسه زندگیتون هدف مشخص کنید برنامه ریزی میکنید و هدفدار زندگی میکنید دیگه از حواشی زندگی بیرون بیاین به شما و همسرتون هیچ ربطی نداره که خواهر شما با برادر ایشون ارتباط دارن یا نه شما زندگی خودتون رو بکنید حتی اگه به قیمت قطع رابطه با خواهرتون باشه ... هیچ حساسیتی نسبت به پدر و مادرتون نشون ندید تا یواش یواش همه چیز برگرده سر جای اولش زمان میبره ولی شدنیه
دیگه نگو اگه زنگ بزنم پر رو میشه اگه یه قدم بردارم فلان میشه شما همسر من رو نمیشناسید و ... بله ما همسرتون رو نمیشناسیم ولی همینکه میبنیم طناز داره لحظه شماری میکنه که برگرده سر خونه زندگیش دلمون میلرزه چون اتفاقی که افتاده انقدر سنگین نیست که زندگیتون از هم بپاشه ...
همه را دوست میدارم و همه دوستم میدارند
او که به ظاهر دشمن است، از در دوستی در می آید، بسان حلقه ای طلائی در زنجیر خیر و صلاح من
فلورانس اسکاول شین
kamr (چهارشنبه 17 مهر 92), tannaz joon (چهارشنبه 17 مهر 92)
تشکرشده 793 در 374 پست
عزیزم کاری نکن تنهایی رو به با تو بودن ترجیح بده. کاری نکن تو روی خودت بگه وقتی تنهام راحتترم. من همه اینا رو تجربه کردم و بهت میگم. دل شوهرت رو به دست بیار.
یه نصیحتی بهت میکنم. همیشه یادت باشه وقتی همسرت اشتباهی ازش سر زد اشتباهشو گوش زد کن ولی دنبال توضیح و معذرت خواهی نباش. همین که بدونه تو از فلان کارش ناراحت شدی کافیه.
tannaz joon (چهارشنبه 17 مهر 92)
تشکرشده 73 در 46 پست
الان واسش یه اس ام اس جک فرستادم..جواب نداد..فکر کنم سرش شلوغه یا شایدم جواب نده..
- - - Updated - - -
kmr خب اگه موضوع پررو شدنش نبود که من زودتر از اینا اس میدادم بهش..اخرشم من مقدمه اشتی کردنو چیندم
از بس ازش ازارو اذیت دیدم از خودم بدم میاد که تو اینجور شرایط انقدر ضعیف برخورد میکنم..![]()
تشکرشده 599 در 247 پست
طناز عزیز مردا عادت ندارن اشتباه خودشونو بپزیرن واقعا این چه اس هاییِ که میدی؟
طناز باید دل شوهرتو بدست بیاری بهش بگو به غیر تو کسی رو ندارم بهش بگو فقط کنار تو آرومم از این حرفا نه اینکه بهش بگی چرا منو زدی انتظار داشتی بیاد بگه ببخشید عمرا در خواب ببین که اینو بگه
نمیخوام شوهرتو با شوهرم مقایسه کنم اما واسه اینکه رویا پردازی نکنی و برای خودت رمان عاشقانه ننویسی و سطح توقعت و بیارم پایین میگم
تو دوران دعوای قبلیم شوهرم رفته بود دبی بعد آشتی یه جوری شد که من تصادفا فهمیدم بهش گفتم تو رفتی دبی بدون من خوش گذشت؟
با کمال پررویی گفت من نرفتم
گفتم داداشت سوتی داد گفت نه تو اشتباه فهمیدی
گفتم پاسپورتت مهر خورده گفت دادم دوستم دلار بگیره یه سودیم به من داد
گفتم پس چرا پاس منو ندادی کلی مقلته بازی کرد
این یه موضوع ساده بود با سند و مدرک بهش گفتم قبول نکرد پاشو کرده بود تو یه کفش و انکار میکرد
این و فقط گفتم که فکر نکنی تنهایی و فقط طرف تو داره انکار میکنه همه همین جوریا مرد واقعی کمه
tannaz joon (چهارشنبه 17 مهر 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)