الهام جان! میشه بپرسم ایشون که به خونه ی شما نمیان، شما هم که به منزل ایشون نمیرید. کجا همدیگر رو میبینید که بخواید با هم ارتباط زناشوئی داشته باشید؟
در ضمن، چقدر در طول روز با همدیگه ارتباط تلفنی و اس ام اسی دارید؟
ایشون چه جوری از شما میخوان که با هم باشید؟ یعنی این پروسه ی باهم بودنتون چه جوری اتفاق میافته؟
------------
اگر اون جوری که من فکر میکنم باشه؛ باید بگم درکت میکنم. اینکه احساس میکنی یه جوری غرورت میشکنه، تحقیر میشی. اما نمیتونی کاری انجام بدی. پس باید قدم اول شروع کنیم به انجام کارهایی توسط خود شما تا اول غرور له شدتون رو بازسازی کنیم.
قدم بعدی صبر و آرامش شماست. هرچقدر آروم تر باشی و صبورتر؛ موفق تر خواهی بود.
-----------
و اینکه شما الان از صبح که بلند میشید توی خونه چیکار میکنید؟
کلا فعالیت هات در طول روز چیه؟
به چه کارهایی علاقه داری؟ یه کم بیشتر راجع به خودت برامون توضیح بده.
آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
من
برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
و امروز
من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
منه انسان
چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)