خواستگارم زیر بار ازدواج نمیره
سلام دوستان، نماز روزه هاتون قبول
راستش من عید پارسال یه خواستگار واسم اومد (به طریق سنتی) دوبار باهم حرف زدیم، هر دو فوق لیسانس، به لحاظ خواندگی و اعتقادی و فرهنگی به هم میخوردیم و خلاصه خیلی از معیارهایی که همیشه تو ذهنمه رو داشت، و من ازش خوشم اومد :43:
اما مشکل اینجا بود که هنوز شغل مناسبی پیدا نکرده بود و بنابراین منبع درآمدی نداشت به طبع خونه و ماشینم نداشت و همین موضوع خیلی آزارش میداد و حین صحبت همش نگران این موضوع بود و میگفت دوس داره روی پای خودش باشه و کمک خانواده ها رو قبول نمیکنه. طوری که انگار به خواست و احترام خانواده ش به خواستگاری اومده بود.
البته ما همین که اجازه داده بودیم بیان ینی شرایطشو پذیرفته بودیم چون خیلی چیزای دیگه داشت که ارزششو داشت، اما خلاصه خودش زیر بار نرفت و بعد از طریق پدرش که با پدرم دوسته اینطور انتقال داده بود که تا وضعش اینه نمی تونه اقدام به ازدواج کنه و الانم که داره واسه دکترا میخونه فک نکنم حالا حالاها از کار خبری باشه :54:
و اما سوال من از شما:
تو این مدتی که از اومدنش گذشته (نزدیک به یه سال و نیم) پدرش تا حالا چندین بار به پدر من مراجعه کرده و از پدرم خواسته تا باهاش صحبت کنه گفته من حتا این اواخر باهاش قهر کردم اما فایده نداره ولی اگه شما باش حرف بزنین میپذیره حرف شمارو گوش میده (رابطه ش با بابام خوبه)، خواهش میکنم متقاعدش کنین.
حالا نمیدونم به نظر شما اصلا این کار درستیه که پدرم باهاش صحبت کنه؟
از کارشناسای تالار ممنون میشم نظر بدن واقعا نمیدونم چکار کنم :203: