چکار کنم واسه زندگی از دست رفته ام؟
پسری هستم ۲۵ ساله..سال سوم دانشگاه دوره لیسانس بودم که با دختری که سال اول دانشگاش بود اشنا شدم بعد بیان قضیه با خانوادم مخالفت شدید کردند دو سال اخر دانشگام با هر سختی بود طی کردم و کل دو سال با هم بودیم دیگه تو دانشگاه سر زبون افتاده بودیم من بخاطر اینکه درسم خوب بود پیش استادا جایگاه خاصی داشتم و همیشه می پرسیدن چکار کردم ازدواج کردم یا نه ....خلاصه تا اینکه ارشد قبول شدم توی یه استان دیگه با هر زحمتی بود خانوادم رو راضی کردم تا عقد کردم ب شرط اینکه خانواده خانمم خرج دخترشون بدن و خانواده خودمم هم خرج منو بدن...من رفتم واسه ادامه تحصیلم خانمم هم دو سال از کارشناسیش مونده بود که باید ادامه میداد...اوایل عقد رابطمون خوب بود تا اینکه تابستون شد و سال اول ارشدم تموم شد و خانمم هم سال سومش. ..من بخاطر اینکه بیکار نباشم رفتم تو یه رستوران کار کردم تا هم خرج خودمم در بیارم و هم خرج خانمم...سرتون درد نیارم الان ۱۷ ماه هست از عقدمون میگذره و الان یک ماهی هست دعوا و در گیری شدت گرفته و هیچ خبری ازش ندارم و انگار میخواد بره مهرش رو بذاره اجرا....اما مشکلاتمون اوایلش خانوادش گیر میدادن که زیاد میای خونمون و مادرش می گفت زیاد با هم می گردید. ..ولی در صورتی که من استان دیگه درس میخوندم و بیست روزی فقط سه چهار روز میومدم واسه دیدنش ...باورتون نمیشه اینقد قبل عقد عاشق هم بودیم و واسه هم دیگه میمردیم که کسی باورش نمیشد بعد عقدبازم خوب بودیم ولی دخالت خانوادش زیاد شد و از طرفی دیگه خانمم هر بحثی بینمون پیش میومد میرفت تو خانوادش بیان میکرد و خانوادش هم جنگ و دعوا راه می انداختن و به خانواده من زنگ میزدن و هر چی دهنش میومد به من میگفتن ...این اواخر چن باری خانمم تو روی خانوادش دست روی من بلند کرد ولی من بخاطر اینکه خیلی دوسش داشتم و حرمتش رو نگه می داشتم و ازش میگذشتم تا اینکه ماه پیش اومد تو شرکتی که حسابدارش بودم بخاطر بحثی که شب قبلش بین من و خانوادش پیش اومده بود با من درگیر شد و پول رو بهونه کرد و صورتم رو داغون کرد و کل شرکت رو درهم ریخت و ابروم رو برد و فرداش هم رفت کلانتری از من بخاطر پول و درگیری شکایت کرد در صورتی که من باز هم ازش گذشت کرده بودم راستی یادم رفت شب قبل درگیری هم همراه مادرش اومده بود خونه مجردیم و کل اسنادم رو دزدیدن ....الان یک ماه ازش خبری ندارم ولی انگاری میخواد مهریه اش رو بذاره اجرا یا طلاق توافقی، ولی موندم برم دوباره التماسش کنم برگرده در صورتی که خانوادم بسیار مخالفند....خودشم میگه دیگه ابرومون رفته و راه برگشتی نیست موندم چه راهت داره از زندگیش و من که اینهمه عاشق هم بودیم داره میگذره...راستی بیشترین بحث ما سر مسئله حجابش هست و میگه تو خیلی گیر میدی خیلی بهم پیام و زنگ میزنی زن و شوهر در طول یه روز باید یه بار زنگ بزنن بهم...باورتون نمیشه تو این چهار سال هیچی براش کم نذاشته بودم چه از نظر مالی چ از نظر عشق و محبت، چه قبل عقد چه بعد عقد
کمکم کنید؟؟؟؟؟