اولین بار اینقد قهرمون طولانی شد!!!
سلام
دو روزه که با همسرم قهر هستم. البته پیش هم نیستیم ولی تماس تلفنی نداریم. اولین بار دو روز پیش بود که تلفن رو بروم قطع کرد.
قضیه از اونجا شروع شد که من و ایشون قرار بود برا خریدمون بریم تهران. چون تو شهرستان خانواده همسرم برا خرید دنبالمون میومدن و دوباره مثل دفعه های قبلی منو ناراحت می کردن با کارهاشون.
این شد که من به همسرم گفتم برا خرید بریم تهران.
اما پریروز دیدم به شکل غافلگیرانه ای خواهر شوهرم بهم پیام داد و زنگ زد که پایه ای هفته بعد چارشنبه پنجشنبه بریم تهران برا خرید؟
من از شدت عصبانیت نمی دونستم باید چکار کنم واقعا. آخه سرکار میره برای دخالت کردن تو کار ما میخاد مرخصی بگیره !!!
منم یک ساعت صبر کردم خشمم فرو بریزه بعد به همسرم زنگ زدم که شما به خونه گفتی ما میخایم بریم تهران. گفت نه. ولی مطمئنم گفت.
گفتم خواهرت گفت... اونم بهم گفت حتما گفته برا خودم میخام خرید کنم اگه شما دوست میخاین برا شما هم بخریم... معلوم شد که بله کاملا هماهنگ شده بود. یعنی خانواده همسرم تا تهران میخان بیان ببینن من چی میگیرم چقد میگیرم که البته همه اینها رو میبینن ولی میخان تو جریان خرید من باشن نکنه چیزی رو گرون بردارم و اینا. چون بشدت خسیسند.
من حالا اصلا مهم نیست برام چی بخرم. فقط نمی خاستم باهام باشن. چون خودم می تونم از پس مخارجم بربیام. منم به همسرم گفتم واقعا ناراحت میشم بخاد تا تهران برا اینکار بیاد بهم بر میخوره. اگه برا خودش میخاد بخره هم من فرصت ندارم باهاش برم... اگه برای من فقط میخاد بیاد من هیچی نمی خام. خرید برام نکنین.
داشتیم صحبت می کردیم که همسرم گوشی رو قطع کرد و دو روزه باهم قهریم. دلیل قهریش رو واقعا نمی دونم چیه. چون داشتیم حرف میزدیم.
بشدت به خانوادش وابستست. با اینکه در جریانه من چقد دفعه های قبلی عذاب کشیدم ولی ایندفعه دوباره نشستن برنامه ریختن که چطوری دخالت کنن.
لطفا راهنمایی کنین. چون من قهر نکردم نمی خوام خودم بهش زنگ بزنم. از طرفی واقعا حق با من بود شوهرم با قهر کردنش نمی دونم چی رو میخاست نشون بده یه جورایی فک می کنه بهش بدهکارم که یکبار گفتم خودمون باشیم.
بدم میاد مثل خاله زنکا همه چی رو به خانوادش میگه. اونا هم هی نقشه می کشن.
چکار کنم ؟ لطفا راهنمایی کنین. برا آشتی عمرا پا پیش بزارم. اما معلق بودن رو هم دوست ندارم.