به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 فروردین 93 [ 11:06]
    تاریخ عضویت
    1392-9-29
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    90
    سطح
    1
    Points: 90, Level: 1
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class
    تشکرها
    6

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    زنم دائم حرف از طلاق میزند (شش ماه عقد)

    سلام، الآن حدودا شش ماه میشه که از عقدمون میگذره ، من پسری هستم 23 ساله که از 18 سالگی همراه تحصیل کار میکرددم، ( وقتی برای جوونی کردن، اونطور که جوون های امروزی میکنن نداشتم!!) پدرم بازنشسته هست و زندگی متوسطی داریم، بعد از اتمام تحصیلم و با توجه به معافیت کفالتم شرایط رو برای ازدواج مناسب دیدم و با کلی مطالعه و افزایش اطلاعاتم در زمینه ازذواج شروع بع خواستگاری رفتن کردیم ، در نهایت با دختری 19 ساله ازدواج کردم، از همون ابتدای کار همسرم توقع داشت که دائم پیشش باشم، و مادر خانمم هم تاکید داشت که دیگه دوره زمونه عوض شده و الآن دختر پسرها با هم هستند همیشه، ولی من با توجه به نوع بار اومدن دائم سرم شلوغ بود؛ علاوه بر اون تنها پسر خانواده و عصای دست پدر و مادر پیرم هستم، صرف وقتم برای خانواده ام کم کم باعث دلخوری همسرم و گارد رفتن در مقابل اونها مخصوصا مادرم شد، البته خوب رفتار مادرم هم بی تاثیر نبود ، مادرم در عین حالی که آدم صبور و بسیار خوش بینی هست ولی بسیار آدم دیر جوش و تقریبا سردی هست (به خاطر گذشته ای که داشته) همسر من هم بلد نیست اصطلاحا خودش رو توی دل مادرم جا کنه !!!
    خلاصه اینکه توی این چند ماه هیچ مشکلی نداشتیم جز بحث و دعوا و جدل در مورد اینکه من به همسر اهمیت نمیدم ، هیچ مشکلی نداشتیم ها !!!!!
    از این بحث ها چند تاییش کار به جایی رسید که همسرم به راحتی حرف از طلاق و مهریه و احضاریه میزد !!!
    با اول به حساب سن کمش گزاشتم، رفتم مشاوره و بهم گفت که من وسواس فکری دارم و مشکل اساسی من این هست که تفکرم مثل مردهای 30 ساله هست در حالیکه 23 سال دارم، از طرفی زنی گرفتم که فقط 23 سال سن داره و بچه آخر از خانواده هفت نفره (دو خواهر و دو برادر داره) باید درک کنم شرایطش رو و بیشتر وقتم رو باهاش بگدرونم ، مشاوره بهم گفت برای اینکه چنین مشکلی نداشته باشی یا باید به دختری از سن خودم چندین سال بزرگ تر ازدواج میکردم (که اون مشکلات خاص خودش رو داشت) و یا 5-6 سال دیگه متاهل میشدم،
    آخرین دعوای ما چند روز چیش بود که اینبار همسرم با بد دهنی فحش رکیک به مادرم داد و من از کوره در رفتم اما بی احترامی رو جواب ندادم و باز به حساب سن کمش گذاشتم، پدرش تماس گرفت و با پا درمیونیش اونبار هم گذشت ، دو روز بعد سر اینکه من به خاطر مشغله م و رسیدگی به کارهای پدرم نتونستم پیش همسرم برم، باز قهر باز ثهر و خط و نشان در مورد فرستادن احضاریه !!!!!!

    خسته شدم از بس این حرف هارو شنیدم
    زنم ادعا میکنه که چون خیلی دوستم داره و بهم وابسته شده این کارها رو میکنه !!!! ولی به خاطر کوچک ترین مورد حرف از طلاق میزنه !!!!

    چکار کنم !!
    آیا با گذشت زمان اوضاع عادی میشه !!!!
    با عروسی حل میشه یا مصداق ضرب المثل "سالی که نکوست از بهارش پیداست" خواهیم شد
    .
    لازم به ذکر هست که همسرم به هیچ عنوان منطقی نیست (مشاور بهم گفت که با زن ها نباید منطقی صحبت کرد) با اینکه خودش دانشجوی رشته روانشناسی هست ولی حتی حرف روانشناس رو هم قبول نداره ----
    در زندگی ما شب های عاشقانه بسیار بوده، یک جورایی عاشق هم هستیم !!! ولی میترسم که اشتباه در کار باشه !!!!
    زنی که من رو تماما برای خودش بخواهد و ارزشی برای فکر من قائل نباشد زن زنذگی میشود یا الآن در حال خاله بازی هستیم و پس فردا بعد از ازدواج و بچه به بغل گندش در می آید و خر بیار و ..........


    کمکم کنید ....
    ممنون

  2. کاربر روبرو از پست مفید Shim تشکرکرده است .

    جاثیه (شنبه 30 آذر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 فروردین 93, 08:09
  2. من نفرت انگیزم
    توسط shilaa در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 50
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 بهمن 92, 15:14
  3. هدف و انگیزه؟!!؟از کجا بیارم؟!؟
    توسط tanin-91 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 دی 92, 21:16
  4. خیلی تنهام انگیزه ای واسه بودن ندارم
    توسط مرمر تنها در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 09 آذر 92, 18:44
  5. مردایی که می گن دختر باید ریزه میزه و کوچولو باشه ،دروغ می گن؟؟؟؟
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 55
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 تیر 91, 16:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.