صبوری جان شما خب فقط همون تیکه حرف منو تجزیه تحلیل کردی
منم گفتم مهم نیست منظورشون چی بوده ازدواج یا هرچی. تو چکار میتونی بکنی؟؟؟ مثلا بر فرض محال تونستی از یه طریقی متوجه شی ایشون واقعا قصد ازدواج با شمارو داره. مثلا دوستشون اومد بهت گفت بمن گفته که از شما خوشش اومده منم همینطوری خودجوش خودم دارم بهتون میگم اون آقا نخواسته بهتون بگم.
خب حالا شما مطمعن شدین. خب که چی؟ چکار میتونی بکنی؟
این آقا تا خودشون نخواین و نیاین رسمی مطرحش کنن که از دست شما کاری برنمیاد. میاد؟؟؟
پس خودتو اذیت نکن. فکرتو مشغول نکن. صبر کن ببین کی مطرحش میکنن اونم رسمی اونوقت روی ایشون میتونی مانور بدی و روشون فکر کنین.
پس فعلا بنظر من تو بهتره ذهنتو از این مسایل خالی کنی و درگیرشون نشی تاااااا خودشون پا پیش بذارن.
منتها رفتارت سعی کن طوری نباشه که فکر کنن شما قصد ازدواج نداری، خشن و حالت دعوایی لازم نیس داشته باشی. معمولی باش. خودت باش.
انشالله هرچی خیر و صلاحته پیش بیاد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)