حدودا یه سال و نیم از سربازی بنده مونده.
کاردانی نرم افزار رو گرفتم اومدم سربازی(بعد از سربازی همراه با کار ادامه تحصیل می دم چه داخل و چه خارج از ایران).از اونجایی که از سن کم برنامه نویسی رو شروع کردم و تجربه ی خوبی دارمو الان هم مشغول گذراندن چند دوره تخصصی و پولسازم به آینده ی خودم مطمئنم.خانوادم از بقیه ی نظر ها منو کاملا حمایت می کنن و با وجود اینکه فعلا کار ندارم، هزینه ی بالای دوره هایی که می خوامو امکانات لازمو هزینه ی زندگی تو یه پانسیون در تهرانو بدون هیچگونه حرفی در اختیارم قرار می دن و خلاصه تمام تلاششون این هست که من از نظر مالی تو تنگنا نباشم و بتونم خودمو تو این جامعه خوب بکشم بالا.من هم از این موارد سو استفاده نمی کنمو تا الانم از هزینه کردنشون پشیمونشون نکردم.
منتها همه ی این هزینه ها و سرمایه گذاری هارو انجام می دن که من برای ازدواج دستم تو جیب خودم باشه.پدر مادرم آدمهایی نیستن که بخوان تو انتخابم دخالت کنن و بگن مثلا ما این دخترو نمی گیریم.منطقی تر از این حرفا هستنو می گن تو باید با طرف خوشبخت باشی ما دخالت نمی کنیم که مثلا بعدا بگی شما دخالت کردین خوشبخت نشدم.
اما منم واقعا نمی تونم دستشونو بگیرمو بگم بریم خواستگاری.واقعا اونها اصلا آمادگی چنین چیزی ندارند و اصلا ذره ای چنین چیری تو فکرشون نمی گنجه که من بدون سرمایه بخوام تشکیل زندگی بدم.(یا بدون سرمایه یکیو عقد کنم)
من هم می دونم حداقل تا 5 سال دیگه نمی تونم یه اندوخته ی مالی و پایدار داشته باشم.و از طرفی می دونم قرار گیری تو یه ارتباط پر مسئولیت چقدر می تونه فشار زیادیو بهم وارد کنه و تمرکزمو از رو پیشرفت برداره.
اونها به دیدگاه من نسبت به انتخاب اطمینان دارنو مثلا اینطوری نیستن بگن تو عاشقی نمی فهمی یا بچه ای نمی فهمی.می دونن اگه کسیو انتخاب کنم حتی بیشتر از خودشون به زوایای مختلف نگاه کردمو شرایط طرف رو در نظر گرفتم.
نمی دونم کافیه این اطلاعات یا نه.
از بابت لینکها ممنونم.
در یکی از پست ها اشاره کردم که بنده تو یک خانواده ی موسیقی پرور بزرگ شدم و خانوادم مذهبی نیستن.درسته که شعن و اخلاق براشون بسیار مهمه اما از نگاه اسلام به مسائل نگاه نمیکنند.
با دوستی ها هم در صورت در نظر گرفتن آبرو و ... مشکلی ندارن.به طور کل اهل افراطو تفریط نیستیم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)