
نوشته اصلی توسط
plsh
از تمام دوستانی که راهنماییم کردن ممنونم...
از آخرین باری که میام اینجا فکر کنم یه 20 روز اینا میگذره... خیلی اتفاقایی افتاد برام... خانواده ام به هیچ عنوان راضی نشدن... من و اون تصمیم گرفتیم از هم جدا بشیم...
ولی چون جدا شدن به صورت کامل در یک روز عملی نیست...قرار شد کم کم جدا شیم... حالم خیلی خرابه... نمی دونم باید چه دعایی بکنم...نمی دونم باید چیکار کنم...
یه وبلاگ ساختم
مردی که تنها شد....
منتظر نظراتتون.... راهنماییهاتون... هستم
با اجازه جناب مدیر
دادا اولین شکست عشقی که خوردی را بهت تسلیت میگم 
یادمه خودم اولین شکست عشقیمو توی 16سالگی خوردم یادش بخیر رفتم توی یه اتاق هی زور زدم گریه کنم هی زور زدم ولی لامصب هیچی اشک نمیومد اخرشم بیخیالش شدم 

از اون بعد دیگه یه هفت هشت باری شیکست عشقی خوردم تا برام عادی شد (جان من کیف میکنید چه سابقه درخشانی در این ضمینه دارم)
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)