با توجه به مشکلات جامعه در حال حاضر اکثر مردها به دنبال همسر شاغل و همراه در مسائل مالی هستن ولی باز هم هستند کسانی که اینگونه فکر نمیکنند.
به نظر من ریشه این مسائل را در خانواده ها باید جست. مثلا من پدر و مادرم باهم کار کردند باهم خرج کردند. در حال حاضر بیشتر اموال پدر و مادرم به نام مادرم هست(مثلا یکدستگاه خانه به نام پدر و یکدستگاه به نام مادر) پس من که در این خانواده به دنیا امده ام خواه ناخواه این مساله که مال زن و مرد نداره در ذهن من جا افتاده و زنی که اموال خود را برای خود بخواهد را نمیتوانم بپذیرم مطمعنا چنین شرایطی درگیریهای شدیدی به دنبال خواهد داشت چون من در این فرهنگ زندگی کرده و بزرگ شدم. ولی افرادی هستند که به دنبال درامد زن نیستند(که البته این مورد هم خود باید ریشه یابی شود که این مرد چرا به درامد زن اهمیت نمیده. آیا دیدگاه سنتی داره که میخواد ریاست کامل بر زن داشته باشه(که این موارد را خودم دیدم) یا چیزه دیگه هست.
در هر حال باید به ریشه ها و الگوهای خانوادگی اون فرد از دوران کودکی توجه زیادی بشه که این فرد مادرش ایا شاغل بوده.. رفتار مادر در این مورد چطور بوده یا خواهر (یا هر فردی که به نوعی الگوی رفتاری اون مرد رو از زندگی مشترک تشکیل میده و اون رو قبول داره)اون فرد چطور. این مسائل معمولا از دوران کودکی الگو برداری شدن و در این سنین قابل تغییر نیستن.
خواهش من این هست که بدون در نظر گیری این مسائل و احیانا زرنگی(که البته به نظر من اسمش زرنگی نیست) برای زندگی مشترکتون برنامه نریزید.
ازدواجی که بخواد به این صورت شروع بشه چه فایده ای داره؟
اگر شما در مورد درامدهای خود شفاف نبوده و همسری حساس به درامد های خود داشته باشید این دوران تا کی ادامه خواهد یافت؟ تا کی دروغ؟ یکسال؟ دو سال؟ سه سال؟ روزی که حقیقت افشا شود و احیانا اون روز روزی باشه که شما بچه هم دارید.. آیا این زندگی که چندین سال با دروغ (و اضطراب افشا شدنش)و حالا بقیش با درگیری ادامه پیدا کنه آیا به داشتن شوهر میارزه؟
آیا به نظر شما این شوهر در زندگی شما اگر نیاد بهتر نیست؟
به نظر من بهتره ادم همسری رو انخاب کنه که اونو به اصل اول اول اول اول ازدواج یعنی آرامش نزدیک کنه و اگر چنین شرایطی دست نداد عطای زندگی متاهلی رو به لقاش ببخشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)