به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    من به خانوم شیدا حسودی کردم، پس منم میخوام بیام تو انجمنتون.

    خب حرف و راهنمایی خاصی ندارم، تاپیک هایی مثه شما تو زندگی آینده من خیلی میتونه موثر باشه.
    خواستم بگم اینجا اگه کسانی مثه من میاین فقط بازدید میکنن و نظری نمیذارن بخاطر اینه که تجربه ای ندارن.میدونین که اکثرا هم کارشناس نیستن
    اینجور تاپیک ها هم معمولا جوابهای خوب و از کارشناسان میگیرن.

    شما هم میتونین عضو انجمن آزاد بشین و از راهنمایی های کارشناسان بهره ببرین.

    اما من داشتم پست هارو میخوندم یک سوال برام پیش اومد.البته سوالیست که خیلی وقتا تو اینجور مشکلاتی که تاپیک های متاهلان دارن برام پیش میاد دیگه قرعه به شما افتاد خواستم بپرسم.

    چرا شما که این مشکلات و دارین از همسرتون مثلا مستقیم نمیپرسین، مثلا همینطور که این حرفا رو اینجا زدین همینطوری اونجا جلو شوهرتون هم بگین؟
    حالا نمیدونم شایدم الان بگین اینکارو کردم جواب درستی نداده.

    اما گفتم بگم شاید بدردتون بخوره.

    مثلا نمیشه اینارو اصلا کپی کنین،و بهشون بدین ، یبار که اصرار زیاد دارن که بچه دار بشین بگین عزیزم بنظرم مشکلاتمون زیاده.

    مثلا بگین من تو این دوسالی که باهم زندگی کردیم
    حس نکردم که همسرتون هستم.
    حس نکردم یک زندگی مستقلی برای خودم درست کردم.
    حس نکردم قدرت اینو دارم که خودم برای زندگیم تصمیم بگیرم.
    یا اینکه شما هم به تصمیمات من اهمیت نمیدین
    به من اعتماد ندارین
    با من مشورت نمیکنین
    من و همسر خودتون نمیبینین
    یا ....
    تمام مشکلاتی که وجود داره و چرا لیست نمیکنین و ازشون نمیخواین که براتوت توضیح بدن
    اگه جایی قانع نشدین بخواین که بیشتر توضیح بدن یا مستقیم بگین من قانع نشدم.

    مثلا همین پست ها و تاپیک ها رو براشون کپی کنین بدین بهشون بگین مشاوره آنلایت گرفتم، ازشون بخواین حرفارو بخونن و نظرشونو بگن. مشکلی پیش میاد که اینکارو نمیکنین؟

    یک جایی خوندم مدیردر مورد قرداد نوشتن زوجین صجبت کرده بودن اگه درست متوجه شده باشم البته.

    من اینطور متوجه شدم که ایشون خواسته بودن زن و شوهر انتظاراتی که از هم دارن و توش بنویسن.انتظاراتی که انگاری براورده نشده، و نخالف شخص مقابل هستش.
    اینارو بنویسین بعد از همدیگه بخواین که اینها رو رعایت کنن.
    اگه طرف مقابل رعایت نکرده شما دلسرد نشین و ادامه بدین.
    برای من جالب اومد اینو یادم موند که وقتی ازدواج کردم تو زندگیم پیاده کنم.:)
    مثلا بنظرم شما هم میتونین ابنکارو بکنین حتی همدیگرو تشویق و تنبیه کنین.


    یا اگه میشه در مرحله اول یک مدتی و تعیین کنین بعد در آخر اون مدتی که تعیین کردین بیاین باهم اون کاغدرو دوباه مرور کنین و بررسیشون کنین. مثلا یروزی جشن بگیرین و غداهایی که دوست دارن و براشون درست کنین بعد بهشون بگین اینارو رعایت کردی ممنون . اینم هدیه شماست که به خواسته من بعنوان همسرت اهمیت دادین.
    آخر جشن هم میتونی چند تا برنامه بهتر و نام ببری که قصد داشتی انجام بدی اما چون باقی موارد رعایت نشده ذوق انجام اون کارارو نداشتی.
    بعد بخوای ایشونم در مورد قردادشون برات بگن که ایندفعه شما چه چیزهایی و رعایت کردی وچه مواردی و باید رعایت میکردی و رعایت نکردین و بعدم بخواین یک مدت دیگه ای باز دوباره تعیین کنین.

    البته بنظرم نباید انتظار داشته باشین یهویی سیر پیشرفت تغییر رفتار زیاد باشه، بنظر من همین که تو قرارداد اولتون یکی از اون موارد هم در یک تایم رعایت کرده باشن خیلی عالیه و میتونین تشویقشون کنین و بخواین به قرارداد نویسی ادامه بدین.
    تو این راه شما باید خیلی صبر و تحمل داشته باشین که با توجه به نوشته هاتون معلومه که از اراده قوی ای برخوردارین.:)

    واییی چقدر نوشتم ببخشید زیاد شد، بفکرم رسیده بود خواستم بگم اگه خوبه انجامش بدین.

    موفق باشین:)
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : سه شنبه 03 تیر 93 در ساعت 13:57

  2. 2 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    زن امیدوار (چهارشنبه 04 تیر 93), ساحل75 (سه شنبه 03 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.