به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 بهمن 94 [ 17:27]
    تاریخ عضویت
    1393-12-03
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    1,915
    سطح
    26
    Points: 1,915, Level: 26
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    116

    تشکرشده 115 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نیکیای عزیزم ممنونم ازت دوست خوبم. همسر من خداروشکر کسی رو قبل از من دوست نداشته اینو مطمئنم... این مسئله هم خیلی کوچیکه خیلی زیاد. دیشب به خودم قول دادم همونطوری که شما گفتی دیگه به اون دختر فکر نکنم. رهاش کردم که هر کاری می خواد بکنه. راستش از اون موقع احساس میکنم دلم برا شوهر مهربونم تنگ شده دوست دارم ببینمش زودتر.... نیکیا همسرم عاشقمه و این مشکل منه که خیلی رو دوست داشتنم مانور نمیدادم. فکر میکردم عشقش دروغیه ولی از دیشب احساس میکنم برا اون بوسه های یواشکیش که وقتی خوابم به صورتم میزنه یا واسه ناز و نوازشش دلم تنگ شده.دلم تنگ شده برا اینکه من خودمو با 100 نفر دیگه مقایسه میکنم و میگم موی فلانی چقد قشنگه میگه موهای خودتو ندیدی؟ من عاشقشونم.
    از رنگ پوستم گلایه میکنم میگه تو بیسکوییتیه منی....
    از اندامم بد میگم بهم میگه ولی تو برا من خیلی جذابی.
    یادمه روز دفاعم از من بیشتر نگران بود وقتی دفاعمو شروع کردم همسرم که پشت سر همه نشسته بود یه بوس کوچولو برام فرستاد که دلم آروم گرفت........
    خیلی محبت همسرم به چشمم اومده الان که دارم می نویسم همینطور دارم که پشت سرهم بنویسم ...ولی تا این موقع حتی بهش فکر نکرده بودم.
    عشق اول حالا احساس میکنم خیلی شیرینه و البته دروغ نیست. همسرمن محبت بی شائبه اش رو گذاشته بود برا همسرش ولی حیف که این همسر ندونست قدر این محبت واقعی رو . حالا احساس می کنم بهم دوباره بگه تو عشق اول و آخر منی دیگه بهش نمیگم دروغ میگی دروغگو...... از خدا میخوام تنبیهم نکنه به خاطر تمام این روزایی که قدر عشق عزیزمو ندونستم. قدر مهربونیاشو ندونستم... حالا احساس میکنم چقدر مادرشوهرمو دوست دارم چون شوهرمو دوست دارم......
    حالا که فکر میکنم می بینم فقط الانش برام مهمه....نه گذشته ای که گذشته....

  2. 3 کاربر از پست مفید nazi1371 تشکرکرده اند .

    نیکیا (دوشنبه 11 اسفند 93), آویژه (شنبه 16 اسفند 93), بارن (دوشنبه 11 اسفند 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.