راجب اینکه چه بهونه ای بیارید خب میشه بیشترم فکر کنید.
ولی اگه بگید بابام میگه دیگه هر چی با هم بودید بسه، شناخت دیگه کافیه و بایستی ما بقی ماجرا به صورت رسمی جلو بره به نظرم برای شروع کار مناسب نباشه.
اول اینکه میفهمه که میخاید بهش فشار بیارید که زودتر اقدم کنه و با توجه به روحیاتی که داره ممکنه دوباره بترسه و کلا بیخیال بشه.
اگه این بهونه رو بیارید و اقدام نکنه، دیگه راهی برای بازگشت ندارید.شما باید بهونه ای بیارید که این رابطه رو به بن بست نکشونه، و یه راه برگشت هم داشته باشید. بهتر بگم ریسک این بهونه کم نیست.
سوم اینکه بزارید خودش هم به این نتیجه و قطعیت برسه که باید دیگه اقدام کنه، این مستلزم اینه که بهونه شما، اون رو تحت فشار و منگنه نذاره.
راجب این که چه بهونه ای بیارید بیشتر فکر کنید، و براش انرژی بزارید.
این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور
پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم!
سالها منتظر سیصد و اندی مردانیم ...
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)