شما دوست گرامی باید بدونید که همینطور که تو این تاپیکتون متوجه شدید به تعداد آدمها میتونه راه وجود داشته باشه برای حل یک مسئله، و خلاقیت یعنی همین.
همین که شما فکر خودت رامحصور و محدود به یک راه حل خاص یا فرد بخصوص نکرده و ابتدا وانتهای دنیا را در آن نبینی.
اگر شما با فردی دلسوز و خیر خواه که آگاه به مسایل شماست در ارتباط باشی شاید بهتر بتوانی زوایای ناپیدا و ناشناخته روحیات و زندگی خود را با وی مرور کرده و اشکالاتی را که سد راه پیشرویتان است برطرف کنید . برای پیدا کردن این فرد از نزدیک ترین فرد به خود شروع کنید تا به یک متخصص.
برای مثال شما باید این نکته را در خود کشف کنید که چرا با توجه به شرایط رشد شخصی و اجتماعیتان، احیاناً به نتایجی که خود به تنهایی به آن برسید نمیتوانید اعتماد کنید. یا چرا به ندرت در خواستی از کسی دارید در حالی که حق دارید داشته باشید ویا مخالفتی اگر دارید کمتر بیان کنید و ترجیح می دهید همه را از خود راضی نگه داشته ویا همیشه خوشنودشان سازید.
منظورم این است که شما باید پیدا کنید چرا کمتر خودتان هستید، هرچه بیشتر با خودتان آشتی کنید، بیشتربه آن حق ابراز وجود داده ، لذت بیشتری از زندگی می برید و راحت تر برای خود تصمیم می گیرید و خیر وشر خود را تشخیص می دهید و عناصرهمخوان با خود را جذب می کنید.
اشکال بیشتر ما این است که اول خواسته و میل خود را هدف می گیریم و بعد می خواهیم خود را اندازه آن کنیم . در حالی که تا سیندرلا نباشی تلاش برای جا کردن پایت در کفش او نه از تو سیندرلا می سازد و نه شک و گمان دیگران را به این که چنین لیاقتی داری یا نه به یقین می رساند.
در حالی که هر چقدر که هستی خوبست و کسی به سعادت و خوشبختی میرسد که همانجا که باید باشد را پیدا کند. چشم اندازها هر چند وسوسه انگیز باشند وقتی بال و پر مرا برای افقی دیگر ساخته اند جز حسرت و سرخوردگی که مرا از همین هم که هست باز می دارد چه سودی می بخشد؟!
شما تا اینجا به نکات خوبی رسیده اید و هنوز خیلی راه دارید، پس تعلل جایز نیست.
آرزو دارم همه منابع و امکانات خود را خوب شناسایی کنید و به کار بگیرید.
اجازه ندهید مسئو لیتی از کسی بر زمین بماند وبعد یا خود بدوش بکشید یا پشت پایی به آن بزنید و بگذرید.
جای خودتان باشید ... ... ... تا بی نهایت نقطه بعد ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)