دیدم انگار داریم به آخراش میرسیم گفتم زود بیام یه دوتا نکته بگم و برم و برات دعا کنم ایشالله خوشبخت بشی.
عزیزم چقدر خوبه که تو راجع به اون آقا اینقدر اطلاعات داری و منظور منم از بسته نبودن همینه که تو طوری باشی که دیگران هم از تو اطلاعات زیادی داشته باشن و براشون روشن و شفاف باشی و معیارهات، سلایقت، خونوادت، خلق و خو و توانایی هات و خلاصه هر چیزی که خودت می دونی برای هر کسی مهمه راجع به یه نفر بدونه تا اونو مناسب ازدواجش تشخیص بده یا نه در دست اونایی که فکر میکنی این قابلیت رو دارن که واسطه بشن باشه. اینطوری قسمت زیادی از کارو غیر مستقیم و توسط اونا انجام میدی.
از طرفی حالاکه پدر شما گفتن که دختر خودش پیدا می کنه فرصت خوبیه که باهاشون در میون بذاری که بله همچین فردی هست و من همیشه خودم رو از چنین موقعیتهایی دور نگه داشتم که کسی مستقیما حرفی به من بزنه پیشنهاد شما چیه و اینطوری ازشون کمک بخوای تا طبق معیارهای خونه خودتون کارتو پیش ببری و از حمایت و کمک اونها هم بهره مند باشی و تنها نمونی.
از طرف دیگه تا قبل از اینکه چیزی از راه اصولی خودش قطعی نشده دل بستن بهش اشتباه محضه. خیلی مراقب این مسئله باش و من اصلا با این نظر که باید علاقه ای شکل بگیره تا بعد، ندارم. اگه انتخاب از راه درست باشه این وعده خداست که الفت وعلاقه هم ایجاد میشه و لازم نیست نگران این مسئله بود چون به مراتب تبعاتش خیلی خیلی کمتره.
حالا که داری میری خونتون اولا بهت خوش بگذره بعدشم این چیزایی رو هم که اینجا یاد گرفتی به هر زبونی که دوست داری با خونوادتم در میون بذار تا اونا هم قد تو راجع به این مسئله بدونن و بتونن باهات همفکری کنن.
آخرشم یادت باشه که بهترین شوهر دنیا رو هم که داشته باشی دنیا جای امنی نیست که فکر کنی همه چی تمومه.
همیشه بین شادیها و غمهای آدم یه تعادلی هست جوری که آخرش به این نتیجه می رسی که نه به چیزهایی که خدا بهتون داده خیلی شاد باشید و نه به آنچه از دستتون خارجه خیلی غمناک چون خیلی چیزا هست که ما فکر میکنیم خیر ما در اونه ولی شر میشه برامون و خیلی چیزا که ازش گریزونیم ولی صلاح و مصلحت ما در اون هست.
دعا میکنم هر چه خیرت در اون هست بسرعت پیشت بیاد.










علاقه مندی ها (Bookmarks)