شما تو این مدت به این فکر کردید که ایا منم ایرادی داشتم؟
درسته رسمش نبود که بعد ازچند سال زندگیه مشترک خانومتون ترکتون کنن..
نمیدونم چرا تاپیکتون رو میخونم یکم عذاب وجدان میگیرم..
شما درست گفتید هر تلاشی کردید به خاطر زندگیتون بوده تا یه مدت زندگیتون لنگ میمونه,منم همسرم از دستم خسته شده ,واسه این زندگی زیاد تلاش کرده اما فقط منو گناهکارمیدونه ,ایرادهاشو دوستانه بهش میگم قبول نمیکنه.من الان دوران عقدمو سپری میکنم.اگه منم عروسی کرده بودم تازه چند سالم اززندگیم گذشته بود هیچ وقت راهم رو از همسرم جدانمیکردم.
همسرمن که منو کافرمیدونه حتی بهم گفت چون قدر نمیدونی لیاقتت بدترین حرف هاست که رک میگه.خب بااین حرفاش نسبت بهش کاملا سرد میشم.شما واقعا همه چی تموم بودید برای همسرتون؟هرچند بازم میگم کاری که همسرتون کردن اسمش نامردیه.
گفتید لباس میشورم غذا میپزم بیشتر جای تنهایی رو حس میکنم؟نگران نباشیدشما قرار نیست همیشه تنها بمونید اینا همه موقتین فقط امیدوار باشید قطعا بعد از هر سختی آسانی هست..