با سلام و احترام
حنا خانم ، اسم شما منو یاد این میندازه :
حنا خانم ، مارکوپولو هم اینقدر جمع نمی کرد بره و بیاد - بنده خدا ( مارکوپولو می گم ) یه سفر که می رفت یه 1 ماهی - دو ماهی - دیگه 15 روزی می موند - بعد می رفت جای دیگه !
این جوری فایده نداره ! خواهر گلم .
.................................................. ...
شما این کارها را انجام بده :
عزت نفس - اعتماد به نفس - هوش هیجانی - مهارت ارتباطی و .. ...... را افرایش بده !
اگر اینا را افزایش ندی با این محمد بنده خدا که هیچ ، یا هیچ مرد دیگه ای در زندگییت نمی تونه موفق بشی .
پس برو کار کن روی خودت !
برو به یه رواشناس بالینی مشورت کن و بهش بگو مهارت های بالا را چطوری زیاد کنم
روانشناس بهت تمرین میده و شما هم باید انجام بدی !
برای این کار فعلا به مدت یک ماه یا بیشتر این آقا محمد را بی خیال شو - ( برای اینکه حس وابستگی را کم کنی و تو تصمیم نهاییت اثر نذاره !)
تو این مدت مهارت های خودت را بالاببر .
..................................
ببین خانم حنا - ما شوهر شما را ندیدیم و این جا هم حضور نداره ! پس منبع ما شما هستی !
یعنی فقط 50 درصد ! اطلاعات داریم .
تکلیف را از خودت بردار و مهارت های خودت را بالا ببر
من شما بی تقصیر ندیدم تو تاپیک ها تون !!!
ولی با این حال زحمات شما جای تقدیر داره .
..........................
مادر شوهرتو نمی تونی تغییر بدی ! باید بری تو قلبش
مشکل شما اینکه می خوای اطرافیانت را تغییر بدی ( شوهر - مادر - مادر شوهر نازنینتان )
یعنی وقتی اتفاقی می یافته دوست داری اون اتفاق با سلسه نظام فکری خودت هماهنک باشه !! اگه نباشه جمع می کنی می ری
انسانها تغییر نمی کنند ، مگر اینکه اون تغییر را ضرورت بدونند !! - یعنی انسانها به باورها و نظام باورهایشان حساس هستند !!
برای ایجاد تغییر از دریچه قلب انسانها وارد شو نه ذهن و مغز !! ( منظورم بهبود مهارت های ارتباطی )
............................................
یاد شعر زیر افتادم :
بلبل : مادر شوهر
گل : حنا
خوشا وقتِ سحر ، آواز بُلبُل
خوشا بر شاخ گل ، پرواز بلبل
گلستان محول عِش است آنجا
همه برگِ گل است تو ، سازِ بلبل
نوای چنگ و بانگِ عاشقان است
به هر شام و سحر ، دم سازِ بلبل
جهان در بزن نوروزی نشسته است












علاقه مندی ها (Bookmarks)