سلام
فرزانه جان شما اول باید سعی کنی به همسرت علاقه مند بشی
معلومه که این علاقه توی این ازدواج سنتی از اول وجود نداشته
خصوصیات مثبت همسرت اصلا کم نیست
حالا این خصوصیت منفی ایشون که اهل کتاب نیست رو شما برداشتی توی ذهنت پر رنگ کردی
آیا دوست داشتی همسرت با اطلاعات باشه ولی با دخترهای متعدد روابط موازی داشته باشه
دوست داشتی همسرت اطلاعات داشته باشه ولی اهل کار نباشه و شما مجبور باشی با بی پولی و با یه آدم بی عار سر کنی
انقدر خصوصیات منفی مختلف میتونه توی یه نفر باشه که به شدت مهمتر از داشتن اطلاعات عمومی هست
اینکه همسرت همه جا ابراز نظر می کنه بدون اطلاعات شاید به این دلیل باشه که راه داشتن اطلاعات رو بلد نیست
راه یادگیری زیاده میتونی کتابهایی در این زمینه پیدا کنی و وقتای که هست پیشت بخشهای جالب و جذابش رو براش بخونی و بگی اینا به نظرم جالب اومد گفتم برای شما هم بخونم
یا اگر مطلب جالبی توی تلگرام دیدی براش بخون و اینطوری نشون بده که فقط دلت میخواسته این مطلب رو با هم بخونید (و اصلا نگو که بحث افزایش اطلاعات مطرحه)
نهایتش اینه که از سر غرور میگه این موارد رو من قبلا می دونستم و شما میگی اشکال نداره دوست داشتم برات بخونم
ولی اینا الان مشکل اصلی شما نیست
مشکل اینه که اون آقا بلد نیست شما رو به خودش علاقمند کنه و شما هم نه بلدی اونو علاقمند کنی نه حاضری فکرهایی بکنی که خودت علاقمند بشی
توی ذهنت ایشون رو با مردهایی که خصوصیات مثبت ایشونو ندارن مقایسه کن
اگر تاپیکهای همین سایت رو بخونی با جمعیت عظیمی از مردان مواجه میشی که خصوصیات منفی غیر قابل تحملی
دارن
و همسرانشون دنبال راه حل برای تغییر اونا یا تحمل این زندگی میگردن
مردهای شکاک، مردهای وسواسی، مردهای به شدت خسیس، مردهایی که کتک کاری میکنن و ...
توی ذهنت سعی کن قدر خصوصیات مثبت همسرت رو بدونی
اگر بازگو کردن خصوصیات مثبت همسرت باعث میشه اعتماد به نفس کاذب پیدا کنه و شما رو حقیر ببینه نیازی نیست اینا رو برای اون هم بگی
هر موقع از پولدار بودن خودش تعریف کرد بگو من به خاطر پول با شما ازدواج نکردم اطرافیانم و خودم فکر میکردیم شما مرد زندگی هستی و این موضوع برای ما خیلی مهم بود
اصلا نذار وارد این وادی بشه
به نظرم یه خرده اشتباه کردی وقتی کت و شلوار 450 تومنی خریدید شما لباس عروس 800 تومنی برداشتی
سعی کن چیزهایی که به عهده اونا هست رو هم گرون انتخاب نکنی تا قدرت مانور پیدا نکنن
بگو اهل تجملات نیستم اینا اصرافه
در همون حدی که خانوادت هزینه میکنن از اونا توقع داشته باش
یادم میاد قبل از عقد با همسرم رفته بودیم از این حلقه های ژورنالی پسندیده بودیم که 12 سال پیش قیمتش 600 هزار بود وقتی با مادرم تماس گرفتم و گفتم عصبانی شد و گفت چنین اشتباهی نکنی من بیشتر از 200 نمی تونم حلقه بخرم اگر تو اون حلقه رو برداری من هم باید یه چیزی معادلش برای داماد بخرم و نمی تونم
من اون روز معنی حرف مادرم رو نفهمیدم ولی بعدا که جاری هام از این کارا کردن و بیشتر از اون قدری که خانواده هاشون خرج میکردن از داماد توقع داشتن زخم زبانهایی که از جانب مادرشوهرم به سمتشون روانه می شد رو به عینه دیدم
در حالی که هنوزم که هنوزه یک دونه از اون حرفها رو به من نزده
حتی اگر بخشی از خرید جهیزیه با داماد هست سعی کن دست رو چیزای گران قیمت نذاری
کلا وانمود کن برای پول اونا اهمیتی قائل نیستی و صرفا خصوصیات اخلاقی و شخصیتی برات مهم هست
وقتی همسرت با این مدل حرفها بهت هجوم میاره با اعتماد به نفس جواب بده
میگه خانوادت پیش خودشون میگن فرلزانه افتاده توی کوزه عسل
بگو آره اونا تو رو خیلی دوست دارن البته نه به خاطر پولت بلکه به خاطر شخصیتت
این اطلاعات عمومی داشتن رو از ذهنت پاک کن
به دست آوردن اطلاعات اصلا چیز سختی نیست تازه اگر تا آخرش به دست نیاد هم چندان اهمیتی نداره هر چند بهت قول میدم اگر غیر محسوس با کتاب و این چیزا آشناش کنی به مرور اطلاعاتشم زیاد میشه
باور کن همون دوستای مجردت که شما حسرتشونو میخوری اونا هم حسرت تو رو میخورن
اگر توی جمع همسرت ابراز اطلاعات کرد در حالی که اطلاعاتش کافی نیست باز هم سعی کن ازش حمایت کنی و نذاری کسی بهش بی احترامی بکنه
فعلا یه پروژه رو توی ذهنت آغاز کن
هدف فرعی پروژه پر رنگ کردن خصوصیات مثبت همسرت در ذهن خودت و تلاش برای علاقمند شدن به ایشون (حتی ابراز علاقه ساختگی به ایشون هم میتونه ذهن شما رو به سمت علاقمند شدن سوق بده)
ولی هدف اصلی پروژه علاقمند کردن همسرت به خودت از هر راهی که با تحقیر خودت همراه نباشه
وقتی اون به شما علاقه داشته باشه رفتارهاش با مهربانی بیشتری توام میشه
در تمام مدت هم سعی کن اعتماد به نفس داشته باشی در همه زمینه ها و این اعتماد به نفس رو بروز بدی
هر وقت از یه خصوصیت منفی همسرت ناراحت شدی به خصوصیات منفی غیر قابل تحملی که می تونست داشته باشه و نداره فکر کن و با خودت توی ذهنت تکرار کن که حتی با وجود این خصوصیت منفی هم قدرشو میدونی
در ضمن به یاد داشته باش که ذهن آدم میخواد از درس خوندن و اصولا همه کارهای سخت فرار بکنه الانم ذهن شما داره همین کارو میکنه به ذهنت اجازه فرار از درس رو نده و مجبورش کن متمرکز بشه
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
علاقه مندی ها (Bookmarks)