خانم هانیه سلام . ممنون از اینکه وقت گذاشتین و پست ها رو کامل خوندین . ولی واقعیت اینه که من طلاق رو راحت قبول نکردم و چند بار خواهش کردم برگرده و اجازه بده درباره مشکلات صحبت کنیم ولی میدونین بهد چند روز چی جواب داد. "بهتره تا کار به محل کارت کشیده نشده بیای و کارو تموم کنی" این گفت چون میدونست که من رو کار و محل کارم حساسم چون همکارای من همه از اساتید برجسته دانشگاههای تهرانم و من رو خیلی قبول دارن و بهم احترام میزارن. وقتی کسی برای رسیدن به خواستش دست رو نقطه حساس طرفش میزاره یعنی خیلی تو تثمیمش جدیه.
یه چیزی بگم. دو هفته قبل از اینکه من رو ترک کنه من به یه سفر کاری دو روزه رفته بودم که همون روز اول زنگ زد گفت بیا دلم برات تنگ شده !!!!!! من هنوز گیجم که تو این دو هفته چه اتفاقی افتاد که ایشون از این رو به اون رو شدنولی جز تحریکات خانوادش چیزی به ذهنم نرسید.
یکی از مشکلات خانوم من تو دار بودن و یکی دیگه دهن بین بودنش بود(البته نسبت به خانوادش).اگه مشکلی یا نسئله ای براش پیش میومد تو خودش می ریخت و طوری وانمود میکرد که من اصلا متوجه مسئله نمی شوم تا بخوام در موردش حرف بزنیم و هر دو سری مشکلات ریز و درشت چند سال قبل رو وقتی به بهانه قهر میرفت خونه پدریش اونجا ابراز میکرد . بدون اینکه بزاره من از خودم دفاع کنم یا اصلا هذرخواهی کنم. جالب این که سری اول که رفته بود قهر تو تنها فرصتی که تونستم باهاش صحبت کنم فورا متقاعدش کردم.
مطمین باشید بیان خوبی دارم که راحت طرفم رو می تونم بدون دروغ یا سفسطه متقاعد کنم در مورد اخلاقم هم فقط می تونم بگم که تو اوج قهر و قهرکشی و طلاق هم به خودم اجازه ندادم بهس یه"تو"بگم.
درسته پول و ثروتی ندارم ولی تو این دور و زمونه یه کار عالی با درآمد معقول ،ظاهر خوب و تحصیلات عالیه(دانشجوی دکترا)دارم که هر کدوم به تنهایی برای داشتن هر دختری تو زندگیم کافیه . مشکل چیز دیگه اس بنظرم زود رنج و حساس شده بود اونم بخاطر دوری 8 ماهه از خانوادش ولی متاسفانه خانوادش درست هدایتش نکردن








علاقه مندی ها (Bookmarks)