سلام
امیدوارم حال همه تون خوب باشه. شهادت حضرت زهرا رو هم تسلیت میگم
خداروشکر هنوز دارم به زندگیم ادامه میدم. متاسفانه از بعد امتحانات ترم اول نتونستم درست و حسابی درس هامو بخونم و نمرات ام یکمی افت کرد. اما یک هفته ای میشه که دوباره با جدیت دارم درس خوندن را ادامه میدم و از این اتفاق خوشحالم
راستش امروز دوباره دوستان من تصمیم گرفته بودند برن بازی و گردش. من به یکیشون گفتم میشه منم بیام؟ و ایشون خیلی جدی گفت نه اصلا. تعدادمون کاملا تکمیله ، نکنه یه دفعه بیای ها. اصلا نیا
من خیلی توی ذوقم خورد.
اما به هرحال سعی کردم تا جای ممکن اعصابم را کنترل کنم و یکمی هم تنهایی رفتم بیرون گردش و توی خیابون ها چرخیدم. حالم خیلی بهتر شد..
این چند وقته هم دارم کتابهای مختلف در مورد دوستیابی مطالعه میکنم
شما نمیدونید چرا دوستانم منو به گردش هاشون دعوت نمیکنن؟ من خودمم چیزی نفهمیدم.
البته خودم به یک فرضیه رسیدم
ممکنه این رو یک تناقض ببینید ولی من استعدادی توی تفریح هایی که دوستهام میکنن و میرن ندارم. از بیشتر تفریحاتشون هم خوشم نمیاد
مثلا اونها بیشتر وقتا با هم میرن بولینگ ، ولی من اصلا از بولینگ خوشم نمیاد. بلد هم نیستم
شاید به خاطر اینکه بلد نیستم منو نمیبرن...
اما به هرحال درسته که از بولینگ خوشم نمیاد ولی باز هم دوست دارم توی اون محیط دوستانه باشم و فعالیت کنم. خیلی ها مثلا فیلمساز نیستند ولی میرن سینما و فیلم میبینن








علاقه مندی ها (Bookmarks)