سلام فرشته جان
خدا رو شکر هر جوری هست داریم این دوران را می گذرونیم.
در پس هر سختی آسایشی است و به قول فرشته مهربان اگه خیلی دیگه ماهر باشی و دست پختت هم خوب باشه از سختی ها و مشکلات میتونی شکلات بسازی.
توی دو تا پست قبلیم همه حرفم این بود که خیی خیلی سخته هم شاغل باشی هم اقتدار مردت رو حفظ کنی و هم حس تامین کنندگی به ایشان بدبد.
من مخالفم با اینکه حقوق را بدین دست مرد.
نیازهاتون را با همان حقوق همسرتون برطرف کنید و قناعت پیشه کنید
. یه جورایی نیازهاتون را بر اساس حقوق همسرتون اولویت بندی کنید.
مثلا اگر سالی 3 بار مانتو می گرفتید سالی یک بار بگیرید . و اون رو هم همسرتون بگیره.نگید خودم حقوق می گیرم دستم بازه پس اون دو بار را خودم بگیرم.
مواد غذایی را هم همین طور اگر هفته ای یه بار فسنجون می خوردید ماهی یک بار بخورید اونم با هزینه آقاتون. نه اینکه خوب چون شما حقوق می گیرید پس یک کیلو گوشت اضافه تر می تونید بگیرید. مهمانی هاتون را کمتر کنید.
و خیلی مثال های دیگه که باید برنامه ریزی کنید همه نیاز هاتون رو با حقوق همسرتون بر آورده کنید از قبیل پوشاک ، خوراک ، درمان و برج خونه.
شما هم حقوقتون را پس انداز کنید برای مخارج سنگین زندگی که در اون موقع هم تدبیر خودش را می طلبه که چطور پولتون را هزینه کنید.
اما اگر توی مخارج کوچک زندگی همسرتون کم آورد می تونید به عنوان قرض به همسرتون بدید و زمانی که پول آمد دست همسرتون ، طلبتون را حتما وصول کنید حتی اگه فرداش دوباره به ایشون قرض دادید اون هم از روش عاطفی.
مثلا می خواهید برید بیرون خرید ، از قبل هم همسرتون بیان کردن که پول کم دارند شما هم گفته بودید که من فلان مقدار می تونم بهتون قرض بدم ، زمانی که می خواهید به ایشان پول را بدهید ، مستقیم دست به دست پول را نمی دید به عنوان مثال ، کارتتون رو می گذارید روی میز، می رید دم در ، به همسرتون می گید عزیزم راستی کارتم رو هم از روی میز فراموش نکنی بیاری.
توی اون کارت هم همیشه مبالغ محدود بذارید.
هر چقدر هم همسرتون آدم خوبی باشه از لحاظ مالی لزومی نداره ایشون دقیق از حساب کتاب و پس انداز شما خبر داشته باشه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)