البته وسط بودن عواقب دیگه ای هم داره خواهر. مثلا من دیشب کمی تا قسمتی سرت غر زدم.
گفتم بیا! نمی ذارن حرف بزنیم.
امروز دوباره پستت رو توی ذهنم خوندم، و متوجه شدم تو چنین منظوری نداشتی. کوتاهی از من بود که سوء تفاهمی که پیش اومده بود رو برطرف نکردم. از یکی دو صفحه قبل هم متوجه شدم امین اون حرف من در مورد جلب توجه معکوس رو به اشتباه به خودش گرفته و ناراحت شده.
نه اینکه بتونم نسبت به ناراحتی کسی، بی تفاوت باشم. و برام فرقی نمی کنه اون فرد دوستم باشه یا دشمنم، دچار سوء تفاهم شده باشه یا نه، انسان باشه یا غیر انسان. کلا این قابلیت رو ندارم. اما درگیر کارهام بودم، و تمرکز کافی نداشتم، پستت باعث شد توجیهش کنم که دیگه مجبورم از کنارش عبور کنم. و به پست 451 اکتفا کردم. ولی خب این فقط خود منم که ممکنه به این راحتی کدورتی از دلم بیرون بیاد.
در هرحال، میام و توضیح می دم. باید برم دوباره بخونم ببینم چی نوشته بودم و چی برداشت شده.![]()








آخه مصداق شخصیت خود من بود .



علاقه مندی ها (Bookmarks)