ممونم خانم مهندس. باز لطف کردین.
من همیشه خواستگارامو رد می کنم اکثرا. این یکی موقعیتش و اینا خیلی خوبه (خودشو نمیشناسم که اول راجع به اخلاقشو ...بگم). بعدشم اینکه نمی دونم چرا بار سومشه از من خواستگاری می کنه، و از این لحاظ در اعماق وجودم حس خیلی خوبی دارم.البته برای بار سوم گفتم بهش بگن نه! چون فک کردم اگه بگم آره ممکنه بیاد و وضعمون و ببینه و بره و بگه واسه همین چیزات نه می گفتی؟!
. یه چیز دیگم هست و اونم اینه که من حس خودکم بینی دارم و مثلا نمی تونم راضی بشم به عنوان خانم خونه دار کسی قبولم کنه. نمی دونم چرا اینجوریم. مثلا نمی گم من با سلیقه م و برا همین ممکنه یه نفر من و بخواد ولی انتظار دارم فلان شغل و داشت هباشم تا اعتماد به نفسم بره بالا و اونجوری احساس می کنم طرف واقعا من و می خواد!!!!!!
خانم مهندس عزیز کینه از پدرم نداشتن خیلی سختمه ولی چاره ای نیس انگار، امروز دیگه نذاشتم کار به جاروی نصف شب بکشه، خودم اتاقشو جارو کردم و لباساشم شستم:)
با خودم خیلی قهرم:(((
بی نهایت ممنونتونم که میاین اینجا راهنماییم می کنین....خیلی ازتون ممنونم![]()







البته برای بار سوم گفتم بهش بگن نه! چون فک کردم اگه بگم آره ممکنه بیاد و وضعمون و ببینه و بره و بگه واسه همین چیزات نه می گفتی؟!
. یه چیز دیگم هست و اونم اینه که من حس خودکم بینی دارم و مثلا نمی تونم راضی بشم به عنوان خانم خونه دار کسی قبولم کنه. نمی دونم چرا اینجوریم. مثلا نمی گم من با سلیقه م و برا همین ممکنه یه نفر من و بخواد ولی انتظار دارم فلان شغل و داشت هباشم تا اعتماد به نفسم بره بالا و اونجوری احساس می کنم طرف واقعا من و می خواد!!!!!!

علاقه مندی ها (Bookmarks)