به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 بهمن 97 [ 08:59]
    تاریخ عضویت
    1397-6-21
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    630
    سطح
    12
    Points: 630, Level: 12
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 6 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی ممنون از همدردیتون.
    ولی در واقع من نمیخوام با مهریه انتقام بگیرم.من فقط میخوام از طریق مهریه طلاقمو بگیرم.
    چون نیاز به پول ندارم.و اصلا ارزش توهین ها و نفرین های قوم شوهرمو نداره.
    واقعا دنبال بدبخت شدن شوهرمم نیستم چون اون بدبخت هست.
    چون خانوادشم مخالف طلبگیش بودن تنها موافق و پشتیبانشو از دست داد.
    26سال براش تولد نگرفتن ولی من و خانوادم بهترین تولد رو براش گرفتیم.
    یه گل به این پسر ندادن ولی من بابت یه همراهی ساده جلو فامیلش بهش گل دادم و ازش تشکر کردم.
    غذاهایی که خونه ما خوردو یکبارم خونشون نخورده بود و خودش اعتراف میکردّ
    میخواست بره قم مامانم کلی کوله پشتیشو پر میکرد کاری که مادرش نمیکرد.
    لباساشو اتو میکردم کاری که مادرش نمیکرد.
    باهاش میخندیدم سربه سرش میزاشتم.بهش میگفتم دوستت دارم چیزی که یکبار از زبون خانوادش در نمیومد.
    اره شاید عجیب باشه ولی اصلا این خانواده حتی شوهرمم اعتراف کرد بهم نمیگن دوستت دارم باهم روبوسی نمیکنن چون خجالت میکشن.ولی من باعث شدم پدر و پسر بعد چندسال باهم روبوسی کنن.
    میگن راحت به هم توهین میکنن ولی ابراز علاقه رو خجالت میکشن.
    حتی من به همسرم میگفتم بهم هرروز بگو دوستت دارم انرژی میگیرم.روز سوم گفت زیادیت میشه.حالا مقاییسه کنید با خانواده و محیطی که من توش بزرگ شدم که پدرم واقعا مثل دوسته باهام.من با پپرم مسافرت رفتم.سینما رغتم.کافه رفتم.من با پدرم شوخی میکنم.مدام بوسش میکنم و منو نوازش میکنه.و برام هدیه میخره.
    با پدرم شوخی میکنم مثلا یه مشت بهش میزنم.میخنده و یواشتر جوتبمو میده.ولی شده با همسرم یه شوخیه ملایم کنم منو با صورت بندازه رو زمین.
    یا پدرم بهش درد دلمو میگم.راز داره سنگ صبورمه ازم ناراحت بشه هیچ قت به روم نمیاره حتی بدترین کارو انجام بدم سرم داد نمیزنه.ولی شوهرم نمیتونم یه درد دل ساده رو انجام بدم.الان تو این مشکلات هرچی بود و نبودو به همه گفت.

    بله من عقد کردم.البنه شوهرم شکایت عدم تمکین کرده گفته خونه رو ترک کردم.22سالم بود که عقد کردم الان 23سالمه.سنی ندارم ولی بچه هم نیستم.
    البنه که نگاهم عوض شده.این موردمو به هیچ عنوان شکست نمیبینم.موفقیت میبینم.چون نجات پیدا کردم
    من حتی نمیتونستم در اینده اسمی برای بچم انتخاب کنم.
    میشدم یه زنی که از صبح تا شب تو خونه کار میکنه و مردش یه تشکر ازش نمیکنه.و مدام هیکلشو رفتارشو تحقیر میکنه ولی پول یه ورزش و یه ارایشگاه نمیده.
    بهم میگفت الان کبودت کردم مادرت فهمید بهم گفت کتکش میزنی? پس فردا رفتیم خونه خودمون کسی کبودی هاتو نمیبینه.
    الان تصمیمات بزرگی واسه ایندم دارم و واقعا امیددارم.

    ان شاءالله که این بی دین شدن نباشه.ان شاءالله������

    - - - Updated - - -

    سلام.
    متاسفانه بله من چون فکر میکردم شخصی که طلبه س و درس دین خونده.هیچوقت منو ازار نمیده.ولی متاسفانه گول حرفاشو تو نراسم خواستگاری خوردم.
    مشاوره که قطعا بعد از جداییم میرم یه مشاور خوب چون بهش نیاز دارم.
    ممنونم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad.reza164 نمایش پست ها
    سلام

    سرکار خانم به همدردی خوش اومدین.

    امیدوارم هر چی زود تر به ارامش برسین.


    _____
    من خوب متوجه نشدم هدفتون چیه دقیقا از این تاپیک. ولی متوجه مشکل شما شدم و خیلی هم ناراحت شدم.

    اگر قصدتون طلاق هست، به نظر من سریع ترین راهی که شما رو از این منجلاب نجات میده انتخاب کنید. حتی شده بخشش مهریه. تنها چیزی که الان مهمه ارامش شما هست. که با کشمکش دادگاه و رفت و امد واسطه و خانواده و ساختن چالش های جدید این ارامش محقق نمیشه.

    سعی کنید به جای اینکه به فکر انتقام، کینه گرفتن، افسوس گذشته رو خوردن باشید به فکر ساختن و برپایی خودتون باشید.

    چه شما بخواهید این زندگی رو بسازید وچه بخواهید جداشید اول باید یاد بگیرید خودتون رو گم نکنید.

    ---------

    تو این ماجرا انتخاب روز اول شما دو نفر خروجی اش به اینجا رسیده و دین شما و شغل ایشان مقصر که نیستن. به گفته خودتون دیدید ولی ندیدید.

    لطفا بگید تصمیمتون دقیق چیه . تا راهنمایی بهتری دوستان بدند.
    پدرم از همون اول به این خانواده یعنی از دوماه قبل که این قضیه شروع شد.به این خاتواده گفت بیاید محترمانه و بدون هیچ کشمکشی از هم جدا بشید.
    ولی متاسفانه هروقت فامیلشون پارتیشون تو دادگاه و اوایل خودشون میومدن صحبت.یا نفرین میکردن.یا توجیه میکردن یا دروغ میگفتن یا کلمات رکیک به کار میبردن.
    تازگی ها هم خالشونو فرستادن تهدید کرد که میره زن دوم میگیره.من که نمیتونم خودم پیشنهاد بدم که.
    خودشون نمیخوان ابرومندانه تموم بشه و فعلا دارن دستو پل میزنن و شکایت میکنن.شکایت های دروغ و عجیب.من چاره ایی ندارم و مهرمو گذاشتم اجرا.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Telegramid_TrueMotion نمایش پست ها
    دین و ایمان تو سکوت میاد
    ولی تو ظاهر از دست میره...

    باید سعی کنین نگاهتون به زندگی معنویت در گرو سکوت باشه و عشق رو تو طبیعت و سکوت پیدا کنین...


    در خصوص مشکلاتتون با همسرتون هم عمده مشکلات از این ظاهر بینی بوده که ایشون طلبه هستن یا مذهبی یا فلان. درحالی که میشد با یه فرد به ظاهر غیر مذهبی بهترین زندگی و خوشبختی داشته باشی... متاسفانه دخترا ظاهر بین هستن و خیلی ظاهری نگاه می کنن...

    پیشنهاد من این هست سعی کنی معنویت رو تو ابعاد دیگه زندگی ببینی نه تو ظاهر حقیقت معنویت هم پی بردن به عمقش هست نه ظاهرش...
    بنده میخواستم ظاهربین باشم با فرد پولدار و یا حداقل خوشتیپ و قد بلند ازدواج میکردم.به فردی که به باطن نگاه میکنه و دین طرف براش مهمه نمیگن ظاهر بین.
    من نه دنبال پولش بودم که نداشت و میدونستم نه دنبال چشم رو هم چشمی.من فقط زندگیه محکم و عاشقانه میخواستم.و بابت طلاق هایی که اطرافم پیش اومده بود ترسیده بودم.وگرنه من هم خواستگار دکتر داشتم هم مهندس هم استاد دانشگاه.
    میگفتم درس دین خونده.و البته حرفایی که موقع خواستگاری میگفتن که مادرشوهرم بچه شهیده.چقدر ایمانشون قویه یا خرفای شوهرم و معنویتش اره من خام شدم.حقیقتا جوری حرف زد که گفتم با ایمان تر لز ایشون نیست.
    از مدرسه های قم هم تحقیق کردیم همه میگفتن خوبه.
    و منم بعد یه ماه صحبت گفتم بله.
    متاسفانه بعد از عقد همچی تغییر کرد
    تازه فهمیدم ایشون میگن عید نوروزو قبول ندارم.تولد فقط امسال برات میگیرم.تولد فقط مخصوص امامه.دخترمو تو 15سالگی به سن تکلیف میرسونم.که حتی استادشم زنگ زد واسطه بشه اینارو شنید گفت اره بعضی از طلبه ها عقاید جهل دارن.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    با سلام
    فشار بیش از حد به شما و درگیر کردن احساسات شما باعث شده همه وجودتون به احساسات بپردازد آن هم از نوع منفی. لذا اکنون شرایط خوبی برای فکر کردن و حل مسائل نداری

    ببین دین به همسرت نگفته که :اذیت کن. آسیب برسان، تهمت بزن، حق کسی را بخور، خشمگین بشو،و همسر آزاری کن.
    دین به عکس در مورد همه چیز خوب می گوید.

    پس شما کسی را رها کن که دین ندارد. اینکه کسی لباسی خاص بپوشد یا ادعا کند یا چند صفحه بخواند به معنی دین نیست.
    اشتباه شما اینست که به جای اینکه فرد دین داری را انتخاب کنی، َبه لباس و ظاهر توجه کردی و بررسی نکردی و کسی را انتخاب کردی که کاملا بی دین هست.

    و اکنون اگر شما هم دست به بی دینی بزنید دقیقا مثل همان فرد خواهید شد. شاید اینطوری مشابه شوید و بتوانید با هم زیر یک سقف زندگی کنید!!!!

    اما اگر کارها و منش و بی دینی او را دوست ندارید، باید از کارهایی که او می کند فاصله بگیرید و به روشهای دینی روی بیاورید که آرامش در آنهاست.


    نیاز به مشاوره حضوری برای ته نشین شدن احساسات منفی دارید تا تصمیم خود را با قوت بگیرید نه با ترس
    احساسات شما زیادی تیز شده است. وقتی احساسات لجام پاره کند به بی دینی نزدیکتر خواهیم شد. و این همان جایی هست که همسرت در آنجا مقیم شده است.
    شما هر چه بر این منش منفی پیش روید بیشتر به همسرتان شبیه می شوید، لطفا مواظب باشید.

    هرگز دینت را از شخصی نگیر که با تغییرش بی دین شوی
    دین را با فکر بگیر و آن هم فکر صحیح نه آغشته به احساس و غریزه
    سلام.
    متاسفانه بله من چون فکر میکردم شخصی که طلبه س و درس دین خونده.هیچوقت منو ازار نمیده.ولی متاسفانه گول حرفاشو تو نراسم خواستگاری خوردم.
    مشاوره که قطعا بعد از جداییم میرم یه مشاور خوب چون بهش نیاز دارم.
    ممنونم������
    ویرایش توسط گوهرشاد : سه شنبه 27 شهریور 97 در ساعت 12:27

  2. کاربر روبرو از پست مفید گوهرشاد تشکرکرده است .

    نیکیا (سه شنبه 27 شهریور 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.