فکر مرگ ، انسان رو نسبت به وقت و عمرش خسیس می کنه
باعث میشه بهترین بهره برداری رو از عمرش ببره .
وقتی انسانها همه چیز رو منحصر به این دنیا می دانند اگر در این دنیا ناکام بمانند به پوچی میرسند
یا تلاش رو بی نتیجه میبینن یا نمیدونن دقیقا برای چی و به چه شکلی تلاش کنن .
تو تهران هستی میری مشهد ، وقتی برمیگردی خونه یعنی بازگشت به وطن .
درواقع با مرگ برمیگردیم به وطن .
ما از خداییم و به سمت خدا هم میریم .
الهه زیبایی ها دوست داری وقتی معبود و الهه ی خودت رو ملاقات میکنی چگونه باشی ؟
دوست داری در وطن چه جایگاهی داشته باشی
چقدر اون جایگاه برات مهمه که حاضر باشی براش تلاش کنی ؟
حتی به عمرت هم حریص بشی و زمان کم بیاری برای تلاش .
بعضی از پزشکان و روانشناسان به بیمارانی که افسردگی دارن توصیه میکنن به مرگ فکر نکنن
در صورتی که اشتباهه
این یعنی در جهل خودت بمون .
اگر بیمار افسرده هم حقیقت مرگ رو بفهمه به تکاپو می افته
به تحرک به نشاط
در عین حال قانع میشه .
در عین حال صبور میشه .
در عین حال به کمه معنوی راضی نمیشه .
هرکه خواهی و به هر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چون بدین نقطه رسد مسکین است
خرم آن کس که درین محنت گاه
خاطری را سبب تسکین است .
خلاصه اش همینه و عمل بهش هم راحته فقط کافیه بهش ایمان بیاری .
ایمان با شناخت آغاز میشه ولی میدونی که جایگاهش قلب انسانه و این دیگه دست خودته .
جواب اون دو تا سوال بالا رو بدی میرسیم به فلسفه صبر ، قناعت ، توکل ( تلاش ) .
که همون موقع مینویسم .









علاقه مندی ها (Bookmarks)