به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 شهریور 01 [ 17:31]
    تاریخ عضویت
    1397-12-03
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    3,162
    سطح
    34
    Points: 3,162, Level: 34
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    27

    تشکرشده 16 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط زونیام نمایش پست ها
    سلام اسنوی گرامی
    نوشته ت رو خوندم احساس کردم که منو تو شبیه همین هستیم در بخشهایی. من معمولا در تاپیکهای دیگه چیزی نمینویسم ولی نمیدونم چرا دوست داشتم برات بنویسم و حتی نمیدونم چی برات بنویسم. خلاصه کنم حرفم رو، عشق واقعی سراغ هر کسی نمیاد، همه ی کسایی که عاشق شدن و شکست خورردن دپرس شدن، بی حوصله شدن و ... کلی مشاوره گرفتن و و و...
    اما خب ایا به این معنی هست که کسی که عاشق شد همه ی زندگیش رو نابود کنه؟ چنین کسی واقعا عاشق نیست، باید بزاری طرف آزاد باشه حتی اگه تو رو نخواد بزاری بره و تو باید با این رفتنش بزرگتر بشی، بزاری و بتونی ببینی که با دیگران خندون و خوشحاله اما تو هنوز دوستش داری و دوست نداری اینو ازش بگیری...
    باید درون و روحیه ت رو بالا ببری جوری که از یه افق بلندتر به همه چی نگاه کنی
    باید بری بالای کوه های سختی و از اون بالا منظره ای سختی های که از توش اومدی بالا رو ببینی... اونوقع حس منو درک میکنی
    به یه جایی میرسی که دوستش داری ولی این دوست داشتنت مثل قبل نیست شایدم حتی درست فکر کنی ببینی نمیخوای دیگه اون کنارت باشه
    و هزازان چیز دیگه که توی کلمات نمیاد بهت بگم. اینهایی که میگم تجربه های شخصی خودمه شایدم به نظرت بی ربط بیاد ولی گفتم بگم شاید یه نفر دیگه بعدها خوند درک کنه حرفهای منو.
    دیگه روده درازی هم نکنم و نکته ی آخر
    جز خدا همه ی چیزهای دیگه موقتی و رفتنی هستند، به هیچ چیزی در این دنیا دل نبند و البته رو گردانم ازشون نباش.
    نقل قول نوشته اصلی توسط زونیام نمایش پست ها
    سلام اسنوی گرامی
    نوشته ت رو خوندم احساس کردم که منو تو شبیه همین هستیم در بخشهایی. من معمولا در تاپیکهای دیگه چیزی نمینویسم ولی نمیدونم چرا دوست داشتم برات بنویسم و حتی نمیدونم چی برات بنویسم. خلاصه کنم حرفم رو، عشق واقعی سراغ هر کسی نمیاد، همه ی کسایی که عاشق شدن و شکست خورردن دپرس شدن، بی حوصله شدن و ... کلی مشاوره گرفتن و و و...
    اما خب ایا به این معنی هست که کسی که عاشق شد همه ی زندگیش رو نابود کنه؟ چنین کسی واقعا عاشق نیست، باید بزاری طرف آزاد باشه حتی اگه تو رو نخواد بزاری بره و تو باید با این رفتنش بزرگتر بشی، بزاری و بتونی ببینی که با دیگران خندون و خوشحاله اما تو هنوز دوستش داری و دوست نداری اینو ازش بگیری...
    باید درون و روحیه ت رو بالا ببری جوری که از یه افق بلندتر به همه چی نگاه کنی
    باید بری بالای کوه های سختی و از اون بالا منظره ای سختی های که از توش اومدی بالا رو ببینی... اونوقع حس منو درک میکنی
    به یه جایی میرسی که دوستش داری ولی این دوست داشتنت مثل قبل نیست شایدم حتی درست فکر کنی ببینی نمیخوای دیگه اون کنارت باشه
    و هزازان چیز دیگه که توی کلمات نمیاد بهت بگم. اینهایی که میگم تجربه های شخصی خودمه شایدم به نظرت بی ربط بیاد ولی گفتم بگم شاید یه نفر دیگه بعدها خوند درک کنه حرفهای منو.
    دیگه روده درازی هم نکنم و نکته ی آخر
    جز خدا همه ی چیزهای دیگه موقتی و رفتنی هستند، به هیچ چیزی در این دنیا دل نبند و البته رو گردانم ازشون نباش.
    سلام دوست من.حرفات و نگاهتو نسبت به عشق دوست دارم و نشون میده از روی تجربه است ونه کتاب. امیدوارم من هم به اون مرحله که گفتی برسم. ولی میخوام نگاه خودمو بگم از عشق. دوست دارم اینجا ثبتش کنم شاید 10 سال بعد بیام و ببینم الان چی فکر میکردم. شاید 10سال دیگه به این متن بخندم و شاید افسوس بخورم چرا اینطور فکر میکردم و شایدم اصلا نبودم.
    اول اینکه واقعا بهترین و در عین حال بدترین حرفی که یه انسان مجنون میشنوه حرفای منطقی که زده میشه از اطرافیان. برای مثال اون دختر یکی بود مثل بقیه. اون هم ایراد داره فقط تو نمیبینی.این دوران دوران آشنایی بود و هر کدوم از دوطرف حق دارند جدا بشند.اون تورو دوست نداشت برای کسی بمیر که برات تب کنه و...
    اگه به این جملات توجه کنید خیلی خیلی درست هستند و منطقی. من خودم قبلها بارها به افراد مختلف همین جملات گفتم. بله. اینها جملات از روی منطق هستند ولی ایا شما با یک مسئله منطقی طرف هستید ایا اون شخص منطقش درگیر شده و یا احساسش.
    نمیخوام کلی براتون اینجا بگم اون دختر چی بود چه جوری بود.نمیخوام بگم حاظرم براش چیمو بدم و چقدر همه هوش و حواس من بوده. فردی مثل من کلی حرف داره واسه گفتن. تقریبا هر وقت ببینیدش همش صحبتاش یا فکرش درگیر اونه. شاید حرفاشون براتون تکراری باشه ولی اون تجربه براش خاص بوده و چون دنیاش همینه.
    درباره اون جملت که نوشتی باید بزاری طرف بره و با رفتنش بزرگتر بشی. میدونی چی منو آزار میده. منم گذاشتم بره. منم وقتی بهم گفت مزاحم نشو دیگه نرفتم سمتش.این 2 سال بدترین سال های عمرم داشتم ولی یکبار نرفتم سمتش. این منو اذیت میکنه که من انتخاب نکردم که اینطور دلباخته باشم. من خودم نظر کردم که از این وضعیت خارج بشم. گناه من چیه. ایا من دوست داشتم غرور من خورد بشه. همین دختر به من میگفت دوست داره تو این دنیا واقعا یکی از ته دل دوستش داشته باشه ولی وقتی من به مرحله جنون رسیدم و حال پریشان منو دید منو مزاحم خطاب کرد. این منو آزار میده که این همه احساس من به مزاحمت تعبیر میشه. آیا این دختر لیاقت همچنی عشقی داره. من نمیخوام 20 سال به پاش بسوزم و اون تو ذهنش این بمونه که من یه شخص مزاحم تو زندگیش بودم. این عشق اگر چه یکطرفه اگرچه سوزناک حرمت داره. من براش حرمت قایلم چون دیدم با من چه کرد. و وقتی اون شخص اینو نمیبینه به نظرم لیاقتشو نداره. من حاظر بودم جونمو براش بدم. این حرفو بدور از بزرگنمای میگم. یک مزاحم اینکار نمیکنه.
    در انتها ای کاش منو نه به عنوان مزاحم بلکه به عنوان "کسی که اونقدر تورو دوست داشت که در فراقت سوخت ولی برای اینکه آرامشت بهم نریزه از زندگیت رفت." میدید.

  2. کاربر روبرو از پست مفید snow47 تشکرکرده است .

    زونیام (پنجشنبه 01 خرداد 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 3 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.