( 6/3/1386)
خانواده همسرم علاوه بر اینکه به ما کمک نمی کنند ،
تمام کارهاشون هم اشتباهه ،
تازه همسرم هم ازشون حمایت می کنه
چند موضوع بسيار مهم را اگر شما دقيقا بشناسيد و حل کنيد ، از زندگي عاشقانه و بدون دردسري برخوردار خواهيد شد.
1 - مسائل اقتصادي و اجتماعي و ... بعد از ازدواج دختران و پسرانه مربوط به خودشان مي شود نه والدين.
(من نمي گويم که والدين شما و همسرات باید کمک و حمایت داشته باشند یا خیر)، نکته مهم اين است که توقعات و انتظارات شما صحيح نيست. شرط لازم براي ازدواج دختر و پسر استقلال کامل از هر نظر مي باشد که يکي هم استقلال مالي است. اين خيلي عاليست که والدين به فرزندانشان پس از ازدواج هم کمک برسانند، اما اگر اين کار را نکرده اند نبايد موجب توقع و دلخوري شود. نه والدين شما و نه ايشان مجبور به کمک نيستند. اگر شما اين را بپذيريد آن وقت راحت تر زندگي مي کنيد.
2 - دومين انتظار غير واقعي ، اينست که توقع داريد والدين همسرتان کاملا همه کارهاشان صحيح و بيست باشد و اشتباه نکنند. اگر چه خيلي خوب است که همه اينطور باشند ولي دنياي واقعيت ها چيز ديگري است . همه آدمها بعضي وقتها يا غالبا اشتباه مي کنند. بي انصافي مي کنند، بعضي وقتها دروغ مي گويند، بعضي وقتها تبعيض قائل مي شوند. اين نشانه بد بودن و صفر بودن نمره آنها نيست. اين نشانه ضعف آنهاست و اينکه ممکن است نمره آنها 15 يا 16 باشد يا کم و بيشتر، اگر ما بخواهيم هر کسي را که نقطه ضعفي دارد با او درگير شويم يا او را ترک کنيم ، خيلي طول نمي کشد که خود را تنها خواهيد ديد.
( مي بينيد که اين انتظاراتان موجب شده است که کم کم همسرتان هم از شما فاصله بگيرد.) همچنین همسرتان هم ممکن است نقاط ضعف شديدي داشته باشد. درگيري و قهر و انتقاد و جدل مشکل را حل نمي کند. شما بايد آدم شناسي خود را تقويت کنيد. و سخت گيريهاي خود را بشدت کاهش دهيد.
سومين توقع غير واقع بينانه اينست که انتظار داريد همسر شما هم مثل شما فکر کند و خواسته شما را دقيقا انجام دهد. فراموش نکنيد؛ انسانها هر کدام براي خود مغزي دارند ، شخصيتي دارند ، عادتهايي دارند ( البته ممکن است اشتباه هم باشد ) ولي به هر حال آنها هميشه اجرا کننده نظرات و افکار ما نيستند. شما بايد به اين اندازه به همسرتان ارزش بدهيد که همانطور که مي انديشيد عمل کند نه آنطور که شما مي پسنديد.
چهارمين انتظار غير منطقي اينست که تصور کنيد که گلي مي تواند شاخه خود را بخراشد يا بشکند. همسر شما از نظر ژنتيکي ، از نظر عاطفي ، از نظر تربيتي در روي شاخه اي به نام خانواده اش رشد کرده است. اين را بدان
فرزندی که حرمت شيري که خورده است نگه نمي دارد، و با خانواده اش به راحتي درگير مي شود ، ديري نمي کشد که پيوند سببي با همسرش را نيز قدر نمي نهد و سر هر خطايي با تو هم درگير مي شود.
خويشتنداري او در برابر خانواده اش ( با توقع به استقلالي که قبلا قيد کرده ام ) ، امتياز مثبتي هست که در زندگي زناشويي شما در آينده متوجه خواهيد شد و متقابلا شما هم از اين امتياز برخوردار خواهيد شد ، سعي نکنيد اين تحمل او را کاهش دهيد. ( چاقو دو لبه دارد)
پنجمين انتظار غير واقع بينانه اينست که تصور مي کنيد که با درگيري همسرت يا شما با باخانواده همسرت مي توانيد عادتهايي که آنها در ده سال براي خود ايجاد کرده اند ، از آنها بگيريد. تصور نکنيد که عادت افراد به راحتي تغيير مي کند. اگر خانواده همسرت خيلي به بعضي حرفهاي خود مقيد نيستند ، يا عادت دارند با فراهم آوردن وسايل براي خود رفاه و آرامش دست و پا کنند، شما نمي توانيد با دو کلمه حرف يا درگيري ، يا قرار دادن همسرت جلوي آنها ، آنها را يک شبه تغيير دهيد. باز به اين مي رسيم که بايد مستقل باشيد. ( البته والدين شما هم مجبور نيستند به شما کمک کنند، و اگر اين کار را مي کنند فقط لطف خودشون هست و نبايد شما و همسرت احساس بدهکاري نسبت به آنها بکند.
3 – وسواس عملي يا فکري نیز بر این مسئله دامن میزند. اگر معيارهاي خاصي در ذهن خود داشته باشید و وقتي آنها در بيرون و توسط ديگران دقيقا رعايت نشوند. به هم مي ريزيد.
اگر چنين است توصيه مي کنم اينجا را کليک کنيد و مقاله « آنهايي که از خودشون راضي نيستند، بخوانند» را مطالعه فرمائيد.
نکته بسيار مهم: ما مشاورها سعي مي کنيم ، ضعف و خطاهاي فردي را که به ما، مراجعه کرده است را به او گوشزد کنيم و کارهايي را که مي تواند انجام دهد و يا تغييراتي را که مي تواند اعمال کند به او بگوئيم. و اين بدين معنا نيست که ديگران مثلا خانواده همسرت يا خود همسرت بي مشکل هستند. نه ! بلکه شما براي تغيير وضعيت، لازم است بيشتر انرژي خود را آنجايي بگذاريد که در اختيارتان هست و وجود خودتان بيشتر از ديگران در اختيارتان هست. اگرچه بعضي ها فکر مي کنند عوض کردن دنيا راحت تر از عوض کردن خودشون هست.!!!









علاقه مندی ها (Bookmarks)