هرچند که معتقدم کثرت رای دلیل بر درست بودن چیزی نمیتونه باشه، چون به هر حال جوامع بشری همواره از باورهای غلط جمعی آسیب دیده اند، و بنابراین غالب بودن مدافعین عشوه گری بر مخالفین آن بخصوص که هیچ ادله ای رو هم هنوز کسی نیاورده، حاکی از درست بودن این نظریه نیست.
اما یک اعترافی هم باید بکنم:
من هم وقتی توی زندگی خودم دقیق میشم، می بینم اونقدر که همیشه مورد توجه همسرم بودم و روزی چندین بار کلمه دوستت دارم رو میشنوم، که دیگه شاید دلیلی برای دلبری کردن پیدا نکردم.
منظورم اینه که تا زمانیکه نیاز به چیزی احساس نشه خوب به دنبالش نمی ریم. بعضی خانمها توی تالار میگن که تمام عمر آرزوشون شنیدن یک کلمه محبت آمیز از طرف همسر بوده، واقعا من اصلا اونطور زندگیها رو صادقانه بگم اصلا نمیتونم تصور هم بکنم که چه جوریه! چون من حتی زمانی هم که همسرم خونه نیست، تلفنی و... حتما عواطفش رو به من منتقل میکنه. اگر بگم در تمام عمر زندگی چند ساله ام یک روز بوده که همسرم ابراز عشق بهم نکرده باشه، دروغ گفتم! شاید ایشون خیلی خوبن، شاید هم من بطور ذاتی و غریزی اعمال دلبرانه انجام میدم که خودم خیلی بهش آگاه نیستم. نمیدونم...
اشکال از اونجایی پیدا میشه که نتونیم خودمون رو جای دیگری بگذاریم. من نیاز خانمهای دیگر را درک نکردم! و فکر میکنم باید توی این زمینه روی خودم کار کنم.
ولی به هر حال وقتی سوای مشکلات ریز که عموما توی زندگی ها پیش میاد، مشکل خاصی نیست، یعنی اوضاع روبراهه دیگه. پس بهار خانوم دلیلی برای نگرانی نباید داشته باشند.
888 عزیز! ممنون از توضیحات مهربانانه ات. من فکر نمیکنم شما افسردگی فوق حاد داشته باشی.نوشته اصلی توسط 888
به هر حال در کنار این همه تاپیک افسرده کننده، گاهی دوتا مطلب طنز هم برای عوض کردن فضا لازمه و بشخصه از زیاد شدن اعضا شوخ طبع در تالار لذت می برم.
امیدوارم لب همه اعضا همیشه خندون باشه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)