با سلام خدمت همه دوستان عزیزم
بسیار بسیار ممنونم که با راهنماییهاتون شناخت من از ایشون را سهل تر میکنین.
دیروز خیلی سر سنگین با ایشون برخورد کردم، هرچی پرسید چی شده گفتم از یکی از کارمندها ناراحتم، اما خودش گفت تو روخدا اگه از من ناراحتی بگو تا حلش کنیم، گفتم نه،خلاصه آخر سر گفتم دارم به یک سری تفاوتها میفکرم اگر نتونستم تنهایی حلش کنم حتما بهت میگم تا با هم حلش کنیم، نمیدونم چی شد دوباره به شوخی گفت، میخوام بد عادت نشی، منم جدی گفتم این جمله رو دوست ندارم، اون هم عذر خواهی کرد و گفت دیگه تکرار نمیکنم، خلاصه ابراز تمایل نشون داد برای دیدار و من سر باز زدم، امروز دیدمشون، بهم گفت میخواستم خودت بهم بگی چی دوست داری برای عیدی، اما تو طبعت سنگینه و من با سلیقه بدم مجبور به انتخاب شدم، خلاصه یک هدیه بسیار ارزشمند و گرانقیمت داد، البته واقعا نمیدونستم درست هست تا هدیه ای به این گرونی رو بپذیرم یا نه؟چیزی که در ایشون من رو نگه داشته، این هست که به نظرم با توجه به تمام شرایط بازش بسیار پاک هست و سالم زنگی میکنه، بسیار صادقه و اهل فیلم بازی کردن نیست. احترام زیادی برای زن قایله و بسیار اهل مطالعه و تحلیل هست. بسیار هم شوخ طبع... آرامش دارم کنارش، از اینکه لحظات رو هرچند طولانی باهاشون سپری کنم سیر نمیشم، ساعتها حرف برای گفتن داریم، از سیاست، مذهب، کار، ورزش، ایشون مربی ورزشی هستند و قبل از اینکه از ایران برن عضو تیم ملی بودند، برای من ارزشه وقتی میبینم، تمام خانوادش اهل مشروبن و ایشون نمیخوره،برای م ارزشه که اهل تجملات نیست و مثل خود من دوست داره خاکی زندگی کنه ، بی ادا، ارزشه که هیچ ادعایی نداره. ارزشه وقتی میگه من وقتی مدرسه میرفتم دوست نداشتم کسی بدونه پدر من پزشکه، چون شاید پیدا میشدن افرادی که پدرشون جایگاه اجتماعیه پایین تری داشته باشه و غصه بخوره!!! برای من ارزشه وقتی به تمام ادیان احترام میزاره، برای من ارزشه وقتی پیری رو تو خیابون میبینه با احترام از کنارش رد میشه، برای من ارزشه وقتی نابینایی رو میبینه، اول کمک نابینا میکنه برای رسیدن به مقصدش هرچند خودش عجله داشته باشه....برام مهممه که برای هر موضوعی یک کلام نیست و منطق رو میپذیره...واقعیتش من در نقطه ای هستم که حاضر نیستم به هرشرایطی ازدواج کنم چون به تنهایی خوشبختم و دارم از زندگی لذت میبرم، این رو هم قبول دلرم که هر گلی بی خار نیست، حالا با توجه به روحیه منطق پذیرشون حتما راجع به مسایل پیش ا ومده صحبت میکنم باهاشون. گاهی فکر میکنم این خود ما هستیم که به دیگران میگیم چطور با هامون رفتار کنند، من از اول باید رودروایسی رو میگذاشتم کنار، و با اولین برخورد صمیمیشون با یه دوست دختر قدیمی مثلا از دختران اسبق تیم ملی که با هم اردو بودند، ابراز ناراحتی میکردم... شاید متوجه حساسیت زنانه من میشد، یا وقتی از من در سفرهاش میپرسید چی میخواهی، بهش میگفتم، چه اشکالی داشت، البته به قول خودش اونقدر تو مسیر رفت و امد هست که دیگه انگاری از تهران میره کرج و برمیگرده ...البته باز هم باید بررسی کنم و این مسیر رو هم امتحان کنم،
در مورد زندگی دنگی هم بگم، یکبار ازشون پرسیدم اگر زمانی نتونستم کار کنم یا درامد داشته باشم، چی میشه؟ گفت خوب اون موقع بیشتر تو خونه کار میکنی، بالاخره تو هم باید در زندگی سهم داشته باشی، یا وقتی حرف جهاز پیش اومد گفت هیچ نیازی نیست، هر چی من دارم که هست باقیشم هر چی خواستیم میخریم خودمون یواش یواش...این در صورتی هست که میدونه پدر من با توجه به تمکن مالی جهاز خوبی میتونه بده، اگر حسابگر بود این حرف رو میزد؟
حق با همه دوستان هست، اونقدر شخصیتشون برام محترم و قابل ارزش هست که برای نقصهاشم میخوام دلیل و توجیه بیارم، بارها گفته تو برلیانت منی، هر کسی لیاقت تورو نداره، و نمیخوام از دستت بدم ...من نمیدونم یه زن چی تو زندگی میخواد ولی من که یکبار زندگی رو تجربه کردم، با تجملات ازدواج کردم با فردی که خان زاده و پزشک بود، فامیل بود و هم فرهنگ، و با رنج و سختی بسیار زندگی کردم، همیشه شعارم این بود : بزرگترین ثروت زن اخلاقه مردشه و زن دیگه نیاز به هیچ نداره...
همسر سابق من بسیار متمول بود اما کل در امد ماهانه من رو از من میگرفتت و من حتی اختیار یک ریالش رو هم نداشتم، بازم این بنده خدا میگه کاسه یکی شیم و درامدمون یکجا باشه!!حرف بسیار هست برای گفتن، من نمیدونم تا چه حد منطقی هستم و تا چه حد احساسی، هنوز دارم بررسی میکنم و امیدوارم با راهنمایی شما دوستان بهتر بتونم ایشون را بشناسم یا شفاف کنم رابطه ها و شکافهای بینمون را،
در جواب جناب فرهنگ هم بگم، تفاوتهای ما انسانها در هنجارها و باورها و نحوه برخوردمون دلیل بر این نیست که نقطه منفی تلقی شه، و من خودم اونقدر چارچوب مند هستم که هر مردی با حداقل شعور اجتماعی قادر به فهمش باشه، اما متاسفانه خیلی از مردهای ایرانی میخوان بعد از ازدواج صاحب روحیات، شخصیت و حتی تفکر همسرشون بشن، حتی در جوونهای امروزی بسیار دیدم و شنیدم ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)