سلام
منم همینطور :(من خیلی وقته دارم همین طوری زندگی میکنم چه جوری بگم انگار اینی که الان هستم نباید باشم یا اینجایی که هستم نباید باشم یا تا اون جایی که دوست دارم نباشم
آقای روزانه شما خیلی خوب تونسی مشکلت رو پیدا کنی وراهشم تا حدودی میدونی...
شما دچار افسردگی هستی؟این چیزایی که میگه بعلاوه پستای دیگه ات اینجور برداشت کردم!!:rolleyes:
شما داری خودتو اذیت میکنی،به خودت خیلی سخت گرفتی.هر چی که بدست میاری باز میخوای یه آرزوی جدید پیدا کنی و برای رسیدن به اون تلاش کنی.باز به این آرزو رسیدی میگی نه من باید به فلان چی برسم....
این خیلی خوبه اگه باعث پیشرفت شما میشه، ولی خودتو تشویق نمیکنی بخاطر رسیدن به این همه قله های موفقیت. چرا؟
شما خودتو دوست نداری. میخوای مدام یه آرزو برای خودت بسازی یه رویا، که اگه به این رسیدم یعنی من خیلی موفق شدم!
داری برای خودت مدام شرط وشروط میذاری. چرا انقد شرط میذاری برای خوشحالی.
اگه درهر لحظه از زندگی شاد باشی اینجوری یه عمر شادی.
یه جا میخوندم نوشته بود: اگه در هر لحظه(هر ثانیه هر دقیقه...) از اون کاری که داری انجام میدی لذت ببری اینجوری آخر روز میبینی کلی لذت بردی از زندگی...
مثلا لحظه ای که چای میخوری فقط به چای خوردن فکر کن وازش لذت ببر. میبری؟؟
لحظه ای که کنار همسرت هستی به هیچی فکر نکن و فقط از کنار اون بودن لذت ببر.
وقتی فرزندت گریه میکنه وشما میخوای آرومش کنی لحظه ی قشنگیه وقتی که پدر فرزندش رو در آغوش گرفته،پس لذت ببر...
اینا شعار نیس واقعا.چون شما داری بهترین لحظه های زندگیت رو با تصور رویاها وآرزوهای دست یافتنی یا دست نیافتنی میگذرونی...ولی الان شما به اون چیزی که سالها پیش میخواستی رسیدی،چرا از خودت تشکر نمیکنی؟ چرا قدر خودتو نمیدونی؟ قدر لحظه هایی که دیگه تکرار نمیشن چون دیگه جوونی تکرار نمیشه...








علاقه مندی ها (Bookmarks)