نقل قول نوشته اصلی توسط تسلیم خدا نمایش پست ها
ساحل خانم مطمئن باش همسرت درست می شه فعلا اولشین
برو خداتوشکر کن از اون مردای نیست که برای شونه خالی کردن از مسئولیتهای مالیش
نمی گه بهت با مادرت برو .
خیلی ها اینجورین از مسئولیتهاشون فرار می کنن
از خداشونه همسرشون همش بره خونه مادرش و از اونا کمک بگیره
شوهر خاله من اینطوریه
همش به خالم می گه برو خونه مادرت . یا اگه خرید داشته باشه می گه من ندارم از مادرت بگیر

کم کم تعادل می یاد تو زندگیتون
سعی کن زیاد باهاش بری خرید .بری دکتر تا از این همه کار خسته بشه و کم کم خودش بگه با مادرت برو
نه اونجوری نه اینجوری

من تمام خریدها و برنامه هام با شوهرمه تاحالا هیچ کدوم هاشو با مامانم انجام ندادم اتفاقا اصلا اذیت نمیشه و با وجود همه خستگیاش اگه ازش بخوام بریم خرید یا هر کاری برام انجام میده منتهی نمیخوام اینجوری حساس باشه

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط maryam123 نمایش پست ها
سلام ساحل جان

اوایل زندگی اقایون دوست دارن زودتر حس استقلال رو تجربه کنن و ناخوداگاه به کوچکترین مسائلی که ممکنه به این حس لطمه بزنه حساس میشن

به خصوص اینکه شما گفتی مادرت یه کوچولو نظر میداده در مورد مسائل زندگی و ....و همین رو ممکنه همسرت هم حس کرده باشه

از طرفی شاید اصلا رفتار خواهر همسرت باب میل همسرت نیست و میترسه که شما هم مثل خواهرش بشی و این موضوع اذیتش میکنه

تا اونجایی که میتونی سعی کن همسرت واقعا حس کنه تنها تکیه گاه شماست.

و نکته دیگه اینکه خیلی روی حرفهای همسرت زوم نکن و حساس نشو

برای داشتن یه زندگی خوب خیلی حرفهای همسرت رو نباید جدی بگیری.مثلا میگه تو امدی برای مادرت ناز کنی با شوخی و خنده موضوع رو جمع کن و ازش برای خودت بت نساز.

اینی هم که میگی همسرت نهایت محبتش اینه که میگه الهی بمیرم کم چیزی نیست ها !
نهایت ابراز علاقه و دوست داشتنه.من کم دیدم مردی که این حرفها رو به همسرش بزنه.

به نظر من هم دست نگه دار و فعلا باهاش صحبت نکن.چون نتیجه نمیده

فقط این اطمنیان قلبی رو بهش بده که اون تو زندگیت در اولویته.به مرور زمان که این رو بفهمه حساسیتش هم کم میشه

موفق باشی
اوایل مادرم نظر میداد اما من اصلا نمیذاشتم همسرم بفهمه ضمن اینکه خودش باید متوجه بشه که من اجازه دخالت بهشون ندادم

من اصلا نه روی حرفاش نه تیکه پروندناش حساس نیستم و همشون رو با شوخی و اینا رد کردم که اگه حساس بودم تا الان کلی جنگ و دعوا باهم داشتیم . الانم که میبینید اینارو گفتم واسه اینه که شرایط رو توضیح بدم

واقعا مردا رو نمیشه شناخت