دوست گلم
سوال های من:
1. شما چند سالتونه؟
2. تنها مشکلت( که اصلاً هم مشکل نیست) با همسرت همینه؟ منظورم اینه که با سایر رفتارهای ایشون مشکلی نداری؟
کار دیشبتون هم زیاد خوشایند نبوده.وقتی همسرت هست چرا به دختر دایی زحمت میدی؟:p زحمت بیرون رفتن وآمدنت رو بنداز گردن همسرت. بنده خدا دوست داره که همراهش باشی. پایه باشی( این اصطلاح جوان هاست).مگه هر زور با ایشون تماس نمیگیری؟ امروز هم مثل بقیه روزها باهاشون تماس بگیر. اما آه و ناله و گله و گله گزاری ( من چه کردم و تو چه کردی) نکن و اگر هم ایشون چیزی گفتن (آقایون معمولا دنبال حرف رو نمیگیرن)شما بحث رو منحرف کن و سعی کن دیگه از اینجور کارا که احساس کنه کس دیگه ای رو به ایشون ترجیح میدی(که میدونم نمیدی) نکنی.
نکات مهم:
1.وقتی در حق کس محبت میکنی توقع نداشته باش که اون هم عیناً پاسخت رو بده که اگر این اتفاق نیفته خیلی ضربه میخوری.
2. در فرصت های مناسب با لحنی آروم و ظریف که خودت بهتر میدونی در مورد این مسئله با همسرت صحبت کن.طرز گفتار و ادای کلمات خیلی مهمه و میتونه آدم ها رو زیر و رو کنه. به هر حال خودت همسرت رو بهتر میشناسی و میدونی کی حوصله شنیدن حرف هات رو داره. ظرافت زنانه که دوستان متاهل میگن یادت نره. این شب بیدار موندن ها هم تا یک زمانی ادامه داره همیشگی نیست. یک زمانی دلت میخواد واقعا شبها بیدار بمونی و با ایشون صحبت کنی اما ایشان در خواب تشریف دارن....
3.الان تازه یک ماه از عقدت گذشته. تمام سعیت رو برای شناخت بیشتر همسرت بکن و به اون هم کمک کن بهتر بشناستت تا زندگی شیرین تری داشته باشی...
4. بخند دوستم...








علاقه مندی ها (Bookmarks)