سلام دلسا جان

منم تقریبا در وضعیت شما هستم در زمان مجردی با پدرم خیلی اختلاف داشتم و دارم تا جایی که هم درس میخوندم و هم کار میکردم پدر من به خاطر اعتیادش به هر کسی رو میزد و قرض بالا می اورد و الان هم همینطوره ولی من و خانواده ام دیگه قوبل کردیم و هر دفعه کسی به در خونه پدرم بیاد و بگه طلبکارم مادرم و من هر طور شد طرف راضی کرده و پولش پرداخت میکنیم متاسفانه باید قبول کرد که درست بشو نیست و باید مدارا کرد

من هم تقریبا قبول کردم و به زندگی ام ادامه دادم و میدم ..... سعی کن پدرت هر طوری که هست بد یا خوب قبول کنی و زیاد باهاش بحث و جدل نکنی و اجازه ندی مشکلی که با پدرت داری مانع از تصمیم گرفتن درست بشه

در مورد ازداوجم هم تقریبا اوایل زندگی قبول نداشتم و سخت میگرفتم به خود که چرا همسرم کارش به من دروغ گفت و حتی اصلا کاری نداشت خیلی سعی کردم وضعیتش قبول کنم و و به کمک خودش و من مبلغی تهیه کردیم و ماشین خریدم که باهاش کار کنه

پس ببین میشه فقط باید از خودت بگذری و خیلی چیزهارو قبول کنی مطمن خداوند حاضر و ناظر است و بهت کمک میکنه
برای من که اینطور بود

تو شوهرت میگی سیگاریه و قلیان میکشه شوهرم من هم فقط قلیان میکشه و تفریحی ... به نظرم ببین با محبت میتونی کمک کنی که سیگار و قلیانو اگر دوست نداری بزاره کنار ..... متاسفانه بعضی از آدمها به هیچ طریقی درست نمیشن و تغییر نمیکن

همسر من وسواس هم داره .... من اوایل سرزنش میکردم ولی حالا یاد گرفتم سرزنش نکنم فقط با گوش دادن به حرفش کمک کنم یکم وسواسش کم کنه و امیدوارم بتونم برای همیشه از بین ببرم

همسر من هم چندین بار توی دعوا اعتیاد پدرمو به سرکوفت زده ..... و هیچ وقت هم در زمانی که آروم بوده معذرت نخواسته ..... چندین بار منو زده و هیچ وقت معذرت نخواسته

من قبول کردم اون ظرفیتش بیش از این نیست

تو هم سعی کنم با ابزاری مثل محبت کردن ..... سازش کردن..... قوبل واقعیت ...... صبحت بدون نصیحت کردن

من هم به جدایی خیلی فکر میکنم ولی الان که عروسی کردم یک برام سخته

تو رو نمی دونم چون نامزد هستی یک بیشتر تامل کن ببین اگر واقعا درست بشو نیست و اعصاب خردکنی داره با یک مشاور مشورت کن و بعد به جدایی فکر کن
بتونی مشکلتو حل کنی