به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #12
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 دی 94 [ 22:37]
    تاریخ عضویت
    1391-12-28
    نوشته ها
    868
    امتیاز
    9,210
    سطح
    64
    Points: 9,210, Level: 64
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,872

    تشکرشده 3,054 در 793 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    دختر مهربون عزيز
    ميدونين چيه ؟
    نمي دونم يه جورايي ميترسم ، از اوضاع مالي خودم . (البته باز هم حقوق بدي ندارم و جاي بسيار معتبري كار مي كنم و حقوق بدي هم نميگ) . از توقعاتي كه ممكنه دختره داشته باشه و من نتونم تامين كنم.


    از اينكه ممكنه دختره اوني نباشه كه من ميخوام .


    از اينكه كسي پشتيبانم نيست. انگار كسي براش مهم نيست كه من ازدواج بكنم يا نه.


    متاسفانه شرايط به شكلي هست كه پدر و مادرم يه رفتارهاي خاصي رو انجام ميدن كه باعث ميشن كه من جلوي خانواده دختره و جلوي دختره كوچيك بشم . اين اتفاق هميشه در شرايط مشابه افتاده ، براي همه افراد خانواده ام كه ازدواج كرده اند . يعني من حتما بايد يه بار كوچيك بشم و غرورم خرد بشه تا بتونم ازدواج كنم . از طرفي همه مي دونيم كه مَرده و غرورش. حالا من هم كه مرد هستم چطور ميتونم اجازه بدم كه غرورم خرد بشه ولي در عوضش چطور با دلي شكسته و غروري خرد شده به سمت و سوي ازدواج برم ؟


    من ميدونم ازدواج براي من خيلي خوبه ولي چطور مي تونم اجازه بدم غرورم خرد بشه ؟


    قبلاها كه ميگفتن ازدواج نصف دين رو حفظ مي كنه خنده ام ميگرفت ، اما الان با تمام وجود اين نصف دينم رو در خطر مي بينم .ارتباطم با خدا كمتر شده . مطمئنم اگر ازدواج نكنم راهمو از اونچه كه صحيح و درسته جدا مي كنم و اين اتفاق قاعدتا نبايد بيفته .


    براي مني كه هيچ فردي رو ندارم توي خانواده كه باهاش بشينم از اين حرفها بزنم سخته تنهايي جلو رفتن .


    ميدونين چه جوريه ؟ توي خانواده ما ، هر كي ميخواد ازدواج كنه دچار تنش ها و استرس هاي زيادي ميشه . انگاري تمام مسئوليت ها ميوفته گردن اون . معمولا بابام وظيفه شو درست انجام نميشه ، سوء تفاهم ميشه . حرفي ميزنه كه نبايد بزنه . چيزي بهش بگيم مگه اصلا من كاري ندارم پا ميشه ميره مسافرت پيداشم نميشه تا چند وقت ، كل برنامه ها رو مختل ميكنه .
    از اون طرف به مامانم بايد بگيم كه خوب آشپزي كنه ، اين كار رو بكنه و اون كار رو بكنه .
    يعني تمام زحمات رو اوني كه بايد بكشه كه ميخواد ازدواج كنه . چون خانواده ايي نداريم يك مجموعه گسسته و بايد زوركي يه مدت به هم نزديك بشن تا بلكه ازدواج اگر صلاح باشه سر بگيره و دوباره همه گسسته بشن .


    نمي دونم خوب توضيح دادم يا نه /؟

  2. 3 کاربر از پست مفید omid65 تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 06 مرداد 92), del (چهارشنبه 09 مرداد 92), دختر مهربون (یکشنبه 06 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بي انگيزه ام
    توسط new folder در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 آبان 91, 18:30
  2. انگيزه براي درس خواندن ندارم.
    توسط haleh10 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 شهریور 91, 22:26
  3. انگيزه ها و دلایل غلط ازدواج
    توسط lord.hamed در انجمن معیارهای ازدواج
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 شهریور 89, 00:49
  4. در اوج غريزه ، پاکدامن باش!
    توسط yasi_m در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 فروردین 88, 13:18
  5. انگيزه
    توسط bahare.tanha در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 28 شهریور 87, 11:03

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.