نکته جالب اینجاست مادرم اصلا کسی نیست که دنبال انتخاب همسر برای من باشه.حتی مثلا شده زن های دیگه فامیل بگن ما مورد خوب سراغ داریم ولی مادرم اصلا اینجوری نیست.
منم گفتم که اگه حاضر به آشنایی بیشتر بشه از همون اول به مادرم میگم که این حسی که شما میگی هم مشکلی ایجاد نکنه.هرچند قبلا بهش گفتم از یه دختری خوشم اومده!
خانواده ام اعتماد کامل به من دارن و حتی قبلا باهاشون صحبت کردم در این مورد.
یکبار پدرم یکی رو پیشنهاد داد برای ازدواج و من همونجا کامل توجیه اش کردم که من چه جور کسی رو میخوام و اینکه میخوام خودم انتخاب کنم و نه شما.و با اینکه معیار هامون متفاوت بود پذیرفت که من قراره باهاش زندگی کنم و باید انتخاب کنم!
و گفتم که من تا به حال به جز 2 نفر به کسی نگفتم از کی خوشم میاد که هر دو عضو درجه اول خانواده ام هستن که میتونم بگم تو زندگیم به کسی بیش از اونها اعتماد ندارم و قرار نیست رقیب عشقی من بشن
البته قبول دارم یه سری مشکلات و نگرانی ها هست که خودم هم تو ذهنمه ولی راستش فعلا ترجیح دادم اونها رو تا مشخص شدن تکلیفم (چند هفته دیگه) کنار بزارم!
ممنون از راهنمائیت.فکر میکنم راهنمائی هایی که کردی تو این تاپیک تا الان خیلی کمکم کرده!

ممکنه چند روزی نباشم.