ممنونم گل آرا جون مرسی که اینقدر رک جوابم رو دادی؟ همسرم خیلی از من توقع داره که به خونوادش احترام بذارم حتی اگه اونا بی احترامی کنن... ولی این احترام متقابل نیست... از اون موقع که دوست من عروس خاله همسرم شده با اینکه خیلی خیلی به خونواده همسرش بی احترامی می کنه و اذیتشون می کنه (البته من رفتارش رو تایید نمی کنم و چند بار هم نصیحتش کردم) ولی مادر شوهرش که خاله همسرم باشه مدام از عروسش تعریف می کنه و بدش رو نمیگه... مادر شوهرم هم مدتها بود به همسرم زنگ می زد و از عروس خواهرش تعریف می کرد.... مضمون تعریف هم این بود که اون دختره خیلی آروم و ساکت عروس باید مثل اون باشه زنه تو خیلی حرف می زنه و ساکت و مودب ( از دید اونها) نیست!!!!!
سر این قضایا بارها با همسرم بحث کرده بودیم و همسرم به من گفته بود تو خودت با مامانم حرف بزن و گلایه کن و این رو 100 بار از من خواسته بود ولی من قبول نمی کردم چون می دونستم تو خانواده اینها اگه عروس حرف بزنه زشته.... اون روز یه لحظه جو گرفت و من هم در مقابل حرف مادرشوهرم که شروع کرده بود از عروس خواهرش تعریف کردن من هم از خواهر اون تعریف کردم که بهشون برخورد....
دلت از دست خونواده شوهرت پر بود از طرفی هم نمیخواستی بی احترامی بشه؟ میومدی سلامی میکردی چند دقیقه پای حرفاشون مینشستی و بعد اگه مخاطبشون نبودی میرفتی پی آشپزی... کاری. همین.
این جملتون کاملا صحیحه و من بعد از این همین کارو می کنم.. واقعا ممنونم که به تاپیکم سر زدین و راهنماییم کردین
- - - Updated - - -
این تاپیک قبلیه منه که باز کرده بودم...گفتم شاید لازم باشه بیشتر از شرایط من اطلاع داشته باشین
لطفا کمکم کنین یا حداقل دلداریم بدین احتیاج به هم صحبت دارم
برادر کوچکترم یه کم بهتر شده و داره ازدواج میکنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)