من وقتی بچه بودم مادرم خیلی قاطعانه به من می گفت : حق نداری با هیچ کسی به جز من یا پدرت ، جایی بروی. حتی نزدیکترین فامیلت.
اولا کسی که کینه توز است تا خودش نخواهد آتش کینه اش خاموش نمی شود. شما مسئول تربیت پسرت و آرامش همسرت و به دنیا آوردن جنینت هستی. اینها وظایف شما است که خیلی مهم است و خیلی هم وقت می برد. بیشتر از بیست و چهار ساعت !
پس به جای اینکه فکر احساسات آنها باشید به فکر وظایف اصلی زندگی تان باشید! شما الان دیگر نباید به همسر قبلی و اقوام او فکر کنید چون شوهرتان ناراحت می شود. شما الان مال او هستید ! اگر هم می خواهید پسرتان آنها را ببیند که همان نکاتی که در پست قبل گفتم وجود دارد و تربیت و آرامش پسرتان را خراب می کند! پس هیچ لزومی ندارد که شما با آنها روبه رو شوید و در قبال احساسات آنها وظیفه ای ندارید! حتی از نظر عرفی هم قطع رابطه با آنها وقتی که ازدواج کرده اید پسندیده تر است.
اگر شما سراغ آنها نروید آنها هم سراغ شوهر شما نمی آیند و
اگر هم به احتمال یک درصد آمدند تقصیری متوجه شما نخواهد بود و شوهرتان از دست شما ناراحت نخواهد شد. خودش بلد است جواب آنها را بدهد. همان طور که گفتید سی و هفت ساله است و به اندازه کافی تجربه دارد.
با پسرتان هم رفتار قاطع تری داشته باشید و به او بگویید ملزم است به حرف شما گوش کند و حق اینکه بدون اجازه شما با کسی حتی نزدیکترین فامیل ها جایی برود یا درباره زندگی خانوادگی تان صحبت کند!
احساس می کنم در مقابل پسرتان هم رفتار انفعالی دارید!








علاقه مندی ها (Bookmarks)