سلام.
یه سوال.
به نظر خودتون در روز چند ساعت نیاز دارید روی درسهاتون کار کنید؟
یه چیز دیگه هم میخواستم بگم. اون هم اینه که راحت و بدون بی احترامی و پرخاش، حرف دلتون رو به پدر و مادرتون بزنید.
خب اونا مثلا از کجا بدونن شما وقتی تلویزیون رو روشن میکنن نمیتونید روی مباحث المپیاد تمرکز بگیرید؟
شما میگید کار از حرف زدن و اینا گذشته. ولی من فکر کنم نرفتید با آرامش و راحت خواسته هاتونو بهشون بگید.
ببینید نمیشه مثلحرف زد. چون اونوقت حرف زدن فایده نداره و اونا هم هی میگن
. بعد هر دو طرف آخرش مثل
میشن. هیچ کدوم حرف اون یکی رو نمیفهمه.
باید اینجوری حرف زد.دوستانه با احترام و واضح.
شما باید خیلی راحت حرفتون رو بزنید. مثلا بگید مامان وقتی تلویزیون روشنه من نمیتونم تمرکز بگیرم. بخاطر همین اگه اجازه بدید روزهایی که تا یک کلاس دارم میرم کتابخونه.
یا بگید مامان من جز ساعتهایی که تو مدرسه هستم به نظرم برام کافیه روزی 4 ساعت هم رو درسهام کار کنم. خب این حدودا دوازده ساعت روزم. از دوازده ساعت دیگه اش هم که خب 8 ساعتش خواب برام لازمه. ولی توی چهار ساعت باقی مونده نیاز به تفریحات و رسیدن به چیزایی که بهشون علاقه دارم هست.
یا هر چیز دیگه که خودتون فکر میکنید جزء حرفای دلتون هست، رو با یه بیان خوب و منطقی و محکم، و در آرامش بیان کنید.
اینجوری اونها هم درکتون میکنن و همراهیتون میکنن.
ضمنا شما نباید زمینه ی سین جیم کردن رو براشون فراهم کنید. خب وقتی بدون اطلاع مو ساعت دیرتر رفتید خونه معلومه که مادرتون نگران میشه. مسلما اگر روز قبلش بهش گفته بودید راستی مامام من فردا بعد از کلاس میرم کتابخونه و دو ساعتی دیرتر میام، او هم نگران نمیشد و سین جیم نمیکرد.







حرف زد. چون اونوقت حرف زدن فایده نداره و اونا هم هی میگن
. بعد هر دو طرف آخرش مثل
میشن. هیچ کدوم حرف اون یکی رو نمیفهمه.
دوستانه با احترام و واضح.

علاقه مندی ها (Bookmarks)