
نوشته اصلی توسط
مهدی 1360
متشکرم ازت ،خوب آنالیز کرده بودی اما کمی هم از این دریچه به داستان نگاه کن:
شب عروسی واسه آقایون (حداقل آدمهایی مثل من ،که همه چی رو خودشون ساختند و فراهم کردند) پر از استرسه ، نگرانی برخورد دو خانواده ، غذا ، رفتارهای مادرت با خانواده همسرت و... بعد خانوممت برگرده بگه چون من رو دوست داری شب عروسیمون استرس داشتی...
نمی خوام بگم من آدم بی عیبی هستم و همه کارام خوب بوده اما نباید همه تقصیرات بر عهده من باشه هیچ وقت 100 % کسی مقصر نیست و طرف مقابل 100% بی گناه و مظلوم بلکه درصد داره ...
ببخشید نمیدونم من خیلی خنگم یا شما بد گفتین؟؟
الان چی شد ؟
شما ناراحتین که استرس شب عروسیتون بخاطر مسایلی بوده غیر از دوست داشتن خانمتون.
بعد خانمتون اینطوری متوجه شده یا خواسته الکی بخودش بقبولونه که شما چون اونو خیلی دوست داشتین استرس داشتین.
حالا ینده خدا اینجوری فکر کرده چرا بزنین تو ذوقش ؟؟؟ بده خواسته شوهرش دوستش داشته باشه. استرس از دست دادنشو داشته باشه؟
اینو که خوندم یکمی بشکم بیشتر یقین کردم. من شک داشتم که نکنه شما اصن هیچ حسی نسبت به خانمتون نداشتین . دوستش نداشتین وقتی باهاش ازدواج کردین
واسه همین الانم اینجوری درکش نمیکنین و بااهاش سرد رفتار میکنین!!!
اما برعکس ایشون پرواضحه که بشما وابسته شدن!! متاسفانه!
خب بنده خدا حق داره هنگ کنه! کارش بیمارستان بکشه!
منم نمیخوام بگم شما 100 درصد مقصرین ایشون 100 درصد بیگناه!!
همون یه درصدی داره!
اما با توجه به گفته هاتون درصد گناه کار بودن شما و خانوادتون از ایشون بیشتره اینو که امید وارم قبول داشته باشین!
تازه دوستشم ندارین واسه همین بیشتر بهش سخت میگذره!
اون بنده خدا دوستتون داره! از طرف محبتی از شما و خونواده نمیبینه! مونده چه کنه! عقلش میگه جدا شو دلش میگه نه! خب فشار بجسمش میاد دیگه!
اینطور که منم متوجه شدم شما بیشتر حس دلسوزی نسبت بهش دارین تا دوست داشتن! خب حس دلسوزی جای دوست داشتن و نمیگیره! وقتی ایشون داغ میکنه جواب کاراتونو میده دیگه حس دلسوزی اینجا کارساز نیست باید اون حس دوست داشتنه باشه تا جلوی رفتار سرد شما رو بگیره و آتیش بحث و خاموش کنه و صلح ایجاد شه.
اما وقتی نیست خب صلحی هم نیست ! بجاش دعواس و جنگ اعصاب و بیمارستان....
وقتی هم زیاد این چیزا اتفاق بیوفته معلومه که حس دلسوزی خسته میشه و... دلش میخواد هرچی داره بده فقط جدا شه!!!
ایشون مقصرن متاسفانه, حداقل در انتخابشون !!!!
ببینین ایشون مهارت لازم برای درست کردن شرایط و ندارن میخواد با داد و بیداد یجورایی ناراحتیاش و عقده هایی که از شما و خونوادتون داشته خالی کنه از یطرف م دوستتون داره . و فکر میکرده که شما هم دوستشون دارین واسه همین حرف طلاق میزنه که مثلا بترسونتون اما یهو میبینه نه مثیکه خودشو گول زده بوده شما هم راضی به طلاق هستین بیشتر روش فشار میاد.
کاش میتونستین بیشتر درکشون کنین و بهشون برای یمدتی محبت کنین محبتی بدون منت بدون انتظار
شاید نتیجه اش بهتر بشه!
حداقل بهتر از الان!
علاقه مندی ها (Bookmarks)