اين طور كه گفتيد شما از وضعيتتان راضي هستيد كه بايد باشيد چون تا اينجا همه چيز باب ميل شما پيش رفته پس شما مشكلي نداريد--همسر شما تمايلي به موندن ندارن...پس همسر شما هستن كه بايد بيان و بگن چي ميخوان--ازشون پرسيديد علت اصلي تمايلشون براي رفتن چيه ---ايا همه شرايطي رو كه اينجا گفتيد رو براشون توضيح داديد--نظرشون چيه-يا فقط دلتنگي براي پدر و مادرشون هست نميتونن شرايط رو تحمل كنن؟اينكه شرايطتون طوري شده كه سمت قرص اعصاب رفته ايد واقعا متاسفم ولي توجه داشته باشيد هيچ چيز با ارزش تر از يك زندگي مملوع از ارامش -در كنار همسر و فرزندتون-نيست بايد سعي كنيد در كنار توجه به شرايطتون و اهميتي كه براي ديگران قائل هستيد شرايط همسرتون رو نيز درك كنيد و مسائله رو طوري حل كنيد كه همسرتون در كنار خودتون در اولويت نشسته باشد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)