به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 خرداد 93 [ 17:18]
    تاریخ عضویت
    1392-8-09
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    554
    سطح
    11
    Points: 554, Level: 11
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 21 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    گیسوی عزیز ممنون از توجهت .
    درباره سوال اول فکر می کنم بعضی وقتا اون موقعیتو بازسازی می کنم یه جای دیگه و با افراد دیگه ای که هیچ کدومشون وجود خارجی ندارن و شاید مشخصا یکی شون من باشم و شاید نباشم . البته بعضی وقت ها هم هیچ ربطی بین اون موقعیت و اون کسانی که یه جای دیگه تصورشون کرده ام وجود نداره و اصلا نمی شه گفت که بازسازیه .به هر حال اون موقعیتو با شرایط واقعیش فراموش می کنم و خودم نیستم.
    در مورد سوال دوم : شاید درست توضیح نداده ام . من جایی رو ترک نمی کنم . من همون جا هستم فقط تصور می کنم که کس دیگه ای هستم و جای دیگه ای هستم و این تصور خیلی قویه و نمی تونم جلوشو بگیرم.
    در مورد سوال سوم: بله اونا با من فرق دارن.


    دختر بی خیال عزیز متشکرم که خواستی کمکم کنی.
    به عنوان مثال می تونم بگم که نمی دونم چه مدتی ( حسابش از دستم در رفته ) به شدت تصور می کردم ( وشاید می کنم ) که مرد هستم و یه خونه دارم که مال خودمه و همسر و بچه هم دارم و تازه مادر زنم هم با ما زندگی می کنه و غرق شده بودم درخیال نقشه خونه مون و این که چه جوریه و توش بنایی می کنیم و این که اثاثیه چی داریم و چه طوری چیدیمشون و... با ریزترین جزئیات... در حالی که من اصلا یه دختر هستم و یادمه مثلا یه مدتی که خونه ی یکی از اقوام کار و زندگی می کردم این خیلی شدید بود.

    اون شخصیت ها با من خیلی فرق دارن و یکی هم نیستن که بگم همیشه این جوریه... در مجموع فکر کنم معمولا از من توانا تره و آدمای دور وبرش هم از آدمای دور و بر من خیلی بهترن. البته گاهی اونم به هیچ جایی نمی رسه و هیچ آینده خوبی براش نمی شه تصور کرد و مثلا اصلا بهتره که بمیره. گرچه من حتی برای اونا هم آینده نمی سازم . فقط یه لحظه شونو تصور می کنم و آینده شون جاذبه ای برام نداره.
    درمورد این که چه جوری خودآگاه حسابش می کنم و... نمی دونم باید فکر کنم. گفتم که بعضی وقتا غیرارادیه.

    ممنون از کمک شماها و دوستای دیگه ای که یه راه حلی بهم پیشنهاد کنن. من الان باید برای ارشد درس بخونم ولی نمی تونم با این اوضاع ...

    - - - Updated - - -

    گیسوی عزیز ممنون از توجهت .
    درباره سوال اول فکر می کنم بعضی وقتا اون موقعیتو بازسازی می کنم یه جای دیگه و با افراد دیگه ای که هیچ کدومشون وجود خارجی ندارن و شاید مشخصا یکی شون من باشم و شاید نباشم . البته بعضی وقت ها هم هیچ ربطی بین اون موقعیت و اون کسانی که یه جای دیگه تصورشون کرده ام وجود نداره و اصلا نمی شه گفت که بازسازیه .به هر حال اون موقعیتو با شرایط واقعیش فراموش می کنم و خودم نیستم.
    در مورد سوال دوم : شاید درست توضیح نداده ام . من جایی رو ترک نمی کنم . من همون جا هستم فقط تصور می کنم که کس دیگه ای هستم و جای دیگه ای هستم و این تصور خیلی قویه و نمی تونم جلوشو بگیرم.
    در مورد سوال سوم: بله اونا با من فرق دارن.


    دختر بی خیال عزیز متشکرم که خواستی کمکم کنی.
    به عنوان مثال می تونم بگم که نمی دونم چه مدتی ( حسابش از دستم در رفته ) به شدت تصور می کردم ( وشاید می کنم ) که مرد هستم و یه خونه دارم که مال خودمه و همسر و بچه هم دارم و تازه مادر زنم هم با ما زندگی می کنه و غرق شده بودم درخیال نقشه خونه مون و این که چه جوریه و توش بنایی می کنیم و این که اثاثیه چی داریم و چه طوری چیدیمشون و... با ریزترین جزئیات... در حالی که من اصلا یه دختر هستم و یادمه مثلا یه مدتی که خونه ی یکی از اقوام کار و زندگی می کردم این خیلی شدید بود.

    اون شخصیت ها با من خیلی فرق دارن و یکی هم نیستن که بگم همیشه این جوریه... در مجموع فکر کنم معمولا از من توانا تره و آدمای دور وبرش هم از آدمای دور و بر من خیلی بهترن. البته گاهی اونم به هیچ جایی نمی رسه و هیچ آینده خوبی براش نمی شه تصور کرد و مثلا اصلا بهتره که بمیره. گرچه من حتی برای اونا هم آینده نمی سازم . فقط یه لحظه شونو تصور می کنم و آینده شون جاذبه ای برام نداره.
    درمورد این که چه جوری خودآگاه حسابش می کنم و... نمی دونم باید فکر کنم. گفتم که بعضی وقتا غیرارادیه.

    ممنون از کمک شماها و دوستای دیگه ای که یه راه حلی بهم پیشنهاد کنن. من الان باید برای ارشد درس بخونم ولی نمی تونم با این اوضاع ...

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 دی 92 [ 19:23]
    تاریخ عضویت
    1392-7-26
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    398
    سطح
    7
    Points: 398, Level: 7
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 77 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ساکورای گرامی

    یک سوال ازتون دارم. ان شخصیت فرضی, شخصیت مورد علاقه شماست؟ یا ان کسیکه دوست دارید باشید؟ مثلا فرمودید فرض می کنید مرد هستید. دوست داشتید پسر بودید؟ و یا ان شرایط فرضی, شرایطی که ازش لذت می برید و دوست دارید در محیط واقعی هم وجود داشته باشه ولی نداره؟
    به نظرم بهتره که کارشناسان بیشتر راهنمایی تون کنند تا من که روانشناس نیستم.
    ولی انچه به ذهنم میرسه اینه. به نظرم سعی کنید اول هدف و علاقه تون را در زندگی پیدا کنید و روی این بخش ها متمرکز بشید. من فکر می کنم اگه به علاقه تون رسیدگی کنید بتونید جلوی این افکار را بگیرید و سعی کنید انچه که تصور می کنید را در محیط واقعی بدست بیاورید البته اگر ان تصورات درست و منطقی و مورد علاقه تون هست. منظورم اینه که اگه مثلا فکر می کنید که ازدواج کردید و بچه دارید. سعی کنید کم کم به ازدواج فکر کنید و خودتون را برای ازدواج اماده کنید و در دنیای واقعی طعم شیرین داشتن همسر و فرزند را تجربه کنید. یا اگه اثاثیه خاصی را تصور می کنید, سعی کنید برنامه ریزی کنید و کار و پس انداز کنید و کم کم تا حد توان انها را تهییه کنید و ....
    فرمودید برای ارشد مطالعه می کنید. رشته تحصیلی تون را دوست دارید؟ و نیازها و خواسته هاتون را براورده می کنه؟ اگه اینطوره که خیلی خوبه. هر وقت خواستید که به این افکار فکر کنید جلوی خودتون بایستید و به اهداف و اینده و علاقه و برنامه هاتون فکر کنید. و همینطور به عواقب ان افکار کاذب فکر کنید که عمر شما که مهمترین سرمایه تون هست را نابود می کنه و مانع پیشرفت و موفقیت تون در زندگی واقعی میشه و شما را از اطرافیان و دوستان و جامعه دور می کنه.
    شاید انوقت که به ان افکار و شرایط فکر می کنید خیلی لذت ببرید ولی در دنیای واقعی خیلی ضرر می کنید و هیچ سودی نمی برید و هیچ چیزی بدست نمی اورید. به نظرم اگه علاقه تون را جایگزین این افکار کنید و هر روز در راستای ساخت زندگی مورد علاقه تون قدم بردارید, حتی یک قدم خیلی کوچک, کم کم بتونید این افکار را فراموش کنید.
    من پیشنهاد می کنم بیادید فکر کنید که از چه فعالیتی خوشتون میاد و بهش علاقه دارید و از این به بعد که خواستین به این افکار فکر کنید این کار را انجام بدید و یا اگه داشتید درس می خوندید و ذهن تون منحرف شد, به اینده و زمان باقی مونده تا ارشد فکر کنید و اجازه ندید زمانتون از دست بره.
    و همینطور برای خودتون پاداش و تنبیه در نظر بگیرید.
    هر روزیکه گذشت و شما به این موارد فکر نکردید یه کاری که دوست دارید را انجام بدید و یا هر چیزی که خوشحالتون می کنه و هر روز که اشتباه کردید و وقت و عمر خودتون تلف کردید خودتون را از چیزی که دوست دارید محروم کنید! البته شخصا فکر می کنم که منطقی تر اینه که هدف تون را در زندگی پیدا کنید و خودتون را قانع کنید که اینکار در واقعیت هیچ سودی براتون نداره.
    و نمیدونم که چه قدر مذهبی هستی ولی به فکر خدا و این دنیا و ان دنیا هم بیشتر باشید!
    به این موضوع فکر کنید که خدا هر لحظه اینجاست و شاهد و ناظر ما و اعمال و افکار ما و ان دنیا از کارهایی که کردیم سوال میشه و اینکه عمرمون چگونه صرف کردیم؟؟؟
    و هر وقت که خواستین به این افکار فکر کنید به خدا فکر کنید و از خدا بخواهید که بهتون کمک کنه و جلوی خودتون بایستید و به خودتون بگید: اجازه نمیدم که زندگی و عمرم بیهوده تلف بشه.
    و به این فکر کن که همیشه مثل الان جوان و پرانرژی نیستی و این دوران طلایی زندگیت و دیگه بر نمی گرده.

    به امید روزیکه شما بیای و در همین تاپیک به ما بگی که دیگه عمر و وقت ارزشمندت را صرف اینکارا نمی کنی و داری از تک تک لحظه های زندگیت در دنیای واقعی لذت می بری و به خودت و دیگران سود می رسانی.

    موفق و شاد و سلامت باشی دوست عزیزم.


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 14 تیر 96, 19:57
  2. استفاده از سایت همسریابی برای آشنایی و ازدواج درست هست
    توسط شمیم بهار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 17:30
  3. پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 فروردین 93, 16:14
  4. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  5. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.