به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 آبان 92 [ 10:29]
    تاریخ عضویت
    1390-4-26
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    1,731
    سطح
    24
    Points: 1,731, Level: 24
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    kamr عزیز حرفاتون رو کاملا قبول دارم. باید خودسازی کنم. باید با او مثه بقیه رفتار کنم
    ممنونم از راهنماییتون.
    البته یه چیزایی هست... مثلا خانواده شوهرم با خانواده عموی شوهرم قهر بودن. تازه آشتی کردن.
    بنظرتون ممکنه اگه اختلافی بینشون نبود شوهرم میخواست با دختر عموش ازدواج کنه؟
    راستی یه مسئله دیگه هم هست.. اونم اینه که شوهرم ازاینکه من با هر کسی تو فامیلشون ارتباط داشته باشم میترسه. البته اینو بگم که فامیلاشون خیلی بدن... خیلی بد... فقط دنبال ایراد گرفتن، کوچیک کردن دیگرونن.
    البته مهمونی هاشون کمه و هرجاکه همدیگرو میبینیم شوهرم میخواد من کنار او باشم تا یه وقت کسی مخ منو شستشو نده یا ازم حرف نکشه یا واسم قیافه نگیره
    راستش من از این کار شوهرم خوشم نمیاد.فکر میکنم از نظر او من خیلی ضعیفم که از پس چند تا از فامیلاشون برنمیام. فکرنکنین اشتباه فکر میکنم چون این مسئله رو خودش یه جورایی بهم فهمونده که از تنها بودن من با اونا نگران میشه .
    ...(البته من یه نقطه ضعف دارم. اونم اینه که اگه کسی بخواد ازم حرف بکشه البته تا حدی که خیلی خصوصی نباشه بهش جواب میدم . یعنی بلد نیستم طرفو بپیچونم یا بهش دروغ بگم و حتی بلد نیستم که من از طرف حرف بکشم. ..)
    راستش من جدیدا سعی کردم تو مهمونی ها دور از شوهرم بشینم تا بتونم با بقیه ارتباط داشته باشم و ببینم بقیه چی میگن و اگه خیلی زرنگن چه جورین

    bano ی عزیز باید اعتراف کنم که خیلی قوی هستی. من که اینقدر خودمو قبول دارم بنظرم اصلا نمیتونستم مثه تو باشم.آفرین...
    فقط واسم خیلی عجیبه که کی راجع به گذشته شوهرت بهت گفته؟؟؟
    ویرایش توسط samira.y : چهارشنبه 15 آبان 92 در ساعت 09:28

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط samira.y نمایش پست ها
    مثلا خانواده شوهرم با خانواده عموی شوهرم قهر بودن. تازه آشتی کردن. دلیل قهر؟؟؟ و از طرف کی بود؟؟؟ و آیا آشتی بعد ازدواج شما صورت گرفته؟؟؟

    بنظرتون ممکنه اگه اختلافی بینشون نبود شوهرم میخواست با دختر عموش ازدواج کنه؟


    به نظر میاد قهر از طرف خانواده دخترعمو شروع شده و الان که دیگه همسرتون ازدواج کرده و کار از کار گذشته کار به آشتی کشیده. پس فکر نمیکنم این ازدواج سر میگرفت.


    راستی یه مسئله دیگه هم هست.. اونم اینه که شوهرم ازاینکه من با هر کسی تو فامیلشون ارتباط داشته باشم میترسه. البته اینو بگم که فامیلاشون خیلی بدن... خیلی بد... فقط دنبال ایراد گرفتن، کوچیک کردن دیگرونن. عزیزم وقتی اینا رو میدونی چرا موش می دوونی؟؟؟

    هرجاکه همدیگرو میبینیم شوهرم میخواد من کنار او باشم تا یه وقت کسی مخ منو شستشو نده یا ازم حرف نکشه یا واسم قیافه نگیره ، وقتی همسرت اینو میخواد حتما یه چیزی میدونه میگه.

    راستش من از این کار شوهرم خوشم نمیاد.


    فکر میکنم از نظر او من خیلی ضعیفم. ربطی به ضعیف بودن نداره. اصلا چرا میخوای مثلا خودتو قوی نشون بدی؟ که چی بشه؟

    ...(البته من یه نقطه ضعف دارم. اونم اینه که بلد نیستم طرفو بپیچونم یا بهش دروغ بگم و حتی بلد نیستم که من از طرف حرف بکشم. . ..)

    راستش من جدیدا سعی کردم تو مهمونی ها دور از شوهرم بشینم . بدترین کاری که میتونی بکنی. وقتی همسرت بهتر از تو فامیلشو میشناسه و راضی به این کار نیست.

    تا بتونم با بقیه ارتباط داشته باشم و ببینم بقیه چی میگن و اگه خیلی زرنگن چه جورین. چرا تو محیطی قرار میگیری که خانمهای باتجربه راحت نقطه ضعفتو پیدا کنند و چیزایی بگی که بعدا پشیمون بشی؟؟

    bano ی عزیز باید اعتراف کنم که خیلی قوی هستی. من که اینقدر خودمو قبول دارم بنظرم اصلا نمیتونستم مثه تو باشم. پس همسرت حق داره وقتی با فامیلاشی نگرانت باشه.
    ...


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عدم تمرکز روی دروس و احساس یاس و ناامیدی
    توسط sadafdarya در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 18 دی 96, 17:51
  2. رفتارش از روی هوس بوده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توسط سپیده 90 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 خرداد 93, 19:17
  3. دوس دارم دختر عموی شوهرم رو بکشم.....
    توسط samira.y در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 آبان 92, 11:54
  4. عروس بزگتر بهتر است یا عروس کوچکتر خانواده؟
    توسط باربی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 شهریور 91, 20:52
  5. ایستگاه کنجکاوی ( در مورد نفر قبلیت کنجکاوی کن)
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 شهریور 89, 10:23

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.