واحد عزیز
ایشون احساس میکنن شما بهشون کم علاقه شدین ( افکار شما در رفتارتون مشخص میشه ) و این بیشتر ایشونو عصبی میکنه
دوست خودم دقیقا درست گفتید چون آدم رکی هستم و بهش چند بار گفتم که از این رابطه خسته شدم اون در جواب من میگه به زور کسی رو نمیشه نگاه داشت ولی بدون کسی تو رو بیشتر از من دوست نداره و نخواهد داشت.
علت دلزدگی من تنها مقایسه است.
مقایسه اون با شخص دیگه با شوهرهای دوست هام و...
ولی یه روز یه جمله تو همدردی خوندم که نوشته بود "هیچ وقت ظاهر زندگی بقیه رو با باطن زندگی خودتون مقایسه نکنید..." اونجا بود که فهمیدم باید دست از این مقایسه کردنها بردارم ،چه بسی کسایی هستند که آرزوشون زندگیه من یا دیگرانه بدونه این که از درونش خبر داشته باشند.
سهند جان
می دونم که نمی تونی به این راحتی کاتش کنی حداقل 5 سال دیگه زمان می بره عزیزم(اینجاشو خوب دقت کن که خودم دارم می کشم)
بله حق با شما ست .اما وقتی اومدم اینجا و تصمیم گرفتم تاپیک بزنم گفتم مرگ یه بار شیوان یه بار- تاوانش رو پس میدم هر چی که باشه، ولی به قول
شیدا خانم:
شما توی این 5 سال با هم زندگی نیمه مشترک داشتید. مسافرت و رابطه و ... شرایط را پیچیده تر می کنه.
این را هم در نظر بگیر که رابطه شما یک موضوع کوتاهمدت یا ... نیست که بتونی نادیده بگیری یا پنهان کنی.
خواستگاران آتی تو باید این ماجرا را بدونند.
چون اگر شما هم نگید با توجه به عمق و زمانش و این که همه دوست و آشنا و خانواده و فامیل درجریانند خواهد فهمید.
به هر حال حق هم داره که بدونه.
این رابطه جوری هست که نمیشه پنهانش کرد و با یک توبه کردن و بخشش از طرف خدا همه چی رو ختم کرد فرا تر از این حرفها ست که نخوام حرفی در موردش بزنم . ابتدای تاپیک یجورائی خجالت میکشیدم همه چی رو باز کنم ولی بعد خدا رو شکر انقدر بچههای اینجا خوب با آدم صحبت میکنن که مثل خواهر برادر میمونن واسم. حالا که همه چی رو گفتم شما هم تشخیص تون اینه که یه دوستی ساده یا فقط پیامک و تلفن نیست که بخوام بهمش بزنم واقعاً مثل طلاق گرفتن میمونه .برا همین تمام تلاشم رو میکنم که درستش کنم که حداقل اگه نتیجه نگرفتم کاری که از دستم بر میومده رو انجام داده باشم.
من سال پیش که با یک مرکز مشوره تلفنی صحبت کردم و همه چیز رو توضیح دادم مشاور اونجا گفتن حالا که شرایط اینجوریه انتظار نداشته باش پسرهای جوان و دست نخورده بیان سراغت میتونی رو گزینههای دیگه مثل مرد هایی که قبلا ازدواج کردن(!) یا سنّ بیشتری دارن فکر کنی .
حس می کنم می خوای تاپیک را ببندی و نمی خوای ادامه بدی.
قصد دارم اگه مدیر سایت موافقت کنن تاپیکام رو منتقل کنم به انجمن آزاد چون حس میکنم چیزهای زیادی رو بازگو کردم شاید درست نباشه.
هیچ وقت لطف، زحمات و پیگیری شما،جناب ammin و بقیه دوستان رو فراموش نمیکنم امیداورم هرچی که صلاح هست همون اتفاق بیفته.
با هیچکس بر سر باورش نمى جنگم؛
خداى هر کس همان است که؛
درون او با وی سخن مى گوید ...
ویرایش توسط yektaye tanha : شنبه 23 آذر 92 در ساعت 15:50
علاقه مندی ها (Bookmarks)